تأثیر تمدن ایرانیان بر نفوذ گسترش اسلام در یمن - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ٩٣ - تحول مفهوم انصار
..................................................
→ راه کاروانِی مِیان ِیمن و شام که مکه و ِیثرب و طائف در امتداد آن قرار داشت و شاخههاِیِی از آن به سوِی شرق و شمال شرقِی ممتد بود. راه دِیگر از طرِیق درِیاِی سرخ با هند مرتبط بود ...
فرهنگ اعراب پِیش از اسلام
کسانِی که تواناِیِی خواندن و نوشتن (که نشانه رشد علمِی و فرهنگِی است) داشتند، در مِیان اعراب بسِیار اندک بودند (به خطبه ١٠٤ نهج البلاغه مراجعه شود) و هنگام ظهور اسلام در مِیان قرِیش فقط ١٧ تن و در مِیان قبائل أوس و خزرج مدِینه نِیز شمارِی اندک بودهاند، (قال النبِی صلِّی اللّه علِیه و آله: «الحکمة ضالة المؤمن فحِیث وجدها فهو أحق بها»، منِیة المرِید، ج١، ص١٧٣، درمصادر متعددِی اِین حدِیث با الفاظ و مضامِین گوناگونِی وارد شده است، ولِی همه آنها بِیانگر اِین نکته است که گوهر حکمت، گمشده مؤمن است، در هر جا آن را پِیدا کند آن را فرا مِیگِیرد؛ کما اِینکه اگر جواهرِی از دهان خوک ِیا خنزِیر افتاده باشد گوهرشناس آن را برمِیدارد و آن را تطهِیر کرده و استفاده مِیکند). از جمله بعضِی ِیهود نوشتن مِیدانستند. گفته شده است کسانِی که خواندن و نوشتن مِیدانستند اِین دانش را از مردم حِیره و آنها نِیز از اهالِی انبار (که تحت حاکمِیت ساسانِیان اِیران بودند که خود دلِیل روشنِی است بر علوّ ساسانِیان) آموخته بودند. از اِینرو اعراب، علم و فلسفه و اندِیشه و شِیوههاِی عملِی ِیا کتابهاِیِی که از قدِیم براِی آنها مانده باشد، نداشتند ... با وجود غلبه زبان عربِی در جزِیرة العرب، در برخِی جاها و شهرها مانند صحار (قصبة عمان)، به فارسِی سخن مِیگفتند و بِیشتر مردم عدن و جدّه، اِیرانِیتبار بودند. مع الوصف از آثار بناهاِی بر جاِی مانده و آثار معمارِی دِیگر ... بر مِیآِید که اعراب جزِیرة العرب طِی تارِیخ دراز خود که به صدها سال پِیش از مِیلاد حضرت مسِیح باز مِیگردد، داراِی تجارب هنرِی، فنِی و مهندسِی بودهاند که در اِیجاد سدها و مخازن و چاها و بناِی شهرها و قصرهاِی باشکوه و معابد بزرگ و باروهاِی استوار، نماِیان مِیشده است و در اِین ←