تأثیر تمدن ایرانیان بر نفوذ گسترش اسلام در یمن - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٣٣ - مقام پدر جابر بن عبداللّه
حضرت فرمود: خداِی متعال با همه از پسِ پرده سخن گفت، اما پدرت را زنده کرد و بِیپرده به او فرمود که بندهام! هر چه خواهِی آرزو کن تا به تو بدهم. پدرت گفت: خداِیا! مرا زنده گردان تا دوباره در راه تو کشته شوم! خداوند فرمود: قانون من اِین است که کسِی به دنِیا برنگردد. پدرم گفت: پس آنچه نعمت به من دادهاِی به دِیگران ابلاغ کن! خداوند اِین آِیه را نازل فرمود: (وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِِی سَبِيلِ اللهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُون).[١] البته قول مشهور شأن نزول اِین آِیه را چنِین دانستهاند كه در پِی نبرد اُحد كه مسلمانان با خِیل شهدا و تبلِیغات سوء منافقان روبرو شدند كه مِیگفتند: اگر شما همانند ما در جنگ شركت نمِیكردِید كشته نمِیشدِید، آرزو داشتند كه از حال شهِیدانشان آگاه شوند،[٢] خداوند اِین آِیه را در پاسخ به آنان و درباره مقام شهِیدان نازل كرد كه اِیشان زندهاند و نزد پروردگارشان روزِی داده مِیشوند. نقل شده است که پِیامبر صلِّی الله علِیه و آله بعد از شهادت پدر جابر به او گفت: «از اِین به بعد کسِی از تو نزد من عزِیزتر نِیست».[٣]
جابر مِیگوِید: وقتِی پدرم در اُحد به شهادت رسِید، عمّهام
[١] سوره آل عمران، آِیه١٦٩. جامع البِیان (طبرِی)، ج٤، ص١١٢ - ١١٤؛ اسباب النزول، ص١٠٩؛ مصابِیح السنة بغوِی، ج٤، ص٢٢٣؛ حلية الأولِیاء، ج٢، ص٤؛ جامع المسانِید، ج٢٤، ص١١٥.
[٢] جامع البِیان (طبرِی)، ج٤، ص١١٢؛ روض الجنان، ج٥، ص١٤٦.
[٣] اسد الغابة فِی معرفة الصحابة، ج٣، ص٢٤٣.