تأثیر تمدن ایرانیان بر نفوذ گسترش اسلام در یمن - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٧٥ - احترام جابر به ولاِیت امام حسن مجتبِی
گفت: تو با اِین کهنسالِی و منزلتِی که در اثر همراهِی با رسول خدا صلِّی الله علِیه و آله دارِی اِین چنِین مِیکنِی!؟ جابر در پاسخ او گفت: «إِلَيْكَ عَنِِّی، فَلَوْ عَلِمْتَ يَا أَخَا قُرَيْشٍ مِنْ فَضْلِهِمَا وَ مَكَانِهِمَا مَا أَعْلَمُ لَقَبَّلْتَ مَا تَحْتَ أَقْدَامِهِمَا مِنَ التُّرَابِ»؛ از من دور شو، اگر تو فضِیلت و موقعِیت آندو را آنگونه که من مِیدانم مِیدانستِی، بر خاک قدمشان بوسه مِیزدِی.
سپس جابر به انس بن مالک رو کرد و گفت: روزِی رسول خدا صلِّی الله علِیه و آله در مسجد بود و اصحاب او را احاطه کرده بودند. حضرت به من فرمود: اِی جابر! «اُدْعُ لِِی حَسَناً وَ حُسَيْناً»؛ حسن و حسِین را نزدم بِیاور. جابر مِیگوِید: پِیامبر صلِّی الله علِیه و آله به آندو عشق مِیورزِید. من هم رفتم و آندو را فرا خواندم، در بِین راه گاهِی اِین و گاهِی آن را به دوش مِیگرفتم تا به حضور پِیامبر صلِّی الله علِیه و آله رسِیدِیم. حضرت که احترام و محبت مرا نسبت به آندو دِید از من پرسِید: «أَ تُحِبُّهُمَا يَا جَابِرُ»؛ اِی جابر! آِیا آندو را دوست مِیدارِی؟ من گفتم: پدر و مادرم فداِیت! چرا آنان را دوست ندارم در حالِی که مقام آنان را نزد شما مِیدانم. سپس پِیامبر صلِّی الله علِیه و آله سخنانِی در فضِیلت امام حسن و امام حسِین علِیهما السلام بِیان داشت و در پاِیان به حضرت مهدِی عجّل الله تعالِی فرجه الشّرِیف که از نسل امام حسِین بوجود خواهد آمد اشاره فرمود.[١]
[١] الأمالِی (للطوسِی)، ص٥٠٠ و٥٠١؛ بحار الأنوار (ط - بِیروت)، ج٢٢، ص١١٠ - ١١٢.