تأثیر تمدن ایرانیان بر نفوذ گسترش اسلام در یمن - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٥٢ - جابر در غزو? خندق (احزاب)
جابر در غزو? خندق (احزاب)
جابر در جنگ خندق در سال پنجم هجرت نِیز حضور داشت. در اِین سال، پِیمان مخالفان اسلام علِیه مسلمِین شکل گرفت؛ مشرکان قرِیش با قباِیل گوناگون متحد شدند تا با هجوم همهجانبه از پِیشرفت نهضت اسلام جلوگِیرِی کنند و براِی همِیشه از اِین دعوت رهاِیِیبخش آسودهخاطر شوند.
وقتِی خبر به پِیامبر صلِّی الله علِیه و آله رسِید، با اصحاب به مشورت پرداخت. در آن مِیان، پِیشنهاد سلمان فارسِی نظر حضرت را جلب کرد، چون مدِینه در موقعِیتِی قرار گرفته که کوهها و سنگلاخها به آن احاطه کرده بود، در همان قسمتِی که جلگه و مسطّح بود و امکان حمله وجود داشت، خندقِی کَنده شود تا دشمن به آسانِی نتواند حمله کند و وارد مدِینه شود. در اِین غزو? بسِیار مهم، حکاِیتها از جابر
→انصار صدمه دِید. عبداللّه بن اُبَِیّ از شنِیدن اِین خبر، بسِیار خشمگِین شد و تهدِید کرد وقتِی به مدينه برگردد افراد حقِیر را از اِین شهر بِیرون مِیکند. اِین سخن عبداللّه که معناِیش اخراج مهاجران از مدِینه بود، در آِیه هشتم سوره «منافقون» اِینگونه آمده است: «مِیگوِیند: اگر به مدينه برگرديم، قطعاً آنكه عزتمندتر است آن زبونتر را از آنجا بيرون خواهد كرد». زِید بن ارقم که شاهد اِین ماجرا بود، صحبتهاِی عبداللّه را براِی پِیامبر صلِّی الله علِیه و آله بازگو کرد؛ اما عبداللّه نزد پِیامبر صلِّی الله علِیه و آله رفت و به وحدانِیت خدا و رسالت پِیامبر صلِّی الله علِیه و آله شهادت داد و گفتههاِی زِید را تکذِیب کرد و حال آنکه او هنوز در دلش کِینه داشت. اندکِی بعد، آِیات نخست تا هشتم سوره «منافقون» نازل شد! (تفسِیر قمِی، ج٢، ص٣٦٨ - ٣٧٠).