تأثیر تمدن ایرانیان بر نفوذ گسترش اسلام در یمن - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٢٥ - نورِیان مر نورِیان را طالب اند
بدون کم و زِیاد به سوِی من مِیآِیند و تا پاِی جان با من بِیعت مِیکنند. عبداللّه بن عباس، پسرعموِی آن حضرت مِیگوِید: من شروع به شمارش کسانِی که براِی بِیعت مِیآمدند کردم. تعداد به ٩٩٩ نفر رسِید و کس دِیگرِی نبود، گفتم: «اِنّا للّه و اِنّا الِیه راجعون»، چه باعث شد که حضرت چنِین گوِید؟! ناگاه مردِی پشمِینه پوش و سلاح بردوش دِیدم که از سمت کوفه مِیآِید. او به حضور امِیرمؤمنان رفت و عرض کرد: دستت را دراز کن تا با تو بِیعت کنم. علِی فرمود: با من به چه چِیزِی بِیعت مِیکنِی؟! گفت: بِیعت بر شنِیدن سخنانت و پِیروِی از دستوراتت و جنگِیدن در رکابت تا مرگم فرا رسد، ِیا اِینکه خداوند پِیروزِی نصِیبت گرداند. علِی فرمود: نامت چِیست؟ او گفت: اوِیس قرنِی. علِی فرمود: «اللّه اکبر! رسول خدا به من خبر داد که مردِی از امتش را ملاقات مِیکنم که به او اوِیس قرنِی گفته مِیشود. او از حزب خدا و رسول خداست. مرگش شهادت است و در آخرت، به تعداد دو قبِیله ربِیعه و مُضر شفاعت مِیکند».[١]
نورِیان مر نورِیان را طالباند[٢]
ورود اوِیس به جمع ِیاران امام علِی، حتِی در لشکرِیان معاوِیه نِیز
[١] الإرشاد (للمفِید)، ج١، ص٣١٥ و٣١٦.
[٢] مثنوِی معنوِی مولانا، دفتر دوم، بخش١: «نارِیان مر نارِیان را جاذباند * نورِیان مر نورِیان را طالباند».