تأثیر تمدن ایرانیان بر نفوذ گسترش اسلام در یمن - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٧٦ - رابطه ولاِیِی جابر با امام حسِین
آوردهاند که او در روز شهادت امام حسن حضور داشت و هنگامِی كه نزديک بود ميان امام حسين و مروان بن حكم بر سر دفن امام حسن در كنار جدّش درگِیرِی اِیجاد شود، جابر با امام حسين سخن گفت تا برادرش را در بقيع به خاک بسپارد و او هم قبول کرده، چنان كرد.[١]
رابطه ولاِیِی جابر با امام حسِین
از آنچه گذشت، ارتباط قلبِی و عاطفِی جابر با امام حسِین نِیز دانسته شد. گرچه جابر به علت کهنسالِی و نابِیناِیِی نتوانست امام را در کربلا ِیارِی کند، ولِی آن حضرت در روز عاشورا که براِی بِیدارِی مردم سخنرانِی مِیکرد، به آنان فرمود: بنگرِید من کِیستم! آِیا صحِیح است کشتن من؟ آِیا من پسر دختر پِیامبر شما نِیستم؟ آِیا من پسر وصِیّ و پسرعموِی پِیامبر شما نِیستم؟ همو که اولِین کسِی است که به پِیامبر صلِّی الله علِیه و آله اِیمان آورد ... آِیا پِیامبر دربار? من و برادرم نفرمود: اِیندو آقاِی جوانان اهل بهشتاند؟ ... اگر گمان مِیبرِید که دروغ مِیگوِیم کسانِی هستند که اگر از آنان بپرسِید از حقِیقت امر به شما خبر دهند. بروِید از کسانِی چون جابر بن عبداللّه انصارِی و ابوسعِید خُدرِی و ... بپرسِید.[٢]
[١] تارِیخ مدِینة دمشق (ابن عساکر م. ٥٧١ق)، ج١٣، ص٢٨٧؛ البداية و النهايه (ابن کثِیر)، ج٨، ص٤٨.
[٢] بحار الأنوار (ط - بِیروت)، ج٤٥، ص٦.