تأثیر تمدن ایرانیان بر نفوذ گسترش اسلام در یمن - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٣ - نفوذ اِیرانِیان در ِیمن
شخصِی بنام «وَهْرز» بود. وهرز اِیرانِی که نام حقِیقِی او خُرْزاد بود، در ِیمن به حکومت رسِید و از دولت اِیران متابعت مِیکرد،[١] تا هنگامِی که دِین مقدس اسلام آشکار شد و نبِی اکرم صلِّی الله علِیه و آله در حجاز دعوت خود را آغاز فرمود. حکومت ِیمن که بدست باذان بن ساسان اِیرانِی بود، جنگهاِی حضرت رسول صلِّی الله علِیه و آله با قباِیل عرب و مشرکِین قرِیش در زمان همِین باذان شروع شد. او از جانب خسرو پروِیز بر ِیمن حکومت مِیکرد و بر سرزمِینهاِی حجاز و تهامه نِیز نظارت داشت و گزارش کارهاِی آن حضرت را مرتّباً به خسروپروِیز مِیرسانِید.
بنا به نقل ابن اسحاق: پس آن که «أبرهه» به هلاکت رسِید،پسرش «ِیکسوم بن أبرهه» و پس از آن، برادرش: «مسروق بن أبرهه» به پادشاهِی ِیمن رسِید و چون گرفتارِی أهل ِیمن به درازا کشِید « سِِیفِ بْنِ ذِی ِیَزَن حمِیرِی» نزد «قِیصر» پادشاه روم رفت و از وِی خواست تا در کار ِیمن دخالت کند و آن را از دست حبشِیان بِیرون آورد و خود بر آن حکومت کند، امّا «قِیصر» به شکاِیت وِی ترتِیب اثر نداد. «سِیف» نزد «نعمان بن منذر» رفت که در سرزمِین «حِیره » و مضافات آن از «عراق» دست نشانده «خسرو» بود و از حبشِیان نزد وِی شکاِیت کرد، «نعمان» گفت: من همه ساله نزد
→ پس وهرز و سِیف بن ذِی ِیزن با پِیروزِی وارد صنعا شدند و حبشِیان را از ِیمن راندند و سِیف به ملک و دولت خود باز رسِید. (روضة الصفاء / ملخص از تارِیخ طبرِی، ج٢، ص ١٤٠ و ١٤١).
[١] خدمات متقابل اسلام و اِیران، ص٤٨٢.