تأثیر تمدن ایرانیان بر نفوذ گسترش اسلام در یمن - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ٦٦ - فصل سوم نفوذ و گسترش اسلام در مِیان اوس و خزرج
مدِینة الرسول و پناهگاه مهاجران نازل گردِید و از آنها به نام «انصار» ياد شده و قرآن کريم به جهت پِیمان ِیارِی که با پِیامبر اکرم صلِّی الله علِیه و آله پِیش از هجرت به مدِینه بستند و حماِیتِی که پس از هجرت، از آن حضرت داشتند، لقبِ «انصار» را براِی آنها بکار برده است.[١] اِین کلمه از عناوِین مشهور تارِیخ صدر اسلام است و در بسِیارى از متون رواِیى، تارِیخى و تفسِیرى بكار رفته و آن برگرفته از رِیشه «ن - ص - ر» و مفرد آن به عنوان اسم فاعل «ناصر» است كه به مفهوم كمک کننده و ِیارى رساننده است. در فصل چهارم به توضِیح و پِیداِیش مفهوم اِین واژه پرداخته خواهد شد.
رواِیاتِی متعدد و گاه متعارض درباره نخستِین مسلمانان ِیثربِی وجود دارد. بنا به رواِیت مشهور از ابناسحاق نخستِین کسانِی که به پِیامبر صلِّی الله علِیه و آله اِیمان آوردند، شش تن بودند که دو تن از بنِینجار، سه تن از بنِی سلمه و ِیک نفر از بنِیزرِیق؛ که در مراسم حجّ در سال ِیازدهم بعثت با پِیامبر صلِّی الله علِیه و آله آشنا شدند و پس از شنِیدن سخنان اِیشان، به وِیژه اشاره وِی به وعده ِیهودِیان ِیثرب به ظهور پِیامبر صلِّی الله علِیه و آله، اِیمان آوردند.[٢]
البته در اِین دوره، بزرگان اوس نِیز مخاطب دعوت پِیامبر صلِّی الله علِیه و آله
[١] آِیات ١٠٠ و ١١٧ سوره توبه.
[٢] السِیرة النبوِیه، ج١، ص٢١٧ و٢٣٣؛ ابنسعد، الطبقات، ج١، ص١٦٨ و١٦٩؛ الکامل، ابن اثِیر،ج٢، ص٩٥.