تأثیر تمدن ایرانیان بر نفوذ گسترش اسلام در یمن - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٨٦ - ملاقات جابر با امام باقر
آن زمان که امام سجاد به شهادت رسِید. از آن به بعد، به احترام سوابق جابر، امام باقر به سراغ جابر مِیآمد.[١]
٢ـ فُلَيْح بن أبِی بَكر شَيْبانِی مِیگوِید: من خدمت امام سجاد بودم و فرزندانش نِیز حضور داشتند. به ناگاه جابر بن عبداللّه انصارِی وارد شد و بر حضرت سلام کرد. سپس دست امام باقر را گرفت و در کنارِی بُرد و به وِی عرض کرد: پِیامبر خدا صلِّی الله علِیه و آله به من خبر داد که تو مردِی از خاندان مرا مِیبِینِی که نامش محمد بن علِی و کنِیهاش ابوجعفر است، هرگاه به حضورش رسِیدِی، سلام مرا به او برسان. جابر اِین سخن را گفت و رفت.
وقتِی نماز مغرب را اقامه کردند، حضرت سجاد از فرزندش امام باقر پرسِید: جابر به تو چه گفت؟ امام باقر گفت? جابر را براِی پدر بازگو کرد، پدر بزرگوارش به او فرمود: «هَنِيئاً لَكَ يَا بُنَِیَّ مَا خَصَّكَ اللَّهُ بِهِ مِنْ رَسُولِهِ مِنْ بَيْنِ أَهْلِ بَيْتِكَ لَا تُطْلِعْ إِخْوَتَكَ عَلَى هَذَا فَيَكِيدُوا لَكَ كَيْداً كَمَا كَادُوا إِخْوَةُ يُوسُفَ لِيُوسُفَ»؛ اِین وِیژگِی که خداوند از جانب پِیامبرش به تو ارزانِی داشت گواراِی تو باد اِی پسرم، برادرانت را بر آن آگاه مکن، مبادا آنچنانکه برادران ِیوسف به وِی مکر ورزِیدند، برادرانت به تو مکر بورزند![٢]
[١] بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج٤٦، ص٢٢٥؛ الكافِی (ط - الإسلامِیة)، ج١، ص٤٦٩ - ٤٧٠.
[٢] الكافِی (ط - الإسلامِیة)، ج١، ص٣٠٤؛ الوافِی، ج٢، ص٣٤٤؛ مرآة العقول فِی شرح أخبار آل الرسول، ج٣، ص٣٢١ و٣٢٢.