تأثیر تمدن ایرانیان بر نفوذ گسترش اسلام در یمن - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٣٤ - مقام پدر جابر بن عبداللّه
فاطمه براِی او گرِیه مِیکرد، پِیامبر صلِّی الله علِیه و آله فرمود: براِی او گرِیه کنِی ِیا گرِیه نکنِی، فرشتگان با بالهاِی خود بر جنازه او ساِیه افکندهاند تا او را بردارِید و دفن کنِید. به نقل از جابر، وقتِی آتش جنگ فرو نشست، ِیکِی از عمههاِی جابر به نام «هند» که همسرش «عمرو بن جموح» و پسرش «خلّاد» نِیز در اُحد به شهادت رسِیده بود، به مِیدان آمد و جنازههاِی همسر و پسر و برادرش عبداللّه پدر جابر را بر شتر بار کرد تا ببرد و در مدِینه به خاک بسپارد؛ اما در اِین هنگام منادِی رسول خدا صلِّی الله علِیه و آله صدا زد كه كشته شدگان را در محل نبرد به خاک بسپارند،[١] از اِینرو در همانجا دفن شدند.
به سفارش پِیامبر صلِّی الله علِیه و آله، عبداللّه پدر جابر و عمرو بن جموح (شوهر عم? جابر) را در ِیک قبر نهادند. ٤٦ سال بعد، معاوِیه در دوران حكومتش در صدد جارِی ساختن چشمهاِی در اُحد برآمد و اعلام نمود كه هر كس شهِیدِی در آنجا دارد حضور ِیابد. جابر پس از چند دهه جنازه پدر را ِیافت كه هنوز خون از آن جارِی بود.[٢]
جابر بعد از شهادت پدرش، با مشکلات مالِی دست به گرِیبان
[١] سِیر اعلام النبلاء (ذهبِی)، ج١، ص٣٢٥؛ الاصابه فِی تمِیِیز الصحابة (ابن حجر عسقلانِی)، ج٨ ، ص٤٠؛ الطبقات (ابن سعد)، ج٣، ص٥٦٢.
[٢] المغازِی (واقدِی، محمد بن عمر)، ج١، ص٢٦٦ - ٢٦٩؛ شرح نهج البلاغه لابن أبِی الحدِید، ج١٤، ص٢٦٢ - ٢٦٥؛ عِیون الاخبار (ابن قتِیبه)، ج٢، ص٣٤٢؛ سِیر اعلام النبلاء (ذهبِی)، ج٣، ص١٩٠؛ سِیره ابن هشام، ج٢، ص١٠٦ و ج٣، ص١٠٤.