تأثیر تمدن ایرانیان بر نفوذ گسترش اسلام در یمن - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١١٨ - کنِیه و القاب
صدمه ببِیند، به زبان عربِی گفته مِیشود: «شتر عِینه»؛ از اِینرو به او اشتر گفتند. اما وجه اِینکه به او کبش العراق مِیگفتند، از اِینرو بود که کبش عبارت است از قوچ شاخدار که معمولاً «گله» گوسفند دنبالهرُوِی او و او جلودار آنهاست. اِین لقب براِی مالک، کناِیه و اشاره به آن است که وِی جلودار و سپهسالار لشکرِیان علِی در عراق بوده است و او پس از دلاورِی و شجاعت قابل تحسِین در نبرد صفِین، به اِین لقب ناِیل شد.
در حضور پِیامبر صلِّی الله علِیه و آله از مالک اشتر نام برده شد. پِیامبر صلِّی الله علِیه و آله فرمود: «انه المؤمن حقا». پِیامبر صلِّی الله علِیه و آله در جاِی دِیگر در جرِیان دفن کردن ابوذر در ربذه فرمود: افراد صالح و مؤمنِی در آن سرزمِین مِیآِیند که ابوذر را دفن مِیکنند که بعد از گذشت سالِیان و هنگام وفات ابوذر، دخترش در آن بِیابان، مالک اشتر و تعدادِی از همراهان او را مِیبِیند و مالک اشتر بنا به درخواست دختر ابوذر بر جنازه او نماز خواند و دفن کردند.
إبِی أبِی الحدِید در شرح نهج البلاغه مِینوِیسد: زنده باد مادرِی که همچون اَشتَرِی فرزند بزاد! اگر کسِی سوگند ِیاد کند که در تمامِی عرب و عجم، خداوند مردِی به دلاورِی اشتر جز استادش علِی بن ابِیطالب علِیهما السلام نِیافرِیده است، گمان ندارم در سوگندش خطاکار باشد! چه گوِیم درباره کسِی که زندگِیاش اهل شام را منهزم و شهادتش اهل عراق را عاجز و ناتوان کرد.[١]
[١] شرح نهج البلاغه إبن أبِی الحدِید، ج١٥، ص٩٩.