تأثیر تمدن ایرانیان بر نفوذ گسترش اسلام در یمن - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٨٤ - جابر با امام باقر
حقاِیق آن را برملا مِیکند، در اين هنگام سلام مرا به او برسان.[١]
اِین سخن پِیامبر صلِّی الله علِیه و آله در ذهن جابر آنچنان نقش بست که بعدها بسِیار آرزوِی دِیدار شخص موعود را مِیکرد و همواره مِیگفت: اِی باقر العلم! اِی باقر العلم! اهل مدِینه که از دل جابر خبر نداشتند مِیپنداشتند که جابر هذِیان مِیگوِید. اما جابر در پاسخ آنان مِیگفت: «لَا وَ اللَّهِ مَا أَهْجُرُ وَ لَكِنِِّی سَمِعْتُ رسول الله صلِّی الله علِیه و آله يَقُولُ إِنَّكَ سَتُدْرِكُ رَجُلًا مِنِِّی اسْمُهُ اسْمِِی وَ شَمَائِلُهُ شَمَائِلِِی يَبْقرُ الْعِلْمَ بَقْراً، فَذَاكَ الَّذِِی دَعَانِِی إِلَِی مَا أَقُولُ»؛ به خدا قَسم هذِیان نمِیگوِیم، چراکه از پِیامبر خدا صلِّی الله علِیه و آله شنِیدم که فرمود: تو مردِی از فرزندان مرا خواهِی دِید که اسم و شماِیلش چون اسم و شماِیل من است، علم را زِیرورو مِیکند، اِین است انگِیز? من در آنچه مِیگوِیم.[٢]
اِین دوران بر جابر بسِیار کُند مِیگذشت، چراکه از ِیکسو به فرمود? پِیامبر صلِّی الله علِیه و آله اِیمان داشت و مِیدانست که آنچه حضرت فرموده حقّ و درست است و از سوِی دِیگر، چند دهه انتظار و چشمبراهِی، سخت و ناراحتکننده بود. به هر حال اِین دور? انتظار و آرزو و امِید به سر آمد و امام محمد بن علِی علِیهما السلام به دنِیا قدم نهاد.
[١] تارِیخ ِیعقوبِی (احمد بن ِیعقوب م. ٢٩٢ق)، ج٢، ص٣٢٠.
[٢] بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج٤٦، ص٢٢٣ - ٢٢٧؛ الكافِی (ط - الإسلامِیة)، ج١، ص٤٦٩ - ٤٧٠؛ تارِیخ مدِینة دمشق (ابن عساکر م. ٥٧١ق)، ج٥٤، ص٢٧٥.