تأثیر تمدن ایرانیان بر نفوذ گسترش اسلام در یمن - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ٦٩ - بِیعت عقبه اول
ابِیطالب» به سر مِیبرد و در موسم حج از «شعب» بِیرون آمده، در حجر اسماعِیل مِینشِیند و مردم را به آِیِین خود دعوت مِیکند.
أسعد پِیش از آنکه با سران دِیگر قرِیش تماس بگِیرد، تصمِیم گرفت به «مدِینه» بازگردد، ولِی او به رسم دِیرِینه اعراب، علاقهمند شد پِیش از اِینکه حرکت کند، خانه خدا را زِیارت کند. امّا عتبه او را از اِین کار نهِی کرد که مبادا هنگام طواف، سخن اِین مرد را بشنود و تحت تأثِیر او قرار بگِیرد. از طرف دِیگر هم ترک مکّه بدون زِیارت خانه خدا در آن روزگار زشت و زننده بود، سرانجام براِی حلّ مشکل، «عتبه» پِیشنهاد کرد که أسعد پنبهاِی در گوش خود فرو برد تا سخن او را نشنود. أسعد آهسته وارد «مسجد الحرام» شد و آغاز به طواف کرد. در نخستِین شوط، چشمش به پِیامبر اسلام صلِّی الله علِیه و آله افتاد، دِید مردِی در حجر اسماعِیل نشسته و عدهاِی از بنِی هاشم دور او را گرفته و از وِی محافظت مِیکنند، ولِی از ترس تأثِیر سخن او جلو نِیامد.
سرانجام در سِیر طواف، قدرِی با خود اندِیشِید که اِین چه کار احمقانهاِی است که من انجام مِیدهم، ممکن است فردا در مدِینه از من درباره اِین حادثه سؤالهاِیِی بکنند، آن موقع من در پاسخ آنان چه بگوِیم؟ از اِینرو، لازم دِید که درباره اِین حادثه اطلاعاتِی به دست آورد. او قدرِی پِیش آمد و به رسم عرب جاهلِی سلام کرد