تأثیر تمدن ایرانیان بر نفوذ گسترش اسلام در یمن - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٢٤ - امام علِی در انتظار اوِیس
محشور مِیشود که جمعِیت بسِیارِی را به تعداد افراد و قبِیله پرجمعِیتِ ربِیعه و مُضَرّ، شفاعت مِیکند».
در رواِیت دِیگرِی آمده است پِیامبر اکرم صلِّی الله علِیه و آله به ِیاران خوِیش امر فرمودند که هر ِیک از شما اوِیس قرنِی را ملاقات کرد، سلام مرا به او برساند و از او درخواست استغفار کند. اصحاب از وِی پرسِیدند: ِیا رسول اللّه! اوِیس قرنِی کِیست؟! پِیامبر صلِّی الله علِیه و آله نشانههاِی وِی را اِینگونه بِیان کرد: «اوِیس چشمان سِیاه ماِیل به کبودِی دارد و چهرهاش گندمگون و چانهاش کشِیده و قامتش معتدل است. غالباً قرآن تلاوت مِیکند و اشکش همواره از خوف خدا جارِی است. دو جامه کهنه در بر دارد. او در زمِین گمنام است، ولِی آسمانِیان او را مِیشناسند. روز رستاخِیز به دِیگر مردمان گفته مِیشود وارد بهشت شوِید، ولِی به اوِیس مِیگوِیند همِینجا بمان و هر کس را خواستِی شفاعت کن.[١]
امام علِی در انتظار اوِیس
سپاه حضرت علِی براِی جنگ با معاوِیه، از کوفه به سوِی شام حرکت کرد. امِیرمؤمنان علِی در راه رفتن به صفِین، به منطقهاِی به نام ذِی قار رسِید و در آنجا توقف کرد و فرمود: امروز از سوِی کوفه، هزار نفر[٢]
[١] همان.
[٢] اِین حدِیث به صورت مختصر تر در رجال الكشِی، ص٩٨ هم آمده، ولِی در آنجا به جاِی هزار نفر، ١٠٠ نفر گفته شده است.