تأثیر تمدن ایرانیان بر نفوذ گسترش اسلام در یمن - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٩٥ - برخورد جابر با عبدالملک مروان
برخورد جابر با عبدالملک مروان
رابط? جابر با عبدالملک مروان و حکومتش دوستانه نبوده و او را حاکمِی نالاِیق و بهدور از سِیستم تعالِیم اسلام مِیدانست که با حِیله و نِیرنگ به قدرت رسِیده است. شِیوه حکومتِی عبدالملک، ظالمانه بود و مسلمانان را شکنجه مِیکرد؛ به همِین جهت مسلمانان بهوِیژه اصحاب بازمانده رسول خدا صلِّی الله علِیه و آله همچون جابر، در موارد مناسب، از اعتراض و بِیان حقاِیق کوتاهِی نمِیکردند. در ماجراِی ِیورش حُبَِیش بن دَلَجه در زمان عبدالملک به مدِینه (سال ٦٥ هجرِی)، او به دنبال جابر فرستاد و از وِی خواست با عبدالملک به عنوان خلِیفه بِیعت كند و با خدا پِیمان ببندد كه به بِیعتش وفادار بماند و تهدِید كرد كه در صورت خوددارِی، خون وِی را خواهد رِیخت. جابر بِیعت با او را كارِی دشوار برشمرد و گفت: با وِی با همان شرطِی كه با رسول خدا صلِّی الله علِیه و آله در حدِیبِیه بِیعت كردِیم بِیعت مِیكنِیم.[١]
به موجب نقلِی عبدالملک در سفر حج، ٥٠٠ درهم به جابر بخشِید و او پذِیرفت.[٢] در اِین ملاقات جابر، حرمت شهر مدِینه را كه رسول خدا صلِّی الله علِیه و آله آن را «طِیبه»ِیا طابه[٣] نامِیده، ِیادآور شد و از
[١] الامامة و السِیاسة (ابن عساکر م. ٥٧١ق)، ج٢، ص٢٤.
[٢] سِیر اعلام النبلاء (ذهبِی م. ٧٤٨ق)، ج٣، ص١٩٣؛ تارِیخ مدِینة دمشق (ابن عساکر م. ٥٧١ق)، ج١١، ص٢٣٥.
[٣] جابرِین سمره مِیگوِید: از رسول خدا صلِّی الله علِیه و آله شنِیدم که فرمود: «انّ الله تعالِی سمِّی المدِینه طابه» (صحِیح مسلم، کتاب الحجّ، باب المدِینه تنفِی شرارها).