تأثیر تمدن ایرانیان بر نفوذ گسترش اسلام در یمن - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٨٢ - رابطه ولاِیِی جابر با امام سجاد
برسانم و نِیز به من فرمود: تو زنده مِیمانِی تا آن وقت که از فرزندانم محمد بن علِی باقر العلوم را ببِینِی و آنگاه تو نابِینا شده باشِی. سپس به امام باقر عرض کرد: از پدرت اجازه بگِیر تا من به حضورش برسم.
امام باقر به خدمت پدر بزرگوارش رسِید و آنچه بِین او و جابر گذشته بود را براِی پدر باز گفت. امام سجاد فرمود: او جابر بن عبداللّه انصارِی است. سپس اجازه داد تا جابر به حضورش برسد. جابر وقتِی به نزد حضرت آمد، دِید که زِیادِی عبادت، او را فرسوده کرده است. امام او را احترام کرد و برخاست و با جابر احوالپرسِی کرد و او را در جاِی مناسب نشاند. جابر رو به حضرت سجاد کرد و گفت: اِین زحمت و فشار چِیست که بر اثر زِیادِی عبادت به خود مِیدهِید! آِیا نمِیدانِید که خداوند بهشت را براِی شما و دوستان شما و جهنم را براِی دشمنان شما پدِید آورده است! امام سجاد در پاسخ فرمود: «يَا صَاحِبَ رَسُولِ اللَّهِ! أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ جَدِِّی رَسُولَ الله صلِّی الله علِیه و آله قَدْ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ وَ لَمْ يَدَعِ الِاجْتِهَادَ ...»؛ اِی صحابِی پِیامبر! آِیا نمِیدانِی که خداوند، گذشته و آِیند? پِیامبر را آمرزِید، در عِین حال او دست از مجاهده و عبادت برنداشت؟ آنقدر عبادت کرد تا پاهاِیش متورّم شد. به پِیامبر گفتند: با آنکه خداوند، گذشته و آِیند? تو را آمرزِیده، باز هم اِینگونه عبادت سنگِین انجام