تأثیر تمدن ایرانیان بر نفوذ گسترش اسلام در یمن - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٨١ - رابطه ولاِیِی جابر با امام سجاد
بسِیار صمِیمِی و نزدِیک بود که نشاندهند? موقعِیت و جاِیگاه جابر در مِیان اهل بِیت علِیهم السلام است؛نقل شده است که فاطمه دختر امِیرالمؤمنِین (که دختر آن حضرت از ِیکِی از کنِیزان اِیشان بود) روزِی به سراغ جابر رفت و به او گفت: اِی صحابِی پِیامبر! ما بر شما حقوقِی دارِیم، من جمله اِینکه هرگاه دِیدِید ِیکِی از ما بر اثر مجاهده و عبادت، خود را به سختِی و نابودِی انداخته، به او تذکر داده و به رعاِیت حال خود دعوت کنِید. علِی بن الحسِین علِیهما السلام که تنها ِیادگار پدرش است بر اثر سجده بسِیار، پِیشانِی و کف دستها و سر زانوهاِیش پِینه بسته است. به او ِیادآور شو که از عبادت خود بکاهد و ملاحظه حال خود کند!
جابر پِیرو اِین تقاضاِی دختر امِیرالمؤمنِین به سوِی خانه حضرت زِین العابدِین حرکت کرد. جلو خانه، امام باقر را در مِیان نوجوانان بنِیهاشم دِید. نگاه جابر که به اِیشان افتاد با خود گفت: اِین نوجوان همچون پِیامبر راه مِیرود. از او پرسِید: اِی نوجوان! تو کِیستِی؟ پاسخ شنِید: محمد فرزند علِی بن الحسِین. جابر به گرِیه افتاد و گفت: به خدا قَسم تو به حق، شکافنده علم و معارف الهِی هستِی. پدرم فداِیت، به نزد من بِیا. حضرت به نزد او آمد، جابر پِیراهن حضرت را بالا زد و صورت خود را بر سِینهاش نهاده و بر آن بوسه زد و گفت: جدّت پِیامبر صلِّی الله علِیه و آله به من فرموده سلام او را به تو