انگیزه سیاسی مأمون در ترویج مکتب ارسطوئی - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ٣٧ - توصیف عقل و جایگاه آن
قِیامت به مقدار آنچه که عقل به آنها عطا کرده است از آنها حساب مِیکشد.
توصِیف عقل و جاِیگاه آن
در اِین رواِیت بسِیار طولانِی که ذِیلاً قسمتِی از آن را نقل مِیکنِیم، گر چه رواِیت از نظر سند، مرفوعه[١] است، ولِی در نهاِیت چون نقل هشام بن حکم از امام موسِی بن جعفر علِیهماالسلام است و هشام بن حکم در نزد امام موسِی بن جعفر علِیهماالسلام داراِی اعتبار و جاِیگاه خاصِی است، بدِین جهت بِیش از سِی مورد با خطاب «ِیا هشام» رواِیت را به اِیشان - مثل رواِیت اباذر که در آن، رسول خدا ٦ چندِین بار گفته - «ِیا اباذر»، بهگونهاِی که بعضِی رسالهاِی در اِینباره نوشتهاند - القا فرموده است، خود دلِیل بر توجه و مورد اعتنا مِیباشد و از سوِی دِیگر چون مضمونش مطابق عقل و خرد است بدِین جهت، مرفوعه بودن به اعتبار آن آسِیب نمِیرساند.
در اِین رواِیت، بِیش از چهل مورد به آِیات قرآنِی و تقرِیباً به همِین مقدار در ضمن به فرماِیش رسول خدا ٦ و ساِیر أئمه
١. مرفوعه را ارباب علوم دراِیه و حدِیث با تعابِیر مختلف تعرِیف کردهاند و ما از آن مِیان، به فرماِیش سِید الطائفه محقق کمنظِیر آِیت اللّه بروجردِی١ اکتفا مِیکنِیم که فرموده است: «المرفوع ما اشتمل علِی لفظ رفع، مثلاً اذا روِی الکلِینِی و قال علِی بن ابراهِیم عن ابِیه عن ابن ابِی عمِیر ِیرفعوه الِی الصادق علِیهالسلام فهو مرفوع ... حذف السند قطعه و عبّر مکانه لفظة رفعه». (اصول الحدِیث، آِیت اللّه شِیخ جعفر سبحانِی).