پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٣٣ - الف - با معاويه در مدينه
شيطان در سينههايشان لانه كرده و تخم گذارده است و گلوگاهشان را گرفته، آنها را به خطاكارى واداشته است و كارهاى زشت را در برابرشان زينت داده و در مسير هدايت، كورشان ساخته است و به تجاوز و گناه و دشمنى و دروغ و بهتان راهنمايى كرده است. آنها با شيطان شريك و رفيقاند (و كسى كه با شيطان همراه باشد، رفيق پليدى براى خود برگزيده است) شيطان براى تربيت آنها بس است و خداوند بهترين يار و كمككار است».
امام حسن عليه السّلام با شنيدن اين سخنان بسان سيلى خروشان جهيد و به افتراها و ياوهگويىهاى معاويه پاسخ داد و فرمود:
«ايّها الناس! من عرفني فقد عرفني، و من لم يعرفني فأنا الحسن بن علي بن أبي طالب، أنا ابن نبيّ اللّه، أنا ابن من جعلت له الأرض مسجدا و طهورا، أنا ابن السراج المنير، أنا ابن البشير النذير، أنا ابن خاتم النبيّين و سيّد المرسلين، و امام المتّقين، و رسول ربّ العالمين، أنا ابن من بعث الى الجن و الانس، أنا ابن من بعث رحمة للعالمين»؛
مردم! آنكس كه مرا مىشناسد، به خوبى مىداند من كيستم و آنكه نشناخته خود را به او معرفى مىكنم. من حسن بن على بن ابى طالب، فرزند پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و اله هستم، فرزند كسى كه زمين برايش سجدهگاه و پاكيزه قرار داده شد. من فرزند مشعل فروزان الهىام، من فرزند پيامبر مژدهدهنده و بيمرسانم، من فرزند خاتم پيامبران، سرور مسلمانان و پيشواى پرواپيشگان و فرستاده پروردگار جهانيانم، من فرزند پيامبرى هستم كه به سوى جنّيان و انسانها برانگيخته شد، من فرزند كسىام كه رحمت، براى جهانيان است.
سخنان امام مجتبى بر معاويه دشوار آمد و درصدد قطع سخن امام عليه السّلام برآمد و گفت: «حسن! درباره خرما نيز سخن بگو».