پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٩٥ - اتمام حجت
رويارويى با دشمن نداشت و با اينكه از آز و طمع و خواستههاى آنان پرده برداشته شد، ولى امام عليه السّلام جهت اتمام حجّت بر آنان، در جمعشان به ايراد سخن پرداخت و فرمود:
واى بر شما! به خدا سوگند! معاويه به وعدههايى كه در برابر كشتن من به شما داده عمل نخواهد كرد. تصوّر من اين است كه حتى اگر دست در دست معاويه نهم و تسليمش شوم، اجازه نخواهد داد من به آيين جدّم رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله عمل كنم. البته من به تنهايى قادرم خداى عز و جل را پرستش كنم ولى گويى مىبينم فرزندانتان بر در خانههاى فرزندان آنها چون گدايان ايستاده و تقاضاى آب و نان دارند در صورتى كه اين نعمتها را خداوند به آنان ارزانى داشته است و بنى اميه حتى از دادن آب و نان نيز به آنان خوددارى مىكنند. با انجام اين اعمال ناپسند از رحمت خدا دور باشند و مرگشان باد، ستمكاران پى خواهند برد كه به كجا باز خواهند گشت».[١]
امام عليه السّلام ديگر بار، پيش از پذيرش پيشنهاد صلح معاويه براى آگاهى از نظرات و مقاصد يارانش، با آنان اتمام حجت نمود و پس از حمد و ثناى خداى متعال فرمود:
به خدا سوگند! خوارى و ذلت و تعداد اندك سپاه، ما را از نبرد شاميان باز نداشت، بلكه با توان و بردبارى با آنان مىجنگيديم ولى اين توان و بردبارى با پديد آمدن دشمنىها فرتوت گشت و به ناشكيبايى تبديل شد، آنگاه كه شما همراه با ما به جنگ صفين مىرفتيد دينتان در نزد شما مقدم بر دنيايتان بود ولى اكنون دنياى شما مقدم بر دينتان مىباشد. در آن زمان هريك پشتيبان يكديگر بوديم ولى امروز بر
[١] . تاريخ طبرى ٤/ ١٢٢، تذكرة الخواص ابن جوزى ١١٢.