پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٨٨ - سخنان پربار و گرانبها
حق مردم در اين است كه: وظائف خود را نسبت به برادران دينى خود انجام دهى و از خدمت به مردم بازنمانى و همچنان كه زمامدار با توبه درستى رفتار مىكند تو نيز به درستى و خالصانه برايش عمل كن و هرگاه از راه راست منحرف شد، در برابر او ايستادگى كن و بر سرش فرياد برآور.
حق مردگان اين است كه: از خوبىهاى آنان سخن بگويى و از كارهاى بدشان چشم بپوشى، زيرا آنها نيز پروردگارى دارند كه به حسابشان رسيدگى خواهد فرمود.[١]
سخنان پربار و گرانبها
١. آنكس كه در پى عبادت است براى آن پاك و پيراسته گردد.
٢. مصيبتها، كليد پاداشاند.
٣. نعمت، از جهتى گنج و از سويى ديگر بدبختى است. اگر آن را سپاس گفتى گنج است و اگر كفران نعمت كردى بلاى جان خواهد بود.
٤. بدخويى، بدتر از مصيبت است.
٥. آنكس كه سفر دور آخرت را به ياد آورد، خود را آماده مىكند.
٦. پذيرش ننگ و عار، از آتش آسانتر است.
٧. بهترين دارايى آن است كه آبروى انسان را حفظ كند.
٨. فرصت، زود مىگذرد و دير باز مىگردد.
٩. انسان تا وعده نداده، آزاد است و اگر وعده داد در گرو آن است تا بدان وفا كند.
١٠. مرگ، دنيا را رسوا كرد، آنچه را در دنيا در پىاش بودى و به آن دست نيافتى به منزله كارى قرار ده كه در ذهنت نگذشته است.
١١. نيازمندى بهتر است از اينكه دست نياز نزد ناكسان ببرى.
[١] . حياة الامام الحسن ١/ ٣٥١.