پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٥ - بخش نخست امام حسن مجتبى عليه السلام در يك نگاه
جلوگيرى از آشفتگى بيشتر اوضاع، از خلافت چشم پوشيد. بنابراين، گزينش صلح از ناحيه امام عليه السّلام در جهت تحقّق منافع و اهداف برجسته و بلند آيين مقدس اسلام، در اوج حكمت و دورانديشى آگاهانه سياسى صورت مىپذيرفت.
امام حسن عليه السّلام پس از ماجراى صلح با معاويه از ناحيه آن دسته از پيروان و هواداران خويش كه جام صبرشان از جور و ستم معاويه لبريز شده بود، به شدت مورد نكوهش قرار گرفت با اينكه شرايط بسيار دشوارى كه امام عليه السّلام را مجبور به پرهيز از جنگ و كنارهگيرى از قدرت نمود، بر بيشتر آنان پوشيده نبود و بسيارى از بزرگان و سران مسلمانان با آگاهى از حقد و كينه بنى اميه نسبت به اسلام و مبلّغان و دعوتگران وفادار آن و آشنايى با تلاشهايى كه امويان در راستاى زنده كردن انواع مظاهر جاهليتى كه توسط اسلام منكوب شده بود، داشتند حادثه صلح را ضربهاى سخت و سهمگين بر پيكر مسلمانان تلقى كردند.
ولى امام عليه السّلام با صلح مشروطى كه برقرار كرد به معاويه ميدان داد تا از حقيقت طرحهاى جاهلى خود پرده بردارد و ماهيت وى را به توده مسلمانان ناآگاه، بشناساند. از همين رهگذر تا آن زمان كه اين صلح و آشتى كوس رسوايى سياست حيلهگرانهاى را كه معاويه در برابر دشمنانش سپر خويش قرار داده بود به صدا درآورد، براى امام عليه السّلام به عنوان يك پيروزى بهشمار مىآمد و آنگاه كه معاويه خود، در آشكار شدن حقيقت انحراف آميزش ايفاى نقش كرد، در واقع طرح و برنامه امام عليه السّلام به موفقيّت دست يافت. زيرا معاويه صريحا اعلان داشت كه مبارزه و جنگ او، جنبه دينى ندارد، بلكه براى دستيابى به حكومت و سلطهگرى به مسلمانان، دست به اين كار زده است و