پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٤٩ - توطئه معاويه بر ضد امام عليه السلام
حضرت فرستاد ولى به خواستهاش نرسيد تا اينكه طى نامهاى به پادشاه روم با اصرار و پافشارى از او زهر كشندهاى درخواست كرد. پادشاه روم از فرستادن چنين زهرى خوددارى كرد ولى زمانى كه معاويه به او فهماند، قصد دارد فردى را كه در سرزمين تهامه براى درهمشكستن اركان شرك و كفر و جاهليت، دست به شورش زده و پادشاه اهل كتاب را تهديد كرده، به قتل برساند، توانست به آن زهر كشنده دست يابد. بدينسان، جنايتى كه پدر به آن دست يازيد، سبب شد كه روح الگوپذيرى را در جاهطلبى پسر برانگيزد تا هر دو در اجراى بزرگترين جنايت تاريخ اسلام، يعنى به شهادت رساندن دو سالار جوانان اهل بهشت، تشريك مساعى و در قطع «تنها واسطه» نسل رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله، با يكديگر همكارى داشته باشند. جنايت به اين معنا مستقيما به نابودى كشاندن حيات و زندگى رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله با امتداد تاريخىاش بهشمار مىآمد.
آرى؛ هر دو قاتل- با اين همه فجايع- به مقام خلافت مسلمانان دست يافتند!!!
واى به اسلام، اگر خلفاى آن از اين قماش باشند!!!
زيركى ادعايى معاويه شيوهاى را در قتل و كشتار براى او پسنديده جلوه داد كه پسرش يزيد بدان دست نيافت. او «جوانى مغرور» و آن يكى «فردى زيرك و كارآزموده» بود!!! اگر ابو سفيان تا دوران اين دو فرزندش زنده مانده بود، اطمينان مىيافت كه آنها نقشى را كه وى در آرزوى آن براى بنى اميه بود به خوبى اجرا كردهاند.