پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٤٥ - پيمانشكنى معاويه
كه با تسلط حاكمانى از اين قبيل، حكومت اسلامى را فرا گرفته بود، براى مسلمانان پرده برداشت، حكّامى كه از ريشه، داراى انحراف بوده و تحت تأثير رسومات جاهلى خويش قرار داشتند و اسلام از ديدگاه آنان وسيله تسلط بر مردم و جبران كمبودهاى شخصيتى تلقى مىشد كه بر ايشان مقدر شده بود زيرا بار سنگين ناخوشايند آن بىمانند تلقى مىشد.
امام حسن عليه السّلام با اين كار ثابت كرد كه همواره بر موضع استوار خويش كه مبارزهاش با جاهليّت اموى را از آنجا آغاز كرده بود، باقى است. هرچند شرايط دشوار و رنجآورش او را واداشت، شمشير در نيام كند و مرحله جنگ را پشتسر بنهد، زيرا امكان نداشت فرياد حقطلبانهاى كه گوش باطلگرايان را كر ساخته بود، ميان انبوهى از ياوهگويىهاى انحرافآميز دشمنان به وادى نابودى سپرد.
بدينترتيب، امام عليه السّلام در مسير پيشبرد آئين الهى- كه ادامه حركت جدش پيامبر عظيم الشأن بود- گام برداشت و حفظ و حراست از اصول و مبانى اصيلى كه رسالت الهى در خصوص آن آمده بود، بر عهده آن حضرت قرار داشت تا نام و ياد خدا در سراسر گيتى طنينافكن شود.
مبحث چهارم (سرنوشت مواد پيماننامه و شهادت امام حسن عليه السّلام)
پيمانشكنى معاويه
همانگونه كه گذشت در نخستين بند قرارداد صلح آمده بود كه امام عليه السّلام خلافت را به معاويه واگذارد مشروط به اينكه طبق كتاب الهى و سنّت نبى اكرم و شيوه خلفاى شايسته عمل نمايد.
امام عليه السّلام با اينكه از ناحيه ياران وفادارش به شدت تحت فشار قرار