پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢٣ - بخش نخست امام حسن مجتبى عليه السلام در يك نگاه
خداوند وجود مقدس او را از هرگونه عيب و پليدى مبرّا ساخته بود. مردم كوفه و بصره در بيعت با آن امام همام بر يكديگر سبقت گرفتند و اهل حجاز و يمن و فارس و مردم ديگر مناطقى كه محبت اهل بيت را در دل داشته و با پدر بزرگوارش بيعت كرده بودند دست بيعت به امام دادند. زمانى كه خبر بيعت مردم با امام مجتبى عليه السّلام به معاويه و هوادارانش رسيد، با تمام حيله و نيرنگى كه در اختيار داشتند، درصدد به تباهى كشاندن بيعت و آشفته ساختن اوضاع برآمدند.
امام حسن عليه السّلام پس از پدر بزرگوارش زمام امور را به دست گرفت و در آن فضاى آكنده از آشوب و توطئه، به شايستهترين شكل ممكن به اداره امور پرداخت. فرمانروايان خود را بر شهرها گمارد و آنان را به اجراى عدالت و نيكى و مبارزه با ظلم و طغيان و سركشى سفارش فرمود و راه و روشى را كه پدر ارجمندش پيموده و ادامه روش جد بزرگوارش پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله قلمداد مىشد، پىگرفت.
با اينكه امام مجتبى عليه السّلام از نفاق و حقهبازى معاويه و دشمنى و خصومت وى با رسالت جدش پيامبر و تلاشى كه در راستاى زنده كردن مظاهر جاهليت انجام داده بود، به خوبى آگاهى داشت ولى بر ضد او اعلان جنگ نكرد، مگر پس از ارسال نامههايى پياپى كه در آن وى را به وحدت و يكپارچگى صفوف مسلمانان فراخواند و بر او اتمام حجت نمود تا عذرى براى معاويه باقى نماند.
هرچند امام حسن عليه السّلام با معاويه مكاتبه كرد ولى به خوبى مىدانست كه معاويه نهتنها درخواست وى را پاسخ نخواهد گفت، بلكه در مورد وى موضعى بىشرمانهتر از موضعگيرى گذشته او در مورد پدر بزرگوارش امير مؤمنان عليه السّلام خواهد داشت. به ويژه كه معاويه در توطئههاى خود بر ضد پدر