پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ٢١٤ - خلاصه بحث بيان گذارى علل و اسباب صلح
شمار مىآمد، زيرا نتايج آن قيام توسط امام حسن عليه السّلام به پختگى و كمال مطلوب خود رسيد و مقدماتش توسط آن بزرگوار فراهم آمد.
مردم پس از حادثه ساباط و كربلا با دقت در رخدادها، بنى اميه را در آن پايه از عصبيتى جاهلى و پليدى يافتند كه نه تنها تمام عصبيّتهاى خشن و فرومايه و ستم پيشه بدانها نمىرسند، بلكه خطر آنها براى اسلام و مسلمانان به مراتب كمتر از خطر بنى اميه بهشمار مىآمد.[١]
خلاصه بحث بيان گذارى علل و اسباب صلح
١. ياران امام عليه السّلام در اثر دسيسههاى معاويه، به ضعف و سستى كشيده شدند و دست از يارى حضرت برداشته و از فرمان آن بزرگوار سرپيچى نمودند. در چنين وضعيّتى نه تنها پايدارى و مقاومت سودى نمىبخشيد بلكه در برابر حمله و نيرنگ معاويه، نابودى و شكست خط مكتب اهل بيت حتمى بود و امام عليه السّلام مىبايست با حفاظت از اين خط، آن را در جامعهاى كه حيله و نيرنگ معاويه به آن سايه افكنده بود به رشد و كمال سوق دهد.
٢. شكست سپاهيان امام عليه السّلام شهادت آن بزرگوار و خاندان و ياران با وفاى وى را به دنبال داشت و يا به اسارت درآمده و در زندانهاى معاويه باقى مىماندند و يا با آنكه در موضع ضعف قرار داشتند، آنان را آزاد و در قبال آزادى، بر آنها منّت مىنهادند كه همه اين نتايج ناپسند بهشمار مىآمد.
اگر بر شهادت، اثرى شرعى زود يا دير مترتب نباشد نمىتوان براى آن
[١] . به مقدمه صلح امام حسن از شيخ راضى آل ياسين مراجعه شود.