پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٩٠ - ١٠ خيانتهاى پياپى در لشكر امام عليه السلام
دقيق عمل كرد به گونهاى كه از سخنان حضرت به پذيرش صلح و يا مطلبى اشاره به صلح، پى نبردند، بلكه حضرت به پند و اندرز آنها پرداخت و به پرستش خداى عزّ و جل و آنچه به صلاح آنان و مسلمانان بود، فرا خوانده و به امورى كه در قبال آن در پيشگاه خدا و در حق رسول او مورد پرسش قرار مىگرفتند، يادآورشان ساخت.
وقتى مغيره و رفقايش نخستين نقش سناريويى را كه حيله معاويه در واداشتن امام به صلح، به كار گرفته بود، شكست خورده يافتند و امام راستگو عليه السّلام را در برابر توطئههاى قوى همچنان ثابت قدم و استوار يافتند به اجراى دومين بخش از سلسله تلاشهايى كه از ناحيه معاويه تدارك ديده شده بود، پرداختند، هرچند در درازمدت نتيجه دهد يا حداقل اثرى نامطلوب به جاى بنهد كه بر بغرج بودن موقعيت امام بيفزايد، گرچه به واسطه آن نتوان امام را به صلح و آشتى واداشت.
اين هيئت، اقامتگاه امام عليه السّلام را به قصد اردوگاه لشكر كه در انتظار نتايج گفتوگوها بودند، ترك گفتند. يكى از اعضاى هيئت با صداى بلند به گونهاى كه مردم بشوند اعلان داشت: «خداى متعال، خون مسلمانان را به بركت وجود فرزند رسول خدا، حفظ نمود و آشوب را فرونشاند و حضرت به صلح و آشتى پاسخ مثبت داد ...[١]»
بدينسان، اين افراد به بهترين وجه ممكن نقش خود را بازى كرده و فضايى پرالتهاب از فاجعه و مصيبت آفريدند كه در پى آن، اوضاع به تيرگى انجاميد و تودههاى آشوب و بلوا، دستخوش انفجار و اتحاد و همبستگى
[١] . تاريخ يعقوبى ٢/ ١٩١.