پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٨٧ - ١٠ خيانتهاى پياپى در لشكر امام عليه السلام
كه بخش بزرگى از مسؤليت آن را عبيد اللّه بن عباس در برابر خدا و تاريخ بر عهده داشت.
آنچه را از اين فرار دسته جمعى مىتوان فهميد اين است كه در مجالس و محافل جمعى از سران و شخصيتهاى سپاه امام عليه السّلام در جهت اعمال خيانتكارانه، توطئه صورت مىگرفت.
در غير اين صورت با كدام معيار منطقى مىتوان فرار هشت هزار تن جنگجو را از لشكرى كه در اندك مدتى مهياى نبرد شده بود تفسير و توجيه نمود. آيا اين عمل از انديشهاى قبلى و نقشهاى خائنانه و حساب شده ناشى نبوده است؟
امام حسن عليه السّلام براى خارج شدن از بن بستى كه در اثر آن روحيه لشكريانش در «مسكن» درهم شكست و در مدائن توان و قدرت آنها متزلزل گرديد، به ويژه زمانى كه نابرابرى تعداد سپاه خود و لشكريان دشمن را مدنظر قرار مىداد، در پى يافتن راهى برآمده و به چارهجويى پرداخت.
بنا به نقل منابع تاريخى[١]، لشكريان امام عليه السّلام تنها بيست هزار نفر را تشكيل مىدادند و پس از خيانت عبيد اللّه و ملاحظه پيوستن هزاران تن از آنها به معاويه در «مسكن» سپاهيان امام عليه السّلام يك پنجم سپاه دشمن بودند. معيارها و محاسبات نظامى وضعيتى اينچنين، شكستى بزرگ تلقى مىشود. افزون بر اينكه بنا به گفته برخى منابع، عدهاى از سربازان حضرت در مدائن گريختند اين عده در صورت پيروزى سپاهيان امام حسن عليه السّلام و طمع دستيابى به غنيمتها به حضور در اين سپاه رغبت نشان داده و لشكريان را همراهى
[١] . همان ٨١.