پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٨٥ - ١٠ خيانتهاى پياپى در لشكر امام عليه السلام
نقل شده: «معاويه نزد هريك از عمرو بن حريث، اشعث بن قيس، حجار بن أبجر و شبث بن ربعى، جاسوسانى فرستاد و بدانان وعده داد: هريك از شما (امام) حسن را كشتيد يكصد هزار درهم و يكى از لشكرهاى شام و دخترى از دخترانم را پيشكش خواهيد داشت».
اين خبر به امام عليه السّلام رسيد، حضرت زره به تن كرد و آن را زير لباس مخفى ساخت و همواره با رعايت احتياط جز با پوشيدن زره، در نماز حضور نمىيافت. روزى يكى از مخالفان به سوى او تيرى پرتاب كرد كه با وجود زره، به بدن مباركش اصابت نكرد.[١]
بدينترتيب، خيانتها يكى پس از ديگرى در لشكريان امام پديدار شد.
از آن جمله: « (امام) حسن عليه السّلام چهار هزار جنگجو را به فرماندهى مردى كندى به سوى معاويه فرستاد وقتى در منطقه «انبار» فرود آمد، معاويه با فرستادن پانصد هزار درهم براى وى فرمانروايى برخى مناطق و جزيره را به او وعده داد. فرمانده به همراه دويست تن از افراد ويژه خويش، به معاويه پيوست و پس از او مردى را از قبيله مراد بدان سامان اعزام نمود وى كه سوگند بزرگ ياد كرده بود دست به چنين كارى نزند، مانند فرمانده نخست عمل كرد و (امام) حسن عليه السّلام قبلا به لشكريان خبر داده بود كه اين فرمانده نيز نظير اوّلى عمل خواهد كرد[٢]».
امام حسن عليه السّلام در برابر اين همه رنج و گرفتارىهاى پىدرپى، همچنان با حفظ آرامش خود، مراقب اوضاع بود كه سرانجام، كار به كجا خواهيد كشيد.
آنچه از متون تاريخى بر مىآيد. ابن عباس به تنهايى نگريخته بلكه عدّه
[١] . اعيان الشّيعه ٤/ ٢٢.
[٢] . همان.