پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٣٣ - ١١ وصيت امير المؤمنين عليه السلام به فرزندش حسن عليه السلام
٧. پسرم! بدان هيچكس از خدا آنگونه كه پيامبر ما خبر داده، اطلاع نداده است. بنابراين، به او خشنود شو تا پيشوا و رهنمونگر تو به سوى نجات و رهايى باشد كه من از نصيحت به تو كوتاهى نكردم و تو در انديشهات براى خود- هرچند بكوشى- به مقدارى كه من در حق تو مىانديشم، نخواهى رسيد.
٨. پسرم! بدان اگر پروردگارت شريكى داشت، فرستادگان آن شريك به سويت مىآمدند و آثار ملك و پادشاهى او را مشاهده مىكردى و كارها و صفاتش را مىشناختى امّا او خدايى يگانه و بىهمتاست، همانگونه كه خويشتن را وصف نموده است. كسى در قلمرو حكومتش بر ضدّ او وجود ندارد، همواره هست و هميشه بوده است. خدايى كه اوّل است پيش از هر چيز، بىآنكه او را اوليّتى باشد و آخر است پس از هرچيز، بىآنكه از نهايتى برخوردار باشد. بزرگتر از آن است كه ربوبيّتش را دلى يا ديدهاى فراگيرد.
٩. اكنون كه بر اين حقيقت آگاه شدى چنان عمل نما كه فردى نظير تو كه از منزلتى كوچك و نيرويى اندك برخوردارى و ناتوانىات بسيار و نيازت به پروردگارت زياد است. در اطاعت او و ترس از عذاب و هراس از خشم او، عمل مىكند زيرا خداوند تو را تنها به نيكى فرمان داد و تنها از زشتىها، نهى كرده است.
١٠. پسرم! خود را ميزان ميان ديگران قرار ده، آنچه را براى خود مىپسندى براى ديگران نيز بپسند و آنچه را براى خود مىپسندى براى ديگران نيز مپسند همانگونه كه دوست ندارى به تو ستم روا شود تو نيز به ديگران ستم روا مدار و همانگونه كه مىخواهى به تو نيكى شود تو نيز به ديگران نيكى كن، كارى را كه از ديگران زشت مىشمارى از خود نيز زشت شمار. از مردم براى خود به همان خشنود باش كه از خود در حق آنان خشنود هستى. آن چه را نمىدانى مگو، هرچند دانستههايت اندك باشد و آنچه را نمىپسندى دربارهات بگويند تو نيز در حق ديگران مگو.