پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١١١ - ٢ يارىخواهى امام على عليه السلام از كوفيان
زبير و عايشه و هواداران اموى آنان به بهانه خونخواهى عثمان دست به شورش زدهاند. حضرت از اختلاف و پراكندگى صفوف مسلمانان نگران و خطر آنها را بيش از خطر معاويه و تبهكارى آنها را بيش از تبهكارى او تشخيص داد، به همين دليل با خود انديشيد اگر فورا در خاموش ساختن اين آشوب و غائله نكوشد، دامنه آن به سرعت گسترش يافته و تمرّد و اختلاف، فزونى خواهد يافت.
از اينرو، آماده حركت به سوى آنان شد و باقيمانده شايستگان مهاجر و انصار به يارىاش كمر همت بستند و به سرعت از شهر خارج شد تا قبل از ورود طلحه و زبير به يكى از شهرها و به تباهى كشاندن آن سامان، با آنان رويارو گردند. وقتى به ربذه رسيدند خبر ورود نيروهاى مخالف به بصره و حوادثى كه در آن شهر رخ داده بود، به آنان رسيد. امام عليه السّلام چند روز در منطقه ربذه به سامان دادن امور سپاهيان خود پرداخت و با اعزام فرستادگانى نزد مردم كوفه از آنان كمك خواست و آنها را به يارى خويش فراخواند تا همراه با او دست به قيام زده و آتش فتنه و آشوب را خاموش سازند. بدينسان، فرستادگان خود، محمد بن ابى بكر و محمد بن جعفر را همراه با نامهاى بدان سامان اعزام نمود. در آن نامه آمده بود:
من شما را به فرمانروايى اين شهرها گماردم و اينك براى حوادثى كه رخ داده از شما يارى مىجويم، يار و ياور آيين الهى باشيد و از ما حمايت و پشتيبانى كرده و به سويمان حركت نماييد، ما تنها در انديشه اصلاح امور هستيم تا مردم در كنار يكديگر برادرانه زندگى كنند كسانى كه بدين كار علاقهمند بوده و آن را برگزينند دوستدار حقاند و هركس از آن ناخرسند باشد، با حق مخالفت كرده و آن را ناديده گرفته است.[١]
[١] . طبرى ٣/ ٣٩٣ و ٣٩٤.