ابن تيميه امام سلفى ها - قاسم اف، الياس - الصفحة ٧٥ - ابن تيميه و حديث بستن درها
عقيلى، ابن حبان، دار القطنى، ابن جوزى، نووى، ذهبى و البانى را نام مىبرد كه آنها اين حديث را دروغ و موضوع خواندند.
پاسخ ما اين است كه اگر در واقع افراد ياد شده اين حديث را ساختگى خوانده باشند بايد دانست كه آيا واقعاً نظرشان با در نظر گرفتن معيارهاى حديث شناسى درست است يا نه، بلكه از اين جهت كه چون حديث مذكور با عقيدهشان ناسازگار مىباشد آن را رد كرده و با آن مخالفت نمودهاند؟
بررسىها نشان مىدهد كه دليل رد كردنشان ناسازگارى مضمون حديث با عقايدى است كه دارند، نه اينكه واقعاً با معيارهاى حديث شناسى حديث ياد شده مردود باشد. وگرنه از ديدگاه علم حديث شناسى نمىتوان هيچ عيبى براى اين حديث پيدا كرد.
و اين در حالى است كه در صحيح بودن حديث مذكور همانگونه كه گفتيم هيچ شبههاى نمىتوان روا ديد. چون اين حديث شريف را ابومعاويه از اعمش روايت كرده است و در اين هم كه روايت كرده هيچ شكى نيست. ما بعد از اشاره به چند سند صحيح به اينكه بدون شك آن را ابومعاويه روايت كرده اشاره خواهيم كرد.
حاكم مىگويد: «محمد بن يعقوب[١] در تاريخش از عباس بن محمد دورى[٢] واو از يحى بن معين[٣] و او از محمد بن جعفر فيدى[٤] از ابومعاويه كه او ثقه است روايت كرده كه مىگويد .... (متن حديث)[٥]
[١] . محمد ابن يعقوب شخص ثقه است. براى آشنايى بيشتر به كتاب« سير الاعلام النبلاء ذهبى»، ج ١٥، ص ٤٥٢، ح ٢٥٨ مراجعه شود.
[٢] . محمد دورى، شاگرد يحيى، امام، حافظ و ثقه است. براى آشنايى بيشتر به كتاب« سير اعلام النبلاء ذهبى، ج ١٢، ص ٥٢٢، ح ١٩٩ مراجعه شود.
[٣] . يحيى ابن معين استاد محديثان، امام و ثقه. سير اعلام النبلاء ذهبى، ج ١١، رقم ٢٨.
[٤] . جعفرى فيدى، از جمله راويان بخارى در صحيحش است. ابن حجر در بارهاش مىگويد:« ثقه وحافظ. تهذيب التهذيب، ج ٩، ص ٨٤، ح ١٢٨.
[٥] . المستدرك على الصحيحين، ج ٣، ص ١٣٨؛ تاريخ بغداد، ج ١١، ص ٥١٥٧٢٨؛ سير اعلام النبلاء، ج ١١، ص ٤٤٧، ح ١٠٣.