ابن تيميه امام سلفى ها - قاسم اف، الياس - الصفحة ٤٨٤ - ابن تيميه و آيه «آن را تنها گوشهاى شنوا دريابد»
صلى الله عليه وآله آنها را تكفير كردهاند». اما واقع اين است كه آنها نتيجهاى تكفير شيخ را متوجه خود وديگر مسلمين مىبينند. چون نظر شيخ بر آن است كه آنها اصلًا مسلمان نيستند. مسلمانانى كه شيخ آنها را تكفير نمىكند تنها همان موحدان (وهابىها) هستند». (ص ٨١.) ونمونه آن اين است كه شيخ در دفاع از خودش مىگويد: «اگر كسى بگويد: «وهابىها همه مسلمين را تكفير مىكنند» در پاسخ مىگويم: «اين دروغ و بهتان بزرگ است. ما تنها آن كسى را كافر مىخوانيم كه هرچند به دين توحيد و پيامبر صلى الله عليه وآله و باطل بودن دعوت به سوى غير خدا شهادت مىدهند، ولى با وجود اين اهل توحيد را تكفير مىكند وآنها را خوارج مىنامد».[١]
ابن فرحان مىگويد: «پس (تكفير ثابت است اما) اختلاف در لفظ است. خود شيخ مىگويد: «كسى كه ما را تكفير مىكند ما نبايد او را تكفير كنيم و اين روش و سيره صحابه است». پس اين از تناقضات شيخ است». (ص ٨١).
ابن فرحان مىگويد: «به جز موارد اندك (مانند نامهاى كه شيخ به اهل قسيم نوشته است) در تمام كتابها و نامههاى ديگر شيخ گسترش و غلو و زيادروى در تكفير مسلمين را پيدا مىكنيم كه ما نمىتوانيم اين خطاهاى شيخ را با عذرتراشى ناديده بگيريم». (ص ٨١)[٢]
باز مىگويد: «چند نمونه از غلو شيخ در تكفير را در كتاب «درر السنية فى اجوبةالنجدية» يافتيم كه به روشنى دلالت بر تكفير مىكند. اين كتاب را عبد
[١] . درر السنية فى الكتب النجدية، ج ١، ص ٦٣.
[٢] . ابن عبد الوهاب در اين نامه مىگويد: من توسل كننده به صالحين را كافر نمىگويم به بوصيرى وابن فيروز و ابن عربى را كافر نمىگويم و كتابهاى مذاهب اسلامى را نيز باطل نمىدانم. الدرر السنية عبدالرحمن بن محمد، ج ١، ص ٣٤ و ٨٠.