ابن تيميه امام سلفى ها - قاسم اف، الياس - الصفحة ٢٨٥ - ابن تيميه و آيه «آن را تنها گوشهاى شنوا دريابد»
حسن بن على سقاف شافعى (كه از علماى معاصر است) مىگويد: «ابن تيميه كسى است كه پيروانش او را شيخ الاسلام مىنامند و گروهى نيز به سخنانش استدلال مىكنند، در حالى كه وى ناصبى و دشمن على است و به فاطمه نسبت نفاق داده است.»[١]
حسن بن فرحان از علماى وهابى معاصر عربستان مىگويد: ابن تيميه كسى است كه دشمنى اهل بيت و ناصبى گرى در او به حدى است كه جوينده با انصاف نمىتواند آن را انكار كند. ناصبىگرى در او شهرت يافت و كتابهايش نيز به اين حقيقت گواهى مىدهند.»[٢]
باز هم ابن فرحان مىگويد: «در زمانهاى اول (زمان بنى اميه و بنى عباس) دشمنى با اهل بيت در اوج قرار داشت. سپس در زمان تابعى تابعين با وجود قتل نسائى تا حدى كمرنگ شد و حتى نزديك بود ناصبىگرى و دشمنى با اهل بيت در شام نيز به پايان برسد كه به ناگاه از جاى ابن تيميه پيدا شد. ابن تيميه در اول قرن هشتم در بسيارى از سخنان ونوشتارش دو باره ناصبىگرى را زنده كرد كه آخرين اين نوشتههايش كتاب «منهاج السنة» است كه آن را با فكرهاى شامى با حمله به على و حمايتهاى باطل از معاويه پر كرده و با دهان پر مىگويد: «اين است عقيده اهل سنت و جماعت.»[٣]
باز ابن فرحان مىگويد: «ابن تيميه در زمان خودش به دشمنى على معروف شد. مخالفان او از علماى معاصرش او را متهم به نفاق كردند كه (به نظر من) در اين حكمشان خطا كردند. و به ناصبى بودن نيز متهم كردند كه در بسيارى از آن درست و صحيح حكم كردند. و اين هم به خاطر چنين سخنان ابن تيميه كه در باره على گفته است: «همانا على به خاطر رياست جنگيد، نه به خاطر دين. اسلام على به خاطر خردسالىاش مورد شك است.
[١] . التنبيه و الرد، ص ٧.
[٢] . قرائة فى كتب العقايد، ص ٦٤.
[٣] . قرائة فى كتاب العقايد، ص ٦٥.