ابن تيميه امام سلفى ها - قاسم اف، الياس - الصفحة ٢٥ - حديث متواتر و پرهيز از حرام
و يا رجالش را ثقات معرفى كرده است.[١] ابن عساكر در جزء ٤٢ تاريخش با بيش صد سند اين حديث را روايت كرده است. با اين حال چه كسى و چرا حديث با اين عظمت را از اصل انكار مىكند! چه حديثى در اسلام وجود دارد كه محدثين و آن هم در قرن سوم اسانيد آنرا در چهار جلد جمع كرده باشد!.
جالب است بدانيم تنها كسانى حديث شريف غدير را تضعيف و انكار كردهاند كه از جانب علماى اهل سنت متهم به نصب و دشمنى با اهل بيت عليهم السلام هستند؛ مانند:
١. ابوبكر بن ابى داود كه از نواصب خوانده شده است[٢] و او اين حديث را انكار كرده وهمين امر سبب شده تا طبرى در رد بر او اسانيد اين حديث را جمع كند.
٢. ابن حزم: ابن حبان در مورد او مىگويد: از چيزهايى كه بر زشتى او مىافزايد پيروى او از امراء سلف وخلف بنى اميه واعتقادش بر صحت خلافت آنها بود تا جايى كه به ناصبى بودن نسبت داده شد.[٣]
٣. ابن تيميه كه علماى اهل سنت بر ناصبى بودن او تصريح دارند كه در جاى خود در اين كتاب ملاحظه خواهيد كرد. همچنين امروزه برخى از وهابىها با پيروى از ابن تيميه حتى اصل وقوع غدير را انكار مىكنند.
٤. بخارى در تاريخش به نقل از عثمان بن عاصم گفته است: حديث «من كنت مولاه» را تا زمانى كه ابواسحاق سبيعى از خراسان آمد نشنيديم و مردم در آن از او پيروى كردند (يعنى حديث را از او گرفتند و نقل كردند.)[٤]
[١] . مجمع الزوائد، ج ٩، ص ١٠٣ الى ١٠٨.
[٢] . كامل ابن عدى، ج ٤، ص ٢٦٦؛ سير اعلام النبلاء، ج ١٣، ص ٢٢٨ شرح حال ابن ابىداود؛ البته از حالات او در سير ذهبى ظاهر مىشود كه او توبه كرده است.
[٣] . سير اعلام النبلاء، ج ١٨، ص ٢٠١، شرح حال ابن حزم، رقم ٩٩؛ تذكرة الحفاظ، ج ٣، ص ١١٥٢.
[٤] . تاريخ الكبير بخارى، ج ٦، ص ٢٤٠، رقم ٢٢٧٧؛ سير اعلام النبلاء، ج ٥، ص ٤١٥، رقم ١٨٢.