ابن تيميه امام سلفى ها - قاسم اف، الياس - الصفحة ١٦٩ - ابن تيميه و تكذيب وجود خليفه اول در جيش اسامه
اين خبر را چندين نفر از ابوطفيل با بيش از پنج سند روايت كردهاند و از ابوذر نيز روايت شده است. ذهبى در مورد اين خبر زافر بن سليمان را متهم كرده است، حال آنكه زافر را احمد، يحيى و ابوداود توثيق كردهاند وابوحاتم صدوق خوانده وحاكم وخود ذهبى حديث او را صحيح دانستهاند.[١]
١. ٥. عن عبد الرحمن بن أبي بكرة: ان عليا اتاهم عائدا فقال: ما لقي أحد من هذه الامة ما لقيت توفي رسول الله صلى الله عليه وآله و انا احق الناس بهذا الامر فبايع الناس ابابكر فاستخلف عمر فبايعت و رضيت و سلمت ثم بايع الناس عثمان فبايعت و سلمت و رضيت و هم الآن يميلون بيني وبين معاوية؛ عبدالرحمن بن ابىبكره مىگويد: على براى عيادت آنها آمد وگفت: به كسى از اين امت آنچه كه به من رسيد (ظلمى كه به من شد) نرسيده است. پيامبر صلى الله عليه وآله از دنيا رفتند و من سزاوارترين شخص بر خلافت بودم. مردم با ابوبكر بيعت كردند و (سپس) عمر خلافت را گرفت و من نيز بيعت كردم و راضى و تسليم شدم. سپس مردم با عثمان بيعت كردند من نيز بيعت كردم و .... و مردم اكنون بين من و معاويه ميل دارند.[٢]
سند اين خبر صحيح و رجالش رجال صحاح سته هستند جز روح بن عبدالمؤمن واو از رجال بخارى است.
[١] . تهذيب التهذيب، ج ٣، ص ٢٦٢ رقم ٥٦٨؛ المستدرك على الصحيحين، ج ٣، ص ٢٦٢، ح ٧١٢١.
[٢] . انساب الاشراف بلاذرى، ج ٢، ص ٤٠٢؛ تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٤٧٥.