ابن تيميه امام سلفى ها - قاسم اف، الياس - الصفحة ٥٠٣ - ابن تيميه و آيه «آن را تنها گوشهاى شنوا دريابد»
٣. علماى طرفدار ملك عبد العزيز و علماى طرفدار فيصل هر كدام ديگرى را تكفير مىكردند.
ابن فرحان مىگويد: «نزد من شكى نيست كه فيصل و همراهانش خطا كردند چون به ولى امر خروج كردند. اما اين عمل كفر و خارج كننده از اسلام نيست. اما علماى طرفدار امير عبدالعزيز به كفر و مرتد شدن فيصل و گروهش حكم صادر كردند. اين فتوا از محمد بن عبداللطيف، محمد بن ابراهيم، سليمان بن سحمان، صالح بن عبدالعزيز و تمام علمايى كه به آنها عرضه شد صادر گرديد».[١] آنها تأكيد كردند كه در كفر و مرتد شدن آنها هيچ شكى نيست و از بزرگترين دليل بر مرتد شدنشان اين است كه ادعا كردهاند كه آنها به بيعت ابن سعود با اجبار داخل شدهاند.»
٤. ابن فرحان نمونه ديگرى را ذكر كرده و مىگويد: «تكفير، حتى بين خود علماى وهابى صورت گرفت. وقتى پسران امير فيصل بن تركى (عبدالله و سعود) با هم اختلاف كردند، همراه هر كدام از اين دو امير علمايى بودند و هر كدام ديگرى را كافر مىخواندند». (ص ٦٣).
اين نمونهها نتيجه روش ابن عبد الوهاب در گسترش دايره تكفير مسلمين است». (ص ٦٣).
تقسيم شدن وهابيها به گروهها
ابن فرحان مىگويد: «همه مىداند كه در حال حاضر وهابىها بعد از جنگ خليج (جنگ كويت) به چهار گروه تقسيم شده و بعضى از آنها بعضى ديگر را
[١] . درر السنيه فى الكتب النجدية، ج ٩، ص ٢٠٩.