ابن تيميه امام سلفى ها - قاسم اف، الياس - الصفحة ٤٧٩ - ابن تيميه و آيه «آن را تنها گوشهاى شنوا دريابد»
سخنانى كه شما مىگوييد اقرار داشتند و اقرار داشتند كه بتهايشان هيچ تدبيرى نمىتواند بكند، تنها مقام شفاعت مىخواستند.[١]
ابن فرحان مىگويد: «چنين سخن دلالت مىكند كه شيخ معقد به كافر بودن كسانى است كه مثل سخنان فوق را گفتهاند وجنگ با آنها را جايز مىداند وآنها را مشركان بزرگ مىشمارد به مانند شرك كفّار قريش. و اين عين تكفير مسلمين است ....» (ص ٥٣).
باز ابن فرحان مىگويد: «تشبيه كردن مسلمين به كفار پنهانتر از تشبيه وهابىها به خوارج است. تشبيه وهابىها به خوارج در تكفير وحلال دانستن كشتن مسلمين و ... آشكارتر و روشنتر است. دليل و حجت خوارج به على عليه السلام به دليل و حجت وهابىها بر مخالفانشان نزديكتر است. خوارج گفتند: «حكم جز از براى خدا نيست» (لاحكم الّا لله.) واين سخن كلام حقى است كه از آن طلب باطل شده است. پندار وهابىها نيز كه مىگويند: «توسل جز براى خدا نمىشود»، «استغاثه جز براى خدا درست نيست» و ... اصل چنين سخنان حق است، ولى در تطبيق عملى گاهى از آن اراده نادرست مىشود ....»
باز ابن فرحان مىگويد: «جدا كردن جزيره عرب به سرزمين كفر واسلام چيزى است كه كسى قبل از شيخ به آن پيشى نگرفته است، نه احمد و نه ابن تيميه و نه غير از اينها از گسترشدهندگان در تكفير. بدعت در زمان آنها نيز به مانند زمان شيخ وجود داشت، ولى آنها در تكفير زيادهروى نكردند وتنها برخى از سران را تكفير كردند. آنها عالَم اسلام را به ديار كفر واسلام تقسيم نكردند. چنين
[١] . كشف الشبهات، ص ٢٣.