ابن تيميه امام سلفى ها - قاسم اف، الياس - الصفحة ٤٧ - حديث متواتر و پرهيز از حرام
بيشتر آن اتفاق آنها برعكس ادعاى ابن تيميه است. پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله اين حديث شريف را در جاىهاى مختلف و بيش از ده مرتبه ايراد فرمودهاند كه ما به بعضى از آنها اشاره مىكنيم:
١. ابن ابىاوفا مىگويد: «هنگام بستن عهد برادرى ميان اصحاب پيامبر صلى الله عليه وآله، بين ابو بكر و عمر اين عهد را بستند. على گفت: «اى رسول خدا، گويا كمرم شكست وقتى كه ديدم شما بين همه اصحاب عهد برادرى بستيد،، ولى بين من و كسى اين عهد را نبستيد. اگر اين كار را به اين خاطر با من نكرديد كه از من ناراضى هستيد چنين حق را مىدهم.» پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله فرمودند: «سوگند به آن ذاتى كه مرا به حق مبعوث كرده است (من از تو راضى هستم) و اگر تورا به آخر گذاشتم به اين خاطر است كه تو را از براى خودم گذاشتم و تو برادر من خواهى بود. تو براى من به منزله هارون نسبت به موسى هستى، با اين فرق كه تو پيامبر نيستى. تو برادر و وارث من هستى.» على گفت: «چه چيزى را از شما ارث خواهم برد؟» فرمودند: «آنچه را كه از انبيا قبل از من به ارث برده شد.» على عرض كرد: «از انبيا قبل از شما چه چيزى به ارث برده شده است؟» فرمودند: «كتاب خدا وسنت پيامبرشان. تو همراه من در قصرم در بهشت با همراه دخترم فاطمه خواهى بود و تو برادر و رفيقم هستى ....[١] اين حديث از ابن عباس، زيد بن ابىاوفا با سه سند واز محدج بن زيد نيز روايت شده است.
[١] . فضائل الصحابه احمد، ج ٢، ص ٦٣٨ و ٦٦٣ و ٦٦٦، ح ١٠٨٥، ١١٣١ و ١١٣٧؛ الآحاد و المثانى، ج ٥، ص ١٧٢، ح ٢٧٠٧؛ معجم الكبير، ج ٥، ص ٢٢١، ح ٥١٤٦، ج ١١، ص ٧٥، ح ١١٠٩٢؛ معجم الاوسط، ج ٨، ص ٤٠، ح ٧٨٩٤؛ تاريخ ابن عساكر، ج ٢١، ص ٤١٥، ج ٤٢، ص ٥٣؛ سير اعلام النبلاء، ج ١، ص ١٤١؛ مجمع الزوائد، ج ٩، ١١١؛ در المنثور، ج ٦، ص ٨٦؛ كنز العمال، ج ٩، ص ١٦٧، ح ٢٥٥٥٤، ج ١٣، ص ١٠٥، ح ٣٦٣٤٥، سند اين حديث صحيح است.