ابن تيميه امام سلفى ها - قاسم اف، الياس - الصفحة ٤٥ - حديث متواتر و پرهيز از حرام
اين حديث از اميرالمؤمنين عليه السلام، انس، سعد بن ابىوقاص، براء و زيد بن ارقم روايت شده است.[١] حاكم سند اين حديث را صحيح دانسته است. از سخنان هيثمى نيز صحيح بودن سند ديگر اين حديث استفاده مىشود.
اين دو حديث حقيقت و عظمت اين امر را روشن مىكند و اين سخن ابن تيميه را كه مىگويد: «مدينه در آرامش كامل به سر مىبرد ....» تكذيب مىكند. چون اگر مدينه در آرامش كامل باشد چه طور است كه بدون ماندن خود آن حضرت و يا امير المؤمنين عليه السلام اصلاح نخواهد شد؟ اصلًا چرا منافقين نسبت به امير المؤمنين عليه السلام عيبجويى كردند؟ چون معلوم است كه آنها با اين روش مىخواستند مدينه را از وجود مبارك پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله و امير المؤمنين عليه السلام خالى كرده و نقشه شومى را كه داشتند به راه بيندازند، ولى رسول گرامى اسلام صلى الله عليه وآله با به جاى گذاشتن امير المؤمنين آنها را نا اميد كردند.
پس با بيان اين دو حديث و اخبار ديگر عظمت اين امر روشن مىگردد كه اگر خود پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله و يا امير المؤمنين عليه السلام در مدينه نمىماندند خطر مدينه را تهديد مىكرد، به گونهاى كه جز آن دو بزرگوار كسى صلاحيت اداره مدينه را در آن حال نداشت. و اين تهمتى هم كه منافقين به اميرالمؤمنين عليه السلام زدند، خود بيانگر نقشهاى است كه آنها در ذهن داشتند. و هم عبد الله بن ابى سردار منافقين نيز با گروهى از منافقين در راه از لشكر اسلام جدا شد و به مدينه برگشت. علاوه بر اين، حديث ديگرى نيز كه سندش صحيح است، اين لفظ حديث را تأييد مى
[١] . معجم الكبير، ج ٥، ص ٢٠٢، ح ٥٠٨٩؛ طبقات ابن سعد، ج ٣، ص ٢٤؛ المجروحين ابن حبان، ج ١، ص ٢٥٨، ح ٢٥٤؛ المستدرك على الصحيحين، ج ٢، ص ٣٦٧، ح ٣٢٩٤؛ مجمع الزوائد، ج ٦، ص ١٣١، ج ٩، ص ١١١.