ابن تيميه امام سلفى ها - قاسم اف، الياس - الصفحة ٤١ - حديث متواتر و پرهيز از حرام
مورد شخصى بدگوى كردند كه بيش از ده فضيلت دارد. از كسى بدگوى مىكنند كه داراى فضلتهاى زرين است:
١. پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله هنگام جنگ در مورد او فرمودند: «كسى را به سوى جنگ روانه خواهم نمود كه خدا نگهدار اوست. او خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش نيز او را دوست دارند.» در اين هنگام (حاضرين) همه گردنهاى خود را دراز كردند و هر كسى از ايشان مىخواست اين فضيلت نصيب او گردد. آنگاه پيامبر صلى الله عليه وآله فرمودند: «على كجاست؟» و على آمد در حالى كه چشمانش درد مىكردند و او نمىتوانست ببيند. پيامبر صلى الله عليه وآله آب دهانش را به چشمان او ماليد و سپس پرچم را سه مرتبه تكان داد و به على داد. پس على رفت و پس از پيروزى و كشتن مرحب خيبرى و اسير گرفتن صفيه (از ميدان نبرد) بازگشت.»
٢. پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله فلانى را (ابو بكر را) به سوى اهل مكه روانه ساختند تا آيات سوره برائت را برايشان ابلاغ كند، ولى اندكى نگذشت كه على را از پى او فرستادند كه آيات را از او بگيرد. فرمودند: «اين سوره را مردى بايد ببرد كه او از من است و من از او هستم.»
٣. پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله به عمو و پسر عموهاى خود فرمودند: «كدام يك از شما مىخواهيد در دنيا و آخردت همكار من باشد؟» همه خوددارى كردند و كسى حاضر نشد. آنگاه على از جا برخاست و گفت «من در دنيا و آخرت همكار ودوست شما خواهم بود.» آنگاه پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله فرمودند: «تو (اى على!)، ولى وهمكار من در دنيا و آخرت خواهى بود.»
٤. على پس از خديجه نخستين كسى بود كه ايمان آورد.