ابن تيميه امام سلفى ها - قاسم اف، الياس - الصفحة ٢٠٤ - ابن تيميه و تكذيب وجود خليفه اول در جيش اسامه
على در رحبه كوفه با سوگند دادن مردم از آنان چنين خواست: «هر كه اين سخن پيامبر صلى الله عليه وآله را كه فرمودند: «هر كه من مولاى او هستم، پس على نيز مولاى اوست. خدايا، دوست بدار كسى را كه على را دوست دارد و دشمن بدار كسى را كه با على دشمنى مىكند» (هر كه اين را) شنيده باشد برخاسته وگواهى دهد.» گروهى برخاستند و گواهى دادند كه اين سخن را از پيامبر صلى الله عليه وآله شنيدهاند، ولى گروهى نيز اين مطلب را پنهان داشتند و از دنيا نرفتند مگر اينكه (با دعا و نفرين اميرالمؤمنين) نابينا شدند و يا به آفت و بلاى ديگرى گفتار شدند كه از جمله آنان زيد بن وديعه و عبد الرحمان بن مدلج هستند.»
اين حديث از سعيد بن وهب، هانى بن هانى و عبد الرحمان روايت شده است. و سندش صحيح است.
باز روايت ديگر در همين موضوع:
قال على على المنبر: أنشد الله رجلًا سمع رسول الله صلى الله عليه وآله يقول يوم غدير خمّ: «اللّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه» إلَّا قام و شهد. وتحت منبر أنس إبن مالك و براء إبن عازب و جرير إبن عبد الله البجلى فأعادها فلم يجبه أحدٌ فقال: أللّهمّ من كتم هذه الشَّهادة و هو يعرفه فلا تخرجه من الدّنيا حتّى تجعل به آيةً يُعْرَفُ بها. قال (أبووائل) فبرص أنس و عمى البراء و رجع جرير أعرابيّاً بعد حجرته؛[١]
على در منبر ايستاده فرمود: «به
[١] . انساب الاشراف، ص ١٥٦ و ١٦٩؛ شرح نهج البلاغه ابن ابىالحديد، ج ١٩، ص ٣١٧، اين خبر را نيز چنان كه مىبينيد بلاذرى از علماى بزرگ اهل سنت كه در سال ٢٨٨ هجرى وفات يافته است، با سندش روايت كرده است.