ابن تيميه امام سلفى ها - قاسم اف، الياس - الصفحة ٢٠٣ - ابن تيميه و تكذيب وجود خليفه اول در جيش اسامه
فيمَن كتم فذهب بصري؛[١] زيد ابن ارقم مى گويد: «على مردم را سوگند داد و فرمود: «هر كه از پيامبر صلى الله عليه وآله اين سخن را شنيده باشد كه «هر كه من مولاى او هستم پس على مولاى اوست. خدايا! دوست بدار كسى را كه على را دوست دارد و دشمن بدار كسى را كه با على دشمنى مىكند.» از جا برخاسته گواهى دهد.» آنگاه دوازده نفر از كسانى كه در جنگ بدر شركت كرده بودند، برخاسته و به اين سخن رسول خدا صلى الله عليه وآله گواهى دادند و من از جمله كسانى بودم كه (اين حقيقت را) پنهان كردند (و آنگاه با دعا و نفرين اميرالمؤمنين) بصيرتم از بين رفت و كور شدم.»
هيثمى سند اين حديث را صحيح دانسته است.
پس خود زيد بن ارقم به واقعيت داشتن اين موضوع شهادت مىدهد،، ولى ابن تيميه آن را انكار و تكذيب مىكند.
روايت ديگر:
إنَّ عليّاً نشد النّاس فى الرّحبة: «من سمع قول رسول الله صلى الله عليه وآله: من كنْتُ مولاه فعلى مولاه اللّهمّ وال من والاه وعاد من عاداه» فقام نفر فشهدوا أنَّهم سمعوا ذلك من رسول الله صلى الله عليه وآله وكتم قومٌ فما خرجوا من الدُّنيا حتّى عموا وأصابتْهم آفةٌ منهم: يزيد بن وديعة و عبد الرّحمن بن مدلج؛[٢]
همانا
[١] . معجم الكبير، ج ٥، ص ١٧١ و ١٧٥، ح ٤٩٨٥ و ٤٩٩٦؛ سيرة النبوية، ج ٣، ص ٢٣٦؛ محمع الزوايد، ج ٩، ص ١٠٦؛ مناقب ابن مغازلى، ص ٢٣.
[٢] . مسند احمد، ج ١، ص ١١٩، ح ٩٦٤؛ الاصابه، ج ٢، ص ٤٢١؛ اسد الغابه، ج ٣، ص ٣٢١؛ تاريخ ابن كثير، ج ٥، ص ٢٣١؛ تاريخ ابن عساكر، ج ٤٢، ص ٢٠٨؛ احاديث المختاره، ج ٢، ص ٢٧٤، ح ٦٥٤؛ كنز العمال، ج ١٣، ص ١٣١، ح ٣٦٤١٧، سند اين حديث صحيح است.