دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٩٠ - ابن ربن
ابن ربن
نویسنده (ها) :
رضا انزابی نژاد
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ رَبَّن، ابو الحسن علی بن سهل، معروف به ابن ربن طبری، آشنا به علوم دینی، پزشك داروشناس مشهور ایرانی سدۀ ٣ ق/ ٩ م. مهمترین آگاهیهایی كه دربارۀ زندگی او در دست است، اطلاعاتی است كه خود در دو كتاب فردوس الحكمة و الدین و الدولة آورده است. مآخذ دیگری كه به شرح احوال وی پرداختهاند، تاریخ تولد و درگذشت، زادگاه، نام دقیق او و پدرش و حتی آیین او را به روشنی نیاورده و از آن به تسامح گذشتهاند. خاندان ابن ربن در خراسان و عراق به علم و فضل شهرت داشتند (ابن ربن، الدین و الدولة، ١٨٩). صدیقی (ص «و») و نویهض (صص ٩-١٠) تولد ابن ربن را در اواخر روزگار ابوجعفر منصور خلیفه عباسی (١٣٦- ١٥٨ ق/ ٧٥٣-٧٧٥ م) و یا اوایل خلافت مهدی عباسی (١٥٨- ١٦٩ ق/ ٧٧٥-٧٨٥ م) دانسته و به استناد نوشتۀ ابنربن ( فردوس الحكمة، ٥١٨- ٥١٩) كه میگوید به همراه پدرش شاهد آتشسوزی عظیم در طبرستان بوده است، آن رویداد را با لشكركشی مهدی خلیفه عباسی به طبرستان در ١٦٧ ق (ابن اثیر، ٦/ ٧٥؛ ابن كثیر، ١٠/ ١٥٣)، همزمان پنداشته و نتیجه گرفتهاند كه اگر وی در آن هنگام دست كم ١٠ ساله بوده باشد (نویهض، ١٠) پس در حدود ١٥٧ ق به دنیا آمده بوده است. برخی از منابع متأخر نیز بدون ذكر مأخذ، تاریخ تولد او را ١٩٢ ق/ ٨٠٨ م در شهر مرو نوشتهاند (دفاع، ٢٢؛ نجمآبادی، ٣١٦). در تاریخ درگذشت، او نیز اختلاف وجود دارد. زركلی (٤/ ٢٨٨) او را متوفای ٢٤٧ ق/ ٨٦١ م و بغدادی (١/ ٦٦٩) ٢٦٠ ق دانسته است. اگر چه تاریخ تولد و وفات او به درستی معلوم نیست، اما به سبب همزمانی او با متوكل عباسی میتوان گفت كه وی تا اواخر نیمۀ اول سدۀ ٣ ق زنده بوده است.
پدرش از بزرگان و دبیران مرو بود كه طب را به عنوان حرفۀ خانوادگی و برای خدمت به خلق فراگرفت و به همین جهت به ربن یعنی «سرور و معلم ما» ملقب شد (ابن ربن، فردوس الحكمة، ١). با اینهمه بسیاری از مآخذ در ذكر نام و لقب وی و پدرش با یكدیگر اختلاف دارند و آن را به صورتهای: علی بن زید (مسعودی، ٨/ ٣٢٦)، علی بن رین (ابن صاعد، ٦١)، علی بن زین (یاقوت، ادبا، ١٨/ ٤٨؛ همو، بلدان، ٢/ ٦٠٨؛ ووستنفلد، ٢٧) و علی بن زیل (ابن ندیم، ٢٩٦) آوردهاند. حتی با توجه به اینكه «ربن» و «راب» از القاب روحانیون یهود است، او را یهودی انگاشتهاند (ابن قفطی، ١٥٥، به نقل از ابن ندیم؛ قس: ابن ندیم ٢/ ١٤٢). به همین سبب بیشتر كسانی كه شرح حال او را نوشتهاند، به عنوان پزشكی كه قبلاً یهودی بوده است، از او نام بردهاند (بغدادی، همانجا؛ بستانی، ٣/ ٨٧)، اما وی خود در كتاب الدین و الدولة (صص ٣٣، ٩٨- ٩٩) آورده است كه ابتدا مسیحی بوده و سپس با غور و تعمق در اندیشههای اسلامی و معانی قرآنی به اسلام گرویده است. مورخان بزرگی چون طبری (٩/ ٨٥) و ابن خلكان (٥/ ١٥٩) نیز بر مسیحی بودن او تصریح كردهاند.
ابن ربن طب را نزد پدرش آموخت، سپس با استفاده از آثار یونانیان و دانشمندان دیگر آن را تكمیل كرد (ابن ربن، فردوس الحكمة، ٨؛ صدیقی، «ز») و اگرچه بعضی او را استادِ زكریای رازی میدانند (ابن قفطی، ابن خلكان، همانجاها)، لكن با توجه به اینكه رازی متولد ٢٥١ ق/ ٨٦٥ م است و ابنربن در حدود ٢٢٥ ق از طبرستان كوچ كرده است، قبول این معنی كه رازی وی را در بغداد دیده باشد، ناممكن است، زیرا رازی در حدود ٣٠ سالگی یا پس از آن به بغداد رفته بوده و در این هنگام ابن ربن در قید حیات نبوده است (نویهض، ١٦-١٧).
ابن ربن روزگار جوانی را در طبرستان سپری كرد. وی از دبیران حاكم طبرستان (ابن ربن، فردوس الحكمة، ٢) مازیار بن قارن بود و در این شغل آنچنان مهارت داشت كه نوشتههایش «بُلَغای عراقین و حجاز» را به تعجب وامیداشت (ابن اسفندیار، ١/ ١٣٠). پس از گرفتاری و قتل مازیار، وی در ٢٢٤ ق به عراق رفت و در سامرا اقامت گزید و مورد احترام معتصم قرار گرفت و به قولی به دست او اسلام آورد. سپس متوكل نیز او را به ندیمی خود برگزید (ابن ندیم، ٢٩٦). تردیدی نیست كه رفتن ابن ربن به دارالخلافه در روزگار معتصم بوده است، اما با توجه به نوشتۀ خود وی، در زمان متوكل و با راهنمایی و در منادمت او بوده كه اسلام را پذیرفته است ( الدین و الدولة، ٢١٠). بنابراین نوشتۀ ابن ندیم و به تبع او دیگران، مبنی بر مسلمان شدن وی به دست معتصم نادرست مینماید. ابن ربن از نظر علمی چنان مقامی داشت كه او را همطراز رازی و مجوسی و ابن سینا نام برده و یكی از چهار دانشمند و پزشك بزرگ مسلمان دانستهاند (براون، ٢٥). همو بود كه مسری بودن سل ریوی را اعلام داشت (دفاع، ٢٢).
آثـار
آثار بسیار به ابنربن نسبت داده شده است كه برخی از آنها به دست ما رسیده، ولی از برخی دیگر فقط نامی باقی مانده است. معروفترین آثار او اینهاست:
١. فردوس الحكمة، دائرةالمعارفی است طبی و یكی از كهنترین و معتبرترین آثار جامع طب اسلامی در «طب الابدان و الانفس» (ابنربن، فردوس الحكمة، ٩) كه دارای ٣٠ مقاله و ٣٦٠ باب است و در آن غیر از طب از علوم مختلف دیگر مانند فلسفه، هواشناسی، جانورشناسی، جنینشناسی، روانشناسی و ستارهشناسی نیز سخن رفته است (سارتن، ١/ ٦٥٥؛ براون، ٧٣). خود این كتاب را كنّاش (مجموعۀ مختصر) خوانده و به «بحر المنافع» و «شمس الآداب» ملقب ساخته است ( فردوس الحكمة، ٨). بدین ترتیب دانسته میشود آنان كه «كناش الحضرة» و «بحرالفوائد» را كتابهای مستقلی دانستهاند (ابن ندیم، ابن اسفندیار، همانجاها)، راه خطا پیمودهاند. این كتاب یك دورۀ كامل طب و درمان و بهداشت را در بردارد و چون از نخستین كتابهای طبی اسلامی است، نظرات قدما نیز در آن منعكس است (نجم آبادی، ٣٢٢-٣٢٣). ابن ربن در تألیفات این كتاب از آثار بقراط، جالینوس، ارسطو، یوحنا برماسویه، حنین بن اسحاق و رسالههای هندی و دیگر آثار گذشتگان سود جسته است ( فردوس الحكمة، همانجا). بخشی از آن (صص ٥٥٧ به بعد) نیز به طب هندی اختصاص دارد و تنها كتاب از پیشینیان است كه در طب هندی به تفصیل بحث كرده است (الگود، ٤١٩). فردوس الحكمة یكی از كتب مبانی و آغازین طبی در تمدن اسلامی است كه شیوۀ آن مورد استفادۀ متأخران قرار گرفته است (نجمآبادی، ٣٢٣)، چنانكه هر یك از آنان به مناسبتی در آثار خود از آن نام بردهاند: رازی در الحاوی (٦/ ٢٣٦، ٢٥١، ٧/ ١٩٣)، قلانسی، در اقراباذین (١٨/ ٣٠٢)، ابن بیطار در جامع المفردات الادویة و الاغذیة (١/ ١٠٧، ٣/ ٦). فردوس الحكمة با مقدمهای بسیار عالمانه از روی نسخ برلین، بریتانیا و گوتا توسط محمد زبیر صدیقی در ١٩٢٨ م در برلین چاپ شده و هم اكنون در دسترس است. ابن ربن خود آن را به سریانی نیز ترجمه كرده بوده است ( فردوس الحكمة، ٨).
٢. الدین و الدولة فی اثبات نبوة النبی محمد(ص). در این كتاب، ابن ربن حقانیت دین اسلام و برتری آن را بر ادیان دیگر مورد بررسی قرار داده و اطلاعاتی دربارۀ ادیان هند و فرق گوناگون اسلام و مسیحیت و غیره در ١٠ باب آورده است (كردعلی، ٢٦). كتاب مذكور در ١٩٢٢ م توسط مینگانا به انگلیسی ترجمه شده (GAL, S, I/ ٤٠٥)، متن اصلی آن نیز توسط همو به چاپ رسیده، سپس عادل نویهض برای بار دوم متن آن را در ١٣٩٣ ق/ ١٩٧٣ م در بیروت منتشر كرده است.
دیگر آثار ابن ربن اینهاست: تحفة الملوك؛ كتاب فی الامثال و الادب علی مذاهب الفرس و الروم و العرب (ابن ندیم، ٣١٦). انتساب این اثر را به ابن ربن با اختلافی كه در ضبط نامها هست باید با احتیاط تلقی كرد؛ كتاب منافع الاطعمة و الاشربة و العقاقیر (همو، ٢٩٦)؛ كتاب عرفان الحیوة یا ارفاق الحیاة؛ كتاب فی ترتیب الاغذیة، كتاب فی الحجامة (ابن ابی اصیبعه، ١/ ٣٠٩)؛ حفظ الصحة، نسخۀ خطی این كتاب در كتابخانۀ بودلیان اكسفورد محفوظ است (GAL, S, I/ ٤١٥)؛ كتاب الرد علی اصناف الناصری كه مؤلف در كتاب الدین و الدولة از آن نام برده است (نویهض، ١٩؛ GAL, S، همانجا)؛ الكتاب اللؤلؤ، نسخهای از آن در كتابخانۀ ایاصوفیه نگاهداری میشود (GAS, III/ ٢٣٩).
مآخذ
ابن ابی اصیبعه، احمد بن قاسم، عیون الانباء، به كوشش ماكس موللر، قاهره، ١٢٩٩ ق/ ١٨٨٢ م؛
ابن اثیر، الكامل؛
ابن اسفندیار، محمد بن حسن، تاریخ طبرستان، به كوشش عباس اقبال، تهران، ١٣٢٠ ش؛
ابن بیطار، عبدالله بن احمد، الجامع لمفردات، قاهره، ١٢٩١ ق؛
ابن خلكان، وفیات؛
ابن ربن، علی بن سهل، الدین و الدولة، به كوشش عادل نویهض، بیروت، ١٣٩٣ ق/ ١٩٧٣ م؛
همو، فردوس الحكمة، به كوشش محمد زبیر صدیقی، برلین، ١٩٢٨ م؛
ابنقفطی، علی بن یوسف، اخبار العلماء، به كوشش یولیوس لیپرت، قاهره، ١٣٢٦ ق؛
ابن كثیر، البدایة؛
ابن ندیم، الفهرست، به كوشش گوستاو فلوگل، لایپزیک، ١٨٧٢ م؛
الگود، سیریل، تاریخ پزشكی ایران، ترجمۀ باهر فرقانی، تهران، ١٣٥٦ ش؛
براون، ادوارد، طب اسلامی، ترجمۀ مسعود رجبنیا، تهران، ١٣٥١ ش؛
بستانی ف؛
بغدادی، هدیه؛
دفاع، علی عبدالله، اعلام العرب و المسلمین فی الطب، بیروت، ١٩٨٣ م؛
رازی، محمد بن زکریا، الحاوی، حیدرآباد دكن، ١٣٩٩ ق/ ١٩٧٩ م؛
زركلی، اعلام؛
سارتن، جرج، مقدمه بر تاریخ علم، ترجمۀ غلامحسین صدری افشار، تهران، ١٣٥٧ ش؛
صدیقی، محمد زبیر، مقدمه بر فردوس الحكمة (نک : ابن ربن در همین مآخذ)؛
طبری، تاریخ الرسل و الملوك، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٩٦٠- ١٩٦٨ م؛
كردعلی، محمد، «علی بن ربن» (نک : ابن ربن، الدین و دولة در همین مآخذ)؛
قلانسی، محمد بن بهرام، اقراباذین، به كوشش محمد زهیر البابا، حلب ١٤٠٣ ق/ ١٩٨٣ م؛
مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب، به كوشش باربیه دومنار، پاریس، ١٨٧٤ م؛
نجمآبادی، محمود، تاریخ طب در ایران پس از اسلام، تهران، ١٣٥٢ ش؛
نویهض، عادل، مقدمه بر الدین و الدولة (نک : ابن ربن در همین مآخذ)؛
یاقوت، ادبا؛
همو، بلدان؛
نیز:
GAL, S;
GAS;
Wüstenfeld, Ferdinand, Geschichte der arabischen Ǎrzte und Naturforscher, New York, ١٩٧٨.
رضا انزابینژاد