دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٨ - ابن اثردی
ابن اثردی
نویسنده (ها) :
منوچهر پزشک
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٧ تیر ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ اَثْرَدی، شهرت خاندانی از پزشكان سدۀ ٥ و ٦ق / ١١ و ١٢ م. تلفظ جزء دوم این نام به طور قطع معلوم نیست و به صورتهای اَثُرْدی، اَثْرَدی و اَثَرْدی آمده است (صفدی، ١٥ / ٢٤٧، ضبط از مصحح؛ اولمن، GAL, S, ٨٨٥;
٢٢٥). از ٥ تن از این خاندان آگاهیهای مختصری در دست است. موطن و محل فعالیت ایشان، آنگونه كه از منابع موجود برمیآید، شهر بغداد بوده است و برخی آنان را از مسیحیان بغداد دانستهاند (بستانی، ٢ / ٣٢٣). از زمان حیات و فعالیتهای علمی افراد این خاندان اطلاعات دقیق در دست نیست، بلكه باتوجه به شواهد و قراین، تنها میتوان حدود سالهای زندگی هر یك از ٥ تن افراد زیر را تخمین زد.
١. ابوالغنائم هبةالله بن علی بن حسین بن اثردی، نخستین فرد مشهور این خاندان است كه به گفتۀ ابن ابیاصیبعه (١ / ٢٩٧) در حكمت و فلسفه قوی دست و در علم پزشكی و معالجۀ بیماران از شهرتی نیكو برخوردار بوده است. ابن ابیاصیبعه (١ / ٢٤٠) به نقل از كتاب الشامل فی الطب، ابناثردی را از شاگردان ابوالفرجبنطیب (د ٤٣٠ق / ١٠٣٩م) معرفی كرده است. بنابراین وی میبایست تقریباً معاصر ابن بطلان (د ٤٥٨ق / ١٠٦٦م) شاگرد دیگر ابوالفرج بن طیب بوده باشد. هبةالله بن اثردی، اثری به عنوان مقالة فی ان اللّذة فی النّوم فی ای وقت توجد منه برای ابونصر یحیی بن جریر تكریتی تألیف كرد (همو، ١ / ٢٩٧) كه اگر این ابونصر در ٤٧٢ق / ١٠٧٩م زنده بوده باشد (همو، ١ / ٢٤٣)، حدود تقریبی حیات هبةالله نیز مشخص میشود. وی تعلیقههایی طبّی و فلسفی نیز نوشته بود كه اكنون در دست نیست .
٢. ابوالحسن علی بن هبةالله (معروف به «ابن البردی»؟: حاجی خلیفه، ١ / ٧٥٦؛ نیز «ارشید پاكی»؟: GAL, S, I / ٨٨٥). وی نیز از پزشكان فاضل و مشهور بغداد بود كه هم در طب نظری و علمی و هم در تصنیف چیرهدست بود (ابن ابی اصیبعة، ١ / ٢٩٧). در كتاب تتمّة صوان الحكمة بیهقی (صص ١٢٩-١٣٠) از پزشكی با عنوان «حكیم جلیل ابوالحسن الاثردی» [قس: ترجمۀ فارسی آن، ص ٧٧: الایزدی]، طبیب سلطان مسعود بن محمد بن ملكشاه سلجوقی (حك ٥٢٧-٥٤٧ق / ١١٣٣-١١٥٢م) فرمانروای عراق و كردستان (نك : زامباور، ٣٣٤)، یاد شده كه بر فلسفه نیز احاطۀ كامل داشته است، اما برای یكی شمردن آن دو، دلیلی در دست نیست. به ویژه با ملاحظۀ اینكه اگر وفات پدر ابوالحسن علی، یعنی هبةالله بن اثردی تقریباً در حوالی ٤٧٢ق بوده باشد، بعید مینماید كه خود وی در بین سالهای ٥٢٧ق تا ٥٤٧ق طبیب مسعود سلجوقی بوده باشد، خاصه كه نه ابن ابی اصیبعه (همانجا) و نه صفدی (٢٢ / ٢٨٢) هیچ یك به این مطلب اشارهای نكردهاند. از علی بن هبةالله اثری با عنوان: شرح (یا شرح مسائل) كتاب دعوة الاطباء به جای مانده كه آن را برای ابوالعلاء محفوظ بن مسیحی متطبّب در ٥٠٧ق نوشته است (ابن ابی اصیبعه، ١ / ٢٩٧- ٢٩٨؛ اولمن، ٢٢٤-٢٢٥). در فهرست ازهریه (٦ / ١١٤) كتابی با عنوان رسالة ابن هبةالله (نامی دیگر برای همان اثر) آمده است كه به نوشتۀ نویسندۀ فهرست، مؤلف آن، یعنی علی بن هبةالله، طبیب المقتدی خلیفۀ عباسی (٤٦٧-٤٨٧ق / ١٠٧٥-١٠٩٤م) بوده و در ٤٩٤ق / ١١٠١م وفات یافته است. پیداست كه نویسندۀ فهرست او را با ابوالحسن سعید بن هبةالله (ه م)، پزشك مشهور و صاحب كتاب المغنی، خلط كرده است (قس: عیسی بك، ١٩٥-١٩٦، كه او نیز مرتكب همین اشتباه شده است)، زیرا مطابق گزارش حاجی خلیفه (همانجا؛ نیز بغدادی، ١ / ٦٩٥) علی بن هبةالله در ٥٠٧ق / ١١١٣م از نوشتن شرح كتاب دعوة الاطباء خود فراغت حاصل كرده است. از این كتاب كه به صورت سؤال و جواب و در شرح دعوة الاطباء ابن بطلان نوشته شده، نسخههای چندی در دست است (نك : پرچ، III / ٤٥٥، شم ١٩٠٩؛ نیز GAL, S، همانجا). همچنین به علی بن هبةالله، تعالیق علی كتاب المنهاج نیز نسبت داده شده است (ابن ابی اصیبعة، ١ / ٢٧٦).
٣. ابوالغنائم سعید (بن علی: صفدی، ١٥ / ٢٤٧) بن هبةالله، كه طبق گزارش ابن ابی اصیبعه (١ / ٢٩٨)، پسر ابوالغنائم هبةالله و طبق خبر صفدی (همانجا)، نوۀ او محسوب میگردد. گذشته از این تفاوت، گزارش صفدی تماماً برگرفته از ابن ابی اصیبعه است. وی در دوران خلافت المقتفی عباسی (٥٣٠-٥٥٥ق / ١١٣٦-١١٦٠م) از پزشكان صاحب نام و مقدم بر دیگر اطبا به شمار میرفت و نیز مسئولیت بیمارستان عضدی بغداد را بر عهده داشت. عیسی بك (ص ١٩٦) او را به اشتباه با عنوان «جمالالدین» كه لقب پسرش بوده، یاد كرده است.
٤. ابوعلی حسن بن علی. وی نیز از افراد فاضل این خاندان در حرفۀ پزشكی محسوب می شده كه از او كارهای پسندیده و معالجات مطلوبی به ظهور میرسیده است. ابنابیاصیبعه (١ / ٢٩٨) او را از «مشكورین» بغداد توصیف كرده است كه در هر دو حالت از حسن شهرت او و اینكه در بغداد مورد عنایت بوده است خبر میدهد. صفدی (١٢ / ١٣٨) در زیر نام او، به اشتباه، شرح حال جمالالدین علی بن سعید ابن هبةالله را آورده است.
٥. جمالالدین ابوالحسن علی بن سعید بن هبةالله، آخرین فرد شناخته شدۀ این خاندان است كه پزشكی فاضل و دانشمند، و در علم طب و علومِ وابسته به آن متشخص بوده است. وی در ٥٨٠ق / ١١٨٤م زنده بود، زیرا همامالدین عبدی شاعر در این سال او را در شعر خود به همراه شوخی و مزاح، به خوبی ستوده است (ابنابیاصیبعه، ١ / ٢٩٨- ٢٩٩). بستانی (٢ / ٣٢٣)، ابوالحسن سعیدبن هبةالله (د ٤٩٥ق / ١١٢٠م) طبیب و حكیم مشهور و استاد ابوالبركات بغدادی را جزءِ افراد خاندان ابن اثردی قرار داده است، اما این سخن صحیح نمینماید، زیرا ابن ابی اصیبعه هر پنج نفر افراد این خاندان را در یك جا و همه را با شهرت ابن اثردی ذكر كرده و ابوالحسن سعید بن هبةالله را در جای دیگر (١ / ٢٥٤-٢٥٥) و بدون قید شهرت مذكور آورده است. منابع دیگر از قبیل العبر ذهبی (٢ / ٣٧١) نیز ابوالحسن سعید بن هبةالله را مستقل و بدون وابستگی به خاندان ابن اثردی یاد كردهاند.
مآخذ
ابن ابی اصیبعه، احمدبن قاسم، عیون الانباء، به كوشش امرؤالقیس بن الطحان (ماكس موللر)، قاهره، ١٢٩٩ق / ١٨٨٢م؛
ازهریه، فهرست؛
بستانی ف؛
بغدادی، اسماعیل پاشا، هدیة العارفین، استانبول، ١٩٥١م؛
بیهقی، علی بن زید، تتمة صوان الحكمة، به كوشش محمد شفیع، لاهور، ١٣٥١ق / ١٩٣٥م؛
همان، ترجمۀ فارسی (درّة الأخبار)، ناصرالدین منشی یزدی، تهران، ١٣١٨ش، ضمیمۀ سال پنجم مجلۀ مهر؛
حاجی خلیفه، كشف الظنون، استانبول، ١٩٤١م؛
ذهبی، محمدبن احمد، العبر، به كوشش محمد السعید بن بسیونی زغلول، بیروت، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
زامباور ادوارد ریتر، معجم الانساب و الأسرات الحاكمة، ترجمۀ زكی محمدحسن بك و حسن احمد محمود، بیروت، ١٤٠٠ق / ١٩٨٠م؛
صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، به كوشش رمضان عبدالتواب، بیروت، ١٣٩٩ق / ١٩٧٩م، ج ١٢؛
همان، به كوشش بیرند راتكه، بیروت، ١٣٩٩ق / ١٩٧٩م، ج ١٥؛
همان، به كوشش رمزی بعلبَكی، بیروت، ١٤٠٤ق / ١٩٨٣م، ج ٢٢؛
عیسی بك، احمد، تاریخ البیمارستانات فی الاسلام، دمشق، ١٣٥٧ق / ١٩٣٩م؛
نیز:
GAL, S;
Pertsch, Wilhelm, Die arabischen Handschriften der herzoglichen Bibliothek zu Gotha, Gotha, ١٨٨١;
Ullmann, Manfred, Die Medizin im Islam, Leiden, ١٩٧٠.
منوچهر پزشک