دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٦ - ابن اکفانی
ابن اکفانی
نویسنده (ها) :
بخش علوم
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٨ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ اَكْفانی، شمسالدين ابوعبدالله محمد بن ابراهيم بن ساعد انصاری، پزشك، رياضیدان و اديب مشهور مصری. وفاتش بنابر مشهور در صفر ٧٤٩ ق/ مۀ ١٣٤٨ م (ابن اياس، ١(١)/ ٥٢٣) و به قولی در ٢٣ شوال ٧٤٩ ق/ ١٤ ژانويۀ ١٣٤٩ م (مقريزی، ٢(٣)/ ٧٩٧) اتفاق افتاده است. ابن اكفانی در سنجار، از شهرهای عراقزاده شد. از محل تحصيل و اساتيد او اطلاعی در دست نيست و نمیدانيم در چه تاريخی به قاهره كه عمر خود را در آنجا به سرآورد، رفت. قحطی و خشكسالی شديد مصر همراه با طاعون در ٧٤٩ ق (ابن اياس، همانجا)، ابن اكفانی را نيز همچون بسياری از ديگر مردم به كام مرگ فرستاد (صفدی، الوافی، ٢/ ٢٧).
نخستين و مهمترين گزارشها از زندگی او در دو كتاب صفدی، اعيان العصر و الوافی، آمده است. وی كه شاگرد ابن اكفانی بود از استاد خود به تفصيل و با لحنی شاعرانه ياد كرده و او را در زمرۀ بزرگانی چون ابن سينا و خواجه نصيرالدين طوسی شمرده است ( اعيان العصر، ٨/ ١٩٤ به بعد). ابن اكفانی، در علوم و فنون از جامعيت برخوردار بود. در تقرير منطق و علوم رياضی و طبيعی و الهی و تبيين كتابهای دشواری چون اشارات ابن سينا بسيار ورزيده بود و حضور ذهنی كم نظير و وقوفی كامل بر مسائل و مشكلات آنها داشت. در علم مناظر به گشودن پيچيدگيهای رسالة الاستبصار شهاب الدين قرافی میپرداخت. در طب كه حرفۀ اصلی وی بود، مهارت بسيار داشت و در داروهای مرسوم زمان تصرفاتی میكرد كه كسی از آن آگاه نمیشد. آگاهی گستردۀ او به ابزار بيمارستانی اعم از وسايل داروسازی و جراحی و ادوات درمان و ديگر لوازم چندان بود كه هيچ چيز بدون اشارۀ او برای بيمارستان منصوری قاهره، خريداری نمیشد (همان، ٨/ ١٩٥-١٩٧). وجود اين صفات و موقعيت برجسته و معالجات چشمگيری كه همواره تعجب اطبای حاذق را برمیانگيخت (ابن حجر، ٥/ ٣) و شايد علاقۀ مفرط او در آغاز به زندگی مجلل كه بعدها از آن دست كشيد (صفدی، الوافی، ٢/ ٢٦)، چه بسا وی را محسود همگان ساخته باشد، چنانكه ابياتی در هجوش پرداختند (ابن اياس، همانجا). در علوم ادبی و فهم پيچيدگيهای آن ماهر و دارای تصانيف بود و اشعار زيادی از شاعران قديم تا عصر خويش از برداشت. از تاريخ وقايع و احوال رجال متقدم و معاصر خويش اطلاعات وسيع داشت و مورخانی مانند ذهبی (٢/ ٣٢٦) از اخبار او استفاده كردهاند؛ وی حتی در علوم غريبه همچون افسون و طلسم دست داشت و در شناسايی غلامان و كنيزان نيز مطلع به شمار میرفت (صفدی، اعيان العصر، ٨/ ١٩٦، ١٩٧). علايق سياسی بُعد ديگری از شخصيت او را تشكيل میداد، چنانكه به وقايع سرزمينهای دور و نزديك مصر و حوادث سياسی ـ نظامی آنها و به ويژه رويدادهای مربوط به هجوم تاتارها، چندان علاقهمند و آگاه بود كه گويی پيكهای ديوانی اخبار محرمانه را مستقيماً به او گزارش میدهند (همان، ٨/ ١٩٦). با اينهمه، و اگر چه فتحالدين ابوالفتح ابن سيدالناس (٦٧١ -٧٣٤ ق/ ١٢٧٢-١٣٣٤ م) وی را در قدرت بيان و ايجاز در عبارت سخت ستوده، خط و لهجۀ عربيش آشكارا ضعيف بود (همان، ٨/ ١٩٦، ١٩٧) و اين ضعف را میتوان با تأثيرپذيری او از لهجۀ زادگاهش توجيه كرد. ابن اكفانی شعر نيز میسرود و صفدی ابياتی را كه خود از وی شنيده، ثبت كرده است (همان، ٨/ ١٩٧، ١٩٨).
آثار
حدود ١٤ اثر به ابن اكفانی نسبت داده شده است. آثار چاپ شدۀ او عبارتند از: ١. ارشاد القاصد الی اسنی المقاصد، كتابی كوتاه در تاريخ علوم كه طاش كوپریزاده در تأليف مفتاح السعادة از آن سود برده است. در اين كتاب ٦٠ علم و ٤٠٠ اثر (حاجی خليفه، ١/ ٦٦) و شرح حال عدهای از مشاهير علم آمده است ( فهرس الكتب العربية، ٦/ ١٨٠). اين كتاب نخست در ١٨٤٩ م در كلكته به همراه حدود النحو عبدالله فاكهی و پس از آن در سالهای ١٩٠٠ م در قاهره و ١٩٠٤ م در بيروت به چاپ رسيده است. محمود عبداللطيف خلاصهای از آن را در ١٣٥٥ ق/ ١٩٣٦ م به نام فوائد من كتاب ارشاد القاصد... ترتيب داده است (سيد، ٢/ ١٩٧). از ارشاد القاصد... ترجمهای به آلمانی توسط هاربروكر (برلين، ١٨٥٩ م) صورت گرفته است (اليس، II/ ٩١). همچنين يك بار نيز به وسيلۀ مؤلفی ناشناس، تحت عنوان: الدر النظيم فی احوال العلوم و التعليم منتشر شده است ( ورهوه، VII/ ١١٣٦؛ قس: حاجی خليفه، ١/ ٧٣٦ كه آن را به ابن سينا نسبت داده است؛ نيز دخويه، V/ ١٣٦-١٣٧)؛ ٢. نخب الذخائر فی احوال الجواهر، دربارۀ سنگها و جواهر گرانبها. اين اثر يك بار در مجلۀ المشرق (بيروت، ١٩٠٨ م) با حواشی و تعليقات لوئيس شيخو، و بار ديگر در ١٩٣٩ م به وسيلۀ آناستازی ماری كرملی در قاهره منتشر شد. نسخ خطی بعضی از آثار ابن اكفانی كه بيشتر دربارۀ طب است در كتابخانههای جهان موجود است (برای نام اين آثار و نسخ، آن نك : دوسلان، ٥٤٠ ,٣٩٢ ؛ پرچ، IV/ ٦٩ ؛ گاليگر، II/ ٤؛ منجد، ٥(٢)/ ٢٥١؛ احسان اوغلی، ١٥، ١٦؛ نموی، ١٥٩ ؛ ظاهريه (تاريخ)، ٢/ ٢٨٩-٢٩٠؛ همان (طب)، ٢/ ١٣٣-١٣٤؛ حاجی خليفه، ١/ ٨٥٨، ٢/ ١٤٩٠، ١٥٤٢؛ كوپريلی، ١/ ٤٨، ٢/ ٥٠٤؛ صفدی، اعيان العصر، ٨/ ١٩٧).
مآخذ
ابن اياس، محمد بن احمد، بدائع الزهور فی وقائع الدهور، به كوشش محمد مصطفی، قاهره، ١٤٠٢ ق/ ١٩٨٢ م؛
ابن حجر، احمد بن علی، الدرر الكامنة، حيدرآباد دكن، ١٣٩٦ ق/ ١٩٧٦ م؛
احسان اوغلی، اكملالدين، فهرس مخطوطات الطب الاسلامی فی مكتبات تركيا، استانبول، ١٤٠٤ ق/ ١٩٨٤ م؛
حاجی خليفه، كشف الظنون، استانبول، ١٩٤١-١٩٤٣ م؛
ذهبی، محمد بن احمد، العبر، به كوشش ابوهاجر محمد زغلول، بيروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م؛
سيد، خطی؛
صفدی، خليل بن ایبک، اعيان العصر و اعوان النصر، نسخۀ عكسی موجود در كتابخانۀ مركز؛
همو، الوافی بالوفيات، به كوشش س. ديدرينگ، استانبول، ١٩٤٩ م؛
ظاهريه، خطی (تاريخ، طب)؛
فهرس الكتب العربية الموجودة بالدار لغاية سنة ١٩٣٢، قاهره، ١٣٥٢ ق/ ١٩٣٢ م؛
كوپريلی، خطی؛
مقريزی، احمد بن علی، السلوك لمعرفة دول الملوك، به كوشش محمد، قاهره، ١٩٥٨ م؛
منجد، صلاحالدين، «مصادر جديدة عن تاريخ الطب عندالعرب»، مجلة معهد المخطوطات العربية، قاهره، س ٥، شم ٢؛
نيز:
De Goeje, M.J, Catalogus Codicum Orientalium, Leiden, ١٨٧٣;
De slane;
Ellis, A.G., Catalogue of Arabic Books in the Brithish Museum, London, ١٩٦٧;
Gallagher, Nancy E., Arabic Medical Manuscripts at the University of Califonia, Malibu, ١٩٨٣;
Nemoy, Leon, Arabic Manuscripts in the Yale University Library, Yale, ١٩٥٦;
Pertsch;
Wilhelm, Die arabischen Handschriften der herzoglichen Bibliothek zu Gotha, ١٨٨٣;
Voorhoeve, P, Handlist of Arabic Manuscripts, Leiden, ١٩٥٧.
بخش علوم