دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٩ - ابن دهان، محمد
ابن دهان، محمد
نویسنده (ها) :
علی رفیعی علامرودشتی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ دَهّان، محمد بن علی بن شعیب بن بركة، ابوشجاع (یا ابوعبدالله: منذری، ١/ ٢١٤؛ ابن فوطی، ٤(٣)/ ٣٤٧)، ملقب به فخرالدین، برهانالدین، عزالدین و ثعیلب (د ٥٩٠ یا ٥٩٢ ق/ ١١٩٤ یا ١١٩٦ م)، ادیب، مورخ، ریاضیدان، منجم و فقیه شافعی مذهب بغدادی. بعضی از منابع نیای بزرگ وی را مغیث بن الدهان یاد كردهاند (ابن كثیر، ١٣/ ١٣) كه یقیناً مغیث تحریف شعیب است و برخی شعبة ابن بركة نوشتهاند (مدرس، ٧/ ٥٢٣) كه در منابع دیگر نیامده است.
ابن دهان در بغداد زاده شد (ابن قاضی شهبه، ١٩٩)، اما تاریخ تولد وی معلوم نیست. از اساتید و تحصیلات وی و اینكه در كجا دانشهای مختلف را آموخته است، آگاهی در دست نیست. به گفتۀ ابن قفطی وی از بغداد به موصل سفر كرد (٣/ ١٩١) و مدت ٢٠ سال در آنجا به سر برد (ابن ابی اصیبعه، ٢/ ١٨٢) و در آن شهر با جمالالدین ابوجعفر محمد بن علی بن ابی منصور معروف به جواد اصفهانی وزیر موصل آشنا شد و مصاحب وی گردید و ابیاتی نیز در مدح وی سرود (ابن قفطی، همانجا). مدتی بعد از جانب خاندان اتابك زنگی (همو، ٣/ ١٩٢) و به گفتۀ ابن جوزی، پس از مرگ سیفالدین زنگی از سوی مجاهدالدین قایماز در سال ٥٧٦ ق/ ١١٨٠ م مأموریت یافت تا به نزد صلاحالدین ایوبی كه آن زمان در مرزهای روم شرقی بود، برود و از او بخواهد تا با عزالدین مسعود زنگی نیز چون برادرش سیفالدین رفتار كند و موصل و شهرهای بین النهرین را به او واگذارد (٨(١)/ ٣٦٥). ابندهان كه در این مأموریت ناكام مانده بود، به موصل بازگشت (ابن قفطی، همانجا)، ولی پس از آن نیز بارها به عنوان سفیر بین اتابكان زنگی و صلاحالدین رفتوآمد داشت (صفدی، ٤/ ١٦٥)، اما سرانجام مورد بیمهری اتابكان قرار گرفت و به صلاحالدین روی آورد. صلاحالدین او را به ریاست دیوان مَیّافارقین برگزید، اما به سبب اختلافی كه با سُنْقُرِ خلاطی والی مَیّافارقین پیدا كرد، ناچار به دمشق رفت (ابن قفطی، همانجا). در دمشق صلاحالدین ایوبی مقدم وی را گرامی داشت و ماهانه ٣٠ دینار برای وی حقوق تعیین كرد (ابن ابی اصیبعه، همانجا) كه كفایت مخارج وی را نمیكرد و ظاهر حالش با آنكه توأم با تجمل بود، از سختی معیشت وی حكایت داشت (ابن قفطی، همانجا). او در دمشق با شیخ تاجالدین زید بن حسن كندی نحوی آشنا شد و به مذاكره و مباحثۀ علمی با او پرداخت و ابیاتی نیز در مدح وی سرود. ابن دهان در ٥٨٦ ق به قاهره سفر كرد، و در این شهر حلقۀ درسی را گشود كه از هر سوی طالبان علوم مختلف كه وی مدعی آنها بود، به گرد وی جمع شدند كه ابن قفطی نیز از جملۀ آنان بود. او در آنجا كتاب فرائض خود را برای آنان تدریس میكرد. یكی از كسانی كه نزد وی این كتاب را خواند علی بن جلالالدولة بن دوری بود. ابن دهان نتوانست در مصر موفقیتی به دست آورد، زیرا جوابگوی نیاز طالبان علوم مختلف نبود. از این رو طلاب از اطراف وی پراكنده شدند و او ناچار مصر را ترك كرد و بار دیگر به دمشق بازگشت و تا هنگام مرگ صلاحالدین (٥٨٩ ق/ ١١٩٣ م) در آنجا ماند. پس از مرگ صلاحالدین برای گزاردن مراسم حج به مكه رفت و آن سال را در همین شهر به سر برد و سپس به عراق بازگشت و چون در حلّۀ مَزْیَدیه (ابن قفطی، ٣/ ١٩٢-١٩٣) و یا حلّۀ سیفیه (ابنخلكان، ٥/ ١٣) رسید، بر سر پلی در آنجا شتر وی لغزید و بر اثر اصابت چوبهای محمل به صورتش جان سپرد (ابن قفطی، ٣/ ١٩٣)، اما ابن ابی اصیبعه نوشته است كه پس از ٤٠ سال یا بیشتر كه از بغداد دور بود، به زادگاه خود بازگشت و در آنجا درگذشت و در كنار پدر و مادر خود به خاك سپرده شد (همانجا). ابنقفطی از خصوصیات ظاهری (٣/ ١٩٢) و ابن ابی اصیبعه (همانجا) از صفات معنوی وی یاد كرده است. به گفتۀ همو ابن دهان مردی متدین و پارسا بود، روزۀ بسیار میگرفت، قرآن را زیاد تلاوت میكرد و هر ساله بیش از ٤ ماه در جامع دمشق اعتكاف داشت، به گونهای كه حتی برای او مقصورهای در كلاسۀ دمشق ساختند (همانجا). ابوالبركات ابن مستوفی (د ٦٣٧ ق/ ١٢٣٩ م) نیز در تاریخ اربل از او به عنوان مردی دانشمند یاد كرده و نوشته است كه در اربل به نزد من آمد (ابن خلكان، ٥/ ١٢). گویا در این دوره بوده است كه به گفتۀ ابن ابی اصیبعه، مهذبالدین احمد بن حاجب طبیب در اربل (اربیل ) به ملاقات ابن دهان رفت و ملازم او شد و ابن دهان وی را یاری كرد تا زیجی را كه اثر خود او بود، حل كند (همانجا). ابن دبیثی در تاریخ خود از او یاد كرده و او را آشنا به ادب و فرایض (تقسیم ارث) و ریاضیات دانسته است (ابن قاضی شهبه، ٢٠٠). او در نجوم و حل زیج نیز ید طولایی داشته است (ابن خلكان، ٥/ ١٣).
ابن قفطی (٣/ ١٩٣) و ابن خلكان (همانجا) نوشتهاند كه قلم وی رساتر از بیانش بوده است و ابن قاضی شهبه به نقل از ابن دبیثی نوشته است كه وی شعر نیكو میسروده است (همانجا). سیوطی نیز شعر وی را لطیف دانسته است (ص ٧٧). ابن عماد كاتب نیز در خریدة القصر از او یاد كرده و قطعاتی از اشعار وی را آورده است (ابن خلكان، همانجا). همو ابیاتی را كه وی دربارۀ ابن دهان نحوی ابومحمد سعید بن مبارك و نیز دربارۀ یكی از امرا سروده بوده، آورده است (همانجا).
از شاگردان وی جز آنچه یاد شد، سخنی به میان نیامده است. منذری از شخصی به نام ابوالفتوح محمد بن علی بن جلاجلی نام برده است كه از ابن دهان اشعاری را شنیده و برای وی روایت كرده است (١/ ٢١٥).
آثـار
ابن دهان را تصنیفات و تألیفات بسیاری در علوم گوناگون بوده كه از غالب آنها اكنون نشانی در دست نیست. نام آثار او كه از منابع به دست میآید، بدین قرار است: تاریخ (منذری، همانجا؛ حاجی خلیفه، ١/ ٢٧٨) كه از وقایع سال ٥١٠ ق/ ١١١٦ م تا وفات مؤلف را در برداشته است (ابوشامه، ٩؛ قس: ابن قاضی شهبه، ٢٠٠)؛ تفسیر المجرد (حاجی خلیفه، ١/ ٤٥٨)؛ خلاف (ابن ابی اصیبعه، ٢/ ١٨٢) كه بغدادی (١/ ٣١٥) نام كامل آن را تقویم النظر فی المسائل الخلافیة ذكر كرده است. وی در این كتاب مسائل فقهی مذاهب چهارگانۀ اهل سنت را با هم سنجیده است. احتمالاً كتاب خلاف همان كتابی است كه سارتن (٢(١)/ ١٥٨٦) به عنوان اثر فقهی ابن دهان یاد كرده است. نسخههایی از این اثر در كتابخانههای ملی پاریس به شمارههای ٧٨٨، ٧٨٩ (دوسلان، ١٧١) و توپكاپی (TS, II/ ٣٩) و احمد ثالث (سید، ٢٤٣، ٣٣٠) و خدیویۀ مصر به شماره ٩٤٧٩ (خدیویه، ٣/ ٢٠٩) موجود است؛ الزیج (ابن ابی اصیبعه، همانجا)؛ غریب الحدیث كه ابن قفطی (٣/ ١٩٢، ١٩٣) آن را ١٦ مجلد كوچك، و ابنابیاصیبعه (همانجا) آن را ١٠ مجلد دانسته است. در این كتاب رموزی به كار رفته بوده كه به وسیلۀ آن بتوان كلمات مورد نظر را به سادگی یافت؛ المائدة و الفائدة فی النوادر و الفرائد (بغدادی، ٢/ ٤٢١).
مآخذ
ابن ابی اصیبعه، احمد بن قاسم، عیون الانباء، قاهره، ١٢٩٩ ق/ ١٨٨٢ م؛
ابن جوزی، یوسف بن قزاوغلی، مرآة الزمان، حیدرآباد دكن، ١٣٧٠ ق/ ١٩٥١ م؛
ابن خلكان، وفیات؛
ابن فوطی، عبدالرزاق بن احمد، تلخیص مجمع الآداب، به كوشش مصطفی جواد، دمشق، ١٣٨٢ ق؛
ابن قاضی شهبه، احمد بن محمد، طبقات النحاة و اللغویین، به كوشش محسن عیاض، نجف ١٩٧٣ م؛
ابن قفطی، علی بن یوسف، انباء الرواة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٧٤ ق/ ١٩٥٥ م؛
ابن كثیر، البدایة و النهایة، قاهره، ١٣٥١- ١٣٥٨ ق؛
ابوشامه، عبدالرحمن بن اسماعیل؛
الذیل علی الروضتین، به كوشش محمد زاهد بن حسن كوثری، قاهره، ١٣٦٦ ق/ ١٩٤٧ م؛
بغدادی، ایضاح؛
حاجی خلیفه، كشف؛
خدیویه، فهرست؛
ذهبی، محمد بن احمد، العبر، به كوشش صلاحالدین منجد، كویت، ١٩٦٣ م؛
سارتن، جورج، مقدمه بر تاریخ علم، ترجمۀ غلامحسین صدری افشار، تهران، ١٣٥٥ ش؛
سید، فؤاد، فهرس المخطوطات المصورة، قاهره، ١٩٥٤ م؛
سیوطی، بغیة الوعاة، قاهره، ١٣٢٦ ق/ ١٩٠٨ م؛
صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، به كوشش س. ددرینگ، بیروت، ١٣٩٤ ق/ ١٩٧٤ م؛
مدرس، محمدعلی، ریحانة الادب، تبریز، ١٣٢٦ ش؛
منذری، عبدالعظیم بن عبدالقوی، التكملة لوفیات النقلة، به كوشش بشّار عوّاد معروف، بیروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م؛
نیز:
De Slane, M., Catalogue des manuscrits arabes de la Bibliothèque nationale, Paris, ١٨٩٥;
TS.
علی رفیعی