دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٣٤ - ابن عبری
ابن عبری
نویسنده (ها) :
یوسف رحیم لو
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ عِبْری، (در سریانی: بر عبرایا و در لاتینی: بارهبرایوس) ابوالفرج یوحنّا مارغریغوریوس بن تاجالدین اَهْرون بن توما مَلَطی (٦٢٣-٦٨٥ق / ١٢٢٦-١٢٨٦م)، سراسقف و دانشمند برجستۀ یعقوبی. وی در ملطیۀ ارمنستان کوچک به دنیا آمد (بهنام، ٤). نام تعمیدیش یوحنا بود و چون به جامۀ روحانیت درآمد، نام غریغوریوس (گریگوریوس) گرفت. به سبب لقبش برخی او را یهودی یا یهودیزاده دانستهاند (زوتر، GAL, I / ٤٢٧;
١٥٤). با آنکه هرگز همسری نگرفت و فرزندی نداشت، تیمّناً کنیۀ ابوالفرج یافت (شیخو، ٢٩٠-٢٩١). همین کنیه موجب شده که بسیاری از محققان او را با دیگر پزشکان مسیحی مکنّی به ابوالفرج، مانند ابن القُفّ و ابن الطَیّب اشتباه کنند (همو، ٢٩٢؛ اشتاین اشنایدر، ٥٣). اهرون پدر یوحنا پزشکی دانشمند و متدین بود و فرزندان بسیاری داشت که چهار پسر از آنان پیش از یوحنا درگذشتند (شیخو، بهنام، همانجاها). یوحنا نزد پدر و چند تن از دانشمندان ملطیه به تحصیل علوم و از جمله پزشکی پرداخت و زبان و ادبیات سریانی و عربی و یونانی را نیز فراگرفت (شیخو، ٢٩٢-٢٩٣؛ زیدان، ٣ / ٢١٤).
این دوره از زندگی او با تاخت و تاز مغولان در آسیای صغیر و فتح ملطیه به دست آنان همزمان بود. به گفتۀ خود ابن عبری، پدرش اهرون در این هنگام (٦٤١ق / ١٢٤٣م)، به عنوان پزشک معالج یَساوُر نویَن سردار مغول، او را تا خَرتْبَرت (خَرپوت) همراهی و مداوا کرد و چون به ملطیه باز آمد، زیاد درنگ ننمود و با خانوادۀ خود به انطاکیه کوچید (صص ٢٥٢، ٢٥٥). ابن عبری در آنجا هم به شاگردی نزد دانشمندان انطاکیه پرداخت و مدتی نیز در غاری نزدیک شهر گوشهنشینی اختیار کرد و آوازهای یافت. اما ترک عزلت کرد و به طرابلس رفت و در ٦٤٤ق درعین جوانی به اسقفی جوباس (گوباش) نزدیک ملطیه و یک سال بعد به اسقفی لاقبین (لاقابین) گماشته شد و پنج سال در آن مقام ماند (شیخو، ٢٩٤-٢٩٥، ٣٦٥). وی در همین مقام برای مناظره با مخالفان کلیسا، به مطالعۀ مداوم نوشتههای آباء کلیسا روی آورد (بهنام، ١٦-١٧). درگذشت بطریق (بطریرک = پاتریارک) اغناطیوس در ٦٤٩ق / ١٢٥١م یعقوبیان را به دو گروه مخالف بر سر جانشینی او توسط دیونیسیوس (اهرون عَنْجور) و یوحنا بن المعدنی منقسم کرد. ابن عبری در این حوادث جانب دیونیسیوس را گرفت (شیخو، ٣٦٥).
در اواخر ٦٥٠ق ابن عبری از سوی دیونیسیوس مأمور اسقف نشین حلب شد و با آنکه رقیب او ابن المعدنی، اسقفی دیگر بر حلب گماشته بود، وی توانست با توسل به الملک الناصر ایوبی، امیر دمشق، حقانیت دیونیسیوس و نیز ریاست روحانی خود را بر یعقوبیان حلب به رسمیت بشناساند؛ اما پس از کشته شدن دیونیسیوس در ٦٥٩ق، ابن عبری به اطاعت از ابن المعدنی گردن نهاد. چون ابن المعدنی نیز درگذشت، وی از سوی بطریق اغناطیوس سوم، به مقام مَفریانی (سر اسقفی) مشرق که به امور مسیحیان یعقوبی بین النهرین و غرب ایران رسیدگی میکرد، منصوب شد. مفریان جدید با استفاده از دانش پزشکی خود توانست به حضور هولاکوبار یابد و نظر مساعد او را نسبت به بطریق اغناطیوس جلب کند و فرمانهایی در شناسایی حقوق مفریان بگیرد. این روابط حسنه در زمان اباقا نیز ادامه یافت (همو، ٣٦٧، ٣٦٩؛ بهنام، ٢٥-٢٧؛ صالحانی، «ه ») و ابن عبری اسقفانی دانشمند و نیککردار به مراکز اسقفی قلمرو خود گماشت. گفتهاند که کلیسای مشرق از سه قرن و نیم پیش به این سو مفریانی به پایۀ علمی ابن عبری ندیده بود. او تا پایان عمر، مدت بیش از ٢٠ سال، دراین سمت ماند و روزگار خود را به سفرهای متعدد در نواحی مختلف عراق و آذربایجان و سوریه و ملطیه و تعمیر و توسعه و بنای کلیساها و صومعهای در تبریز و مراغه و بَرْتَل (برطله) نزدیک موصل گذراند (بهنام، ٢٨-٣٩، ٤٢-٤٤؛ شیخو، ٤١٤). ابن عبری به مناسبت مقام روحانی و پایۀ بلند علمی خود با بزرگان حکومت ایلخانی و دانشمندان مسلمان شهرهای مختلف رابطه داشت (همانجا). با همۀ دشواریهای وظیفۀ کلیسایی و مشکلاتی که گاه در درون کلیسای یعقوبی یا با نسطوریان پیش میآمد، ابن عبری در اوقات فراغت خود از مطالعه و تألیف و تدریس باز نمیایستاد.
وی سرانجام در مراغه درگذشت. جنازۀ او را در حالی که فرقههای گوناگون مسیحیان مراغه در تشییع او شرکت داشتند، به موصل بردند و در دیر مارمَتّی بر بالای کوهی در کنارۀ خاوری این شهر دفن کردند. (شیخو، ٢٨٩-٢٩٠؛ EI٢). ابن عبری با وجود اشتغال به وظایف کلیسایی به تدریس و معالجۀ بیماران هم میپرداخت و خود وی از همکاری با جمالالدین ابن الرحبی دمشقی در بیمارستان نوری دمشق یاد کرده است (ص ٢٧٤). دیوسقوروس جبرائیل برطلی و تاجالدول ابن القَس شمعون طبیب از جمله شاگردان او بودهاند (بهنام، ٣٩، ٤١، ٤٢)، ولی شاگردان مسلمان هم داشته است (لکلرک، II / ١٤٨).
زندگی ابن عبری در میان مسلمانان در پندار و کردار او مؤثر بود (شمسالدین، ١٩٧) تا آنجا که به قولی در اواخر زندگیش ظاهری مسلمان به خود میگرفت (لکلرک، همانجا) و نقشی سازشدهنده میان مسلمانان با هممذهبان خود و در میان گروههای مختلف مسیحی ایفا کرد (بریتانیکا، I / ٨١٦).
آثـار
ابن عبری مؤلّفی پرکار بود و با همۀ وظایف کلیسایی که داشت، آثار بسیار و متنوعی به عربی و سریانی پدید آورد. تنوع موضوعی نوشتههای وی دلیلی بر جامعیّت علمی اوست (نک : سارتن، ٢(٢) / ٢٢١٢). با آنکه نوشتههای ابن عبری آگاهی تازهای در برندارد، اما بازتاب روشنی از فرهنگ زمان اوست (IA, V(٢) / ٨٦١). آثار او شامل همۀ معارف سدۀ ٧ق / ١٣م است. به نظر برخی ـ که البته اغراقآمیز مینماید ـ ابن عبری در علوم زمانش بدون استثنا سرآمد همۀ شرقیان بوده و در غرب هم در آن عصر جز توماس آکوینی و قدیس بوناونتوره کسی بر او برتری نداشته است (شیخو، ٤٤٩). قسمت عمدۀ نوشتههای ابن عبری به زبان سریانی است. با توجه به اینکه جز در نوشتههای دینی، آثار او از مقولۀ ترجمۀ نوشتههای عربی به سریانی بود و به علت استفادۀ فراوان او از منابع عربی و شیوۀ بررسی و تألیف علمای عربینویس، او را از نمایندگان «دانش عربی» (میهلی، ٧٧) و متأثر از فرهنگ عربی ـ اسلامی دانستهاند (کراچکوفسکی، ١ / ٣٧٣). برصوما، برادر ابن عبری، شمار آثار او را ٣١، سمعانی سریانی در المکتبة الشرقیة، ٣٤ (نک : الدبس، ٦ / ٣٥١)، بهنام (ص ٨٣)، ٦٣ و شیخو (جم )، ٤٦ عنوان یاد کردهاند.
الف ـ آثار دینی
این آثار همه به سریانی است و برخی از آنها در روزگار خود مؤلف یا بعد از او به عربی ترجمه شده است، بدین شرح: ١. ایثیقون (اتیکا)، در تهذیب اخلاق (همو، ٤٥١-٤٥٢). بیان تحسینآمیز ابن عبری در مورد اخلاق خواجه نصیرالدین طوسی (صص ٢٨٦-٢٨٧) احتمالاً گویای تأثیر این متن فارسی بر کتاب ابن عبری است. در نوشتۀ ابن عبری مدار سخن بیشتر بر فضیلتها و آداب لازم برای مسیحیان و به ویژه راهبان است. ازاین اثر دو ترجمه به عربی در سدههای پیشین صورت گرفته است؛ ٢. منارة الاقداس، در ١٢ بخش و هر بخش در فصلها و اجزای فرعی متعدد دیگر، در اصول اعتقادی کلیسای یعقوبی از مبدأ تا معاد. این اثر دوبار به عربی ترجمه شده است. نخست به وسیلۀ دانیال بن خطاب از معاصران ابن عبری و بعد به وسیلۀ سرکیس بن یوحنا دمشقی. دو فصل از این اثر در موضوع گیاه و خواص آن و شکل زمین توسط گوتهایل در اروپا منتشر شده و نسخهای از متن عربی این کتاب موجود است؛ ٣. هدایات، در قوانین دیرها و صوامع و رسوم مدنی کلیسای سریانی غربی. این اثر را دانیال ابن خطاب در عصر مؤلف به عربی برگردانده است. ترجمۀ لاتینی آن منتشر شده است (شیخو، ٤٥٠-٤٥٣).
ب ـ آثار فلسفی
در این زمینه از فعالیت ابن عبری، به تأثیر متفکران مسلمان به ویژه تأثیر غزالی بر او اشاره شده است (EI٢). به نظر ابن عبری، فارابی و ابن سینا بهترین حاملان علم ارسطو بودهاند (ص ٥٥). او نصیرالدین طوسی را حکیمی بلند پایه در همۀ شاخههای حکمت میدانست (همو، ٢٨٦). آثار ابن عبری در فلسفه، همه جز یکی به سریانی است. از آن میان میتوان به آثار زیر اشاره کرد: ١. ترجمۀ اشارات و تنبیهات ابن سینا؛ ٢. ترجمۀ زبدة الاسرار اثیرالدین ابهری؛ ٣. زبدة الحکمة یا حکمة الحِکَم، اثر بزرگ فلسفی ابن عبری، بیان سریانی حکمت ارسطوست و در دو بخش: بخش اول در منطق ارسطو و بخش دوم در دو قسمت: قسمت اول در طبیعیات و قسمت دوم در مابعدالطبیعه. ترجمۀ آثار فلسفیِ ارسطو به وسیلۀ ابن عبری رساتر از ترجمههای سریانی پیش از او بود. نسخههایی از این اثر در اروپا و لبنان وجود دارد (شیخو، ٥٠٥-٥٠٦)؛ ٤. النفس البشریة، مقالهای مختصر به عربی، در ٦٢ فصل (همو، ٧٤٥). این اثر در مجلۀ المشرق (١٨٩٨م، س ١) چاپ شده است. درمورد بقیۀ آثار او در این زمینه میتوان به سارتن (٢(٢) / ٢٢١٤) و شیخو (ص ٥٠٦) مراجعه کرد.
ج ـ آثار ریاضی و هیأت
این آثار نیز همگی به سریانی نوشته شده است. از آن میان باید به کتاب الصعود العقلی در هیأت اشاره کرد. این کتاب شامل دو بخش است: بخش اول در بیان اندیشههای پیشینیان در مورد شکل زمین، آسمان، خورشید، ماه، سیارات و ثوابت؛ بخش دوم در شناخت زمین و اجرام سماوی و تقسیم زمین به اقلیمهای هفتگانه و شکل آسمان از رصدهای گوناگون، فاصلۀ ستارگان از زمین و بزرگی جرمشان در سنجش با جهان ما. ابن عبری این کتاب را با اشکال هندسی آراسته است. گویا مؤلف در این اثر به بعضی اکتشافات جدید اشاره دارد. نسخههای متعددی از آن وجود دارد (شیخو، ٥٠٧-٥٠٨). این اثر همان ارتقاء الروح است که نو متن سریانی آن را با ترجمۀ فرانسوی در ١٨٩٩م در ٢ جلد در پاریس منتشر کرده است (سارتن، II(٢) / ٥٦٩). ابن عبری احتمالاً این اثر را بر پایۀ درسهایی که در مراغه در فاصلۀ سالهای ٦٧٠-٦٧٨ق / ١٢٧٢-١٢٧٩م داشته است، تدوین کرده و تنها نوشتۀ جدید در جغرافیای فلک به سریانی بوده است. مندرجات آن، مانند دیگر نوشتههای ابن عبری در این موضوع، حکایت ازآشنایی او با آراء بیرونی دارد (کراچکوفسکی، همانجا). دربارۀ بقیۀ آثار او در این زمینه میتوان به شیخو (همانجا) و سارتن (٢(٢) / ٢٢١٢) مراجعه کرد.
د ـ تاریخ
کوشش ابن عبری در زمینۀ تاریخ مهمترین بخش فعالیت علمی او شمرده شده است. چه به علت اشتمال آن بر بیان حوادث بسیار و یاد مردان بزرگ علم در مشرق و چه به جهت نقل او از مآخذی که خود آنها یا از میان رفتهاند و یا دشوار میتوان به آنها دست یافت. اثر تاریخی او بود که توجه اروپاییان را جلب کرد و پیش از آثار دیگر او چاپ و منتشر شد (شیخو، همانجا). اهمیت نوشتۀ تاریخی او حتی در زمان زندگانی مؤلف برای معاصران شناخته شده بود و از این رو این اثر به دو صورت سریانی و عربی پدید آمد: ١. ابن عبری تاریخ خود را نخست به سریانی نوشت و آن را مَحْتونوت زونی (اخبار الزمان) (مشکور، ٤) یا تاریخ الازمنة (شیخو، همانجا) نامید. این اثر یک تاریخ عمومی دنیایی و دینی از آفرینش تا روزگار مؤلف و در ٣ بخش است: بخش اول سرگذشت دولتهاست از عهد باستان تا ٦٨٣ق / ١٢٨٤م مشتمل بر ١٠ دولت بزرگ؛ بخش دوم و سوم حاوی تاریخ کلیساست. بخش دوم خود در دو جزء است: جزء اول در سرگذشت احبار عهد عتیق از هارون برادر موسی (ع) تا حنّان با تکیه بر کتاب مقدس و تاریخ یوسیفوس؛ در جزء دوم احوال بطریقهای انطاکیه از پطرس رسول تاقدیس فلاوْیَن (د ٥١٨م) آمده است. اعلام اعتقاد به طبیعت واحد در مسیح از سوی ساویروس و پدید آمدن جدایی در کلیسا و آغاز سلسلۀ بطریقهای یعقوبی سریانی با شخص یاد شده و ادامۀ این سلسله در انطاکیه (بطریقهای یعقوبی مغرب) تا زمان فیلوکسینوس، معاصر ابن عبری، در آخر این جزء قرار دارد. بخش سوم احوال جاثلیقها، بطریقها و مفریانهای مشرق، اعم از نسطوریان و یعقوبیان است از زمان تومای رسول و نخستین مفریان یعقوبی (منصوب در ٧ق / ٦٢٨م) تا عصر مؤلف (شیخو، ٥٠٨، ٥٠٩؛ الدبس، ٦ / ٣٥٣، ٣٥٤). از نظر اهل کلیسا بخشهای دوم و سوم این اثر اهمیت بسیار دارد (همو، ٦ / ٣٥٤)؛ بخش دوم تاریخ ابن عبری را یکی از نویسندگان یعقوبی با افزودن ذیلی بر آن تا ٩٠٢ق / ١٤٩٥م ادامه داده است (شیخو، همانجا). بخش سوم آن را هم برصوما برادر ابن عبری با افزودن سرگذشت برادر بزرگتر به پایان برد و بعدها نویسندۀ دیگر یعقوبی، اخبار مفریانهای مشرق را از زمان تصدی ابن عبری تا اواخر سدۀ ٩ق / ١٥م به آن الحاق کرد (همو، ٥١٠). بخش اول متن سریانی تاریخ نخستین بار به وسیلۀ برنس و کیرش همراه با ترجمۀ لاتینی آن در ١٧٨٩م در دو جلد در لایپزیک با اغلاط بسیار منتشر شد. پل بجان، دانشمند آسوری ایرانی در ١٨٩٠م متن سریانی بخش اول را به صورت درست و زیبایی مجدداً منتشر کرد (شیخو، همانجا). متن بخش دوم تاریخ (تاریخ کلیسا) جز آنکه بخشهایی از آن نخستین بار در جزو المکتبة الشرقیة تألیف یوسف سمعانی سریانی در رم (١٧١٩-١٧٣٠م) نقل و منتشر شد (نک : سرکیس، ١٠٤٩-١٠٥٠)، به وسیلۀ ابلوس و لامی با ترجمۀ لاتینی در ١٨٧٢-١٨٧٣م در دو جلد در لوون به چاپ رسید (شیخو، همانجا؛ سارتن، II(٢) / ٥٦٩)؛ ٢. تاریخ مختصر الدول (ه م) که ترجمه و نگارش عربی بخش اول همان تاریخ ابن عبری است.
ه ـ پزشکی
بیشتر نوشتههای طبی ابن عبری از میان رفته است. برخی از آنها از این قرارند: ١. ترجمۀ قانون ابن سینا به سریانی که ناتمام ماند؛ ٢. تلخیص جامع المفردات ابوجعفر احمدبن محمد غافقی اندلسی به عربی موسوم به منتخب جامع المفردات (نه ترجمه، آنگونه که سارتن پنداشته است: ٢(٢) / ٢٢١٢-٢٢١٣). از این اثر نسخهای در دارالکتب مصر وجود دارد (سرکیس، ٣٤٠). مایرهوف و صبحی بک منتخب را در قاهره همراه با ترجمۀ انگلیسی آن در دو جلد منتشر کردهاند. مقایسۀ متن اصلی جامع المفردات عافقی و منتخب آن مؤید کوشش هوشمندانۀ ابن عبری است که موضوعات مهم متن را حفظ و موارد کم اهمیت را حذف کرده است (مایرهوف، I(٤) / ٥٨٨). محتوای این اثر ترتیب الفبایی دارد. در مورد بقیۀ آثار او در زمینۀ پزشکی میتوان به شیخو (صص ٥٥٥-٥٥٧)، سارتن (همانجا) و لکلرک، (II / ١٤٩) رجوع کرد.
و ـ زبانشناسی
این آثار همه به سریانی است. ابن عبری پیشوای نحویان سریانی بود (EI٢) و در این زمینه آثارش حاکی از پیروی او از دستور نویسان عرب به ویژه زمخشری است (شیخو، ٥٥٧) از آثار او در این باب میتوان به قصیدهای در حدود ٦٠٠ بیت، به ترتیب الفبایی در بیان واژههای متشابه سریانی، با توضیحاتی در مورد معانی آنها اشاره کرد. این اثر، در ١٨٧٢م در پاریس به وسیلۀ مارتن منتشر شده است (همو، ٥٥٨؛ عقیقی، ١ / ٤٦٨، حاشیۀ ١؛ سارتن، II(٢) / ٥٦٩). در مورد بقیۀ آثار او در این زمینه میتوان به عقیقی (١ / ٨٩٨) و سارتن (همانجا) مراجعه کرد.
ز ـ ادب و شعر
همۀ آثار ابن عبری در این زمینه جز یکی به سریانی نوشته شده است. از آن میان میتوان به آثار زیر اشاره کرد: ١. دفع الهّم، به عربی، در ١٢ باب در مسائل مربوط به اخلاق دینی و مدنی. مؤلف کوشیده است که موضوع هر باب را با طرح ضد آن تعریف و گفتههای خود را با استشهاد به آیات کتابهای آسمانی و گفتار حکما و امثال و تاریخ پیشینیان مؤکد کند. نسخههایی از این کتاب موجود است (شیخو، ٥٥٨-٥٦١)؛ ٢. قصیدهای در حکمت الهی، که نمونهای از قصاید عرفانی او به شیوۀ صوفیان با توسل به مفاهیم تمثیلی همچون شراب و شاهد، و نظیر سرودههای عمر ابن فارض است. این قصیده نخستین بار در پاریس (١٦٢٦م) و سپس در رم (١٨٨٠م) چاپ شده است (همانجا). بهنام آن را به شعر عربی برگردانده است (صص ٨٧، ١٣١). دربارۀ بقیۀ آثار او در این زمینه میتوان به شیخو (صص ٥٥٩،٥٦٠، ٥٦١) و سارتن (٢(٢) / ٢٢١٥) مراجعه کرد. ابن عبری را شاعر فلاسفۀ سریانی و فیلسوف شعرای آن قوم نامیدهاند (بهنام، ٥٠).
او همچین آثار مختلف دیگری نیز داشته که از آن میان میتوان به خطبه در توبه به کَرْشونی (به زبان عربی و به خط سریانی) اشاره کرد، که یعقوبیان به عنوان مرثیه بر جنازه میخوانند (نک : شیخو، ٦٠٥-٦٠٦).
آثار ابن عبری درخشش مستعجلی به زبان سریانی بخشید (لکلرک، همانجا). تسلط او بر زبان و ادب سریانی موجب شده است که او را سرکردۀ نویسندگان یعقوبی بنامند (صالحانی، «و»). نقش او را درمورد زبان سریانی مانند نقش وَنْسان دوبووِه یا آلبرت کبیر در مورد زبان لاتینی دانستهاند، جز اینکه ابن عبری آخرین نویسندۀ مهم سریانی بود و این زبان بعد از او دیری نپایید (سارتن، ٢(٢) / ٢٢١٢). کتیبۀ کرشونیِ مزار ابن عبری بهترین نشانۀ بستگی دوگانۀ قومی و فرهنگی او، موقعیت او در پیوند دادن دو فرهنگ عربی و سریانی و انتقال میراث فرهنگی مسلمانان به همکیشان مسیحی او تواند بود (EI٢).
مآخذ
ابن عبری، غریغوریوس، تاریخ مختصر الدول، به کوشش آنطوان صالحانی، بیروت، ١٩٥٨م؛
بهنام، غریغوریوس بولس، یوحنا ابن العبری، حیاته و شعره، حلب، ١٩٨٤م؛
الدبس، یوسف الیاس، تاریخ السوریة الدنیوی و الدینی، بیروت، ١٩٠٢م؛
زیدان، جرجی، تاریخ آداب اللغة العربیة، به کوشش شوقی ضیف، قاهره، دارالهلال؛
سارتن، جورج، مقدمه بر تاریخ علم، ترجمۀ غلام حسین صدری افشار، تهران، ١٣٥٧ش؛
سرکیس، چاپی؛
شمسالدین، م.، اسلامده تاریخ و مورخلر، استانبول، ١٩٢٤م؛
شیخو الیسوعی، لویس، «غریغوریوس ابوالفرج المعروف بابن العبری»، المشرق، بیروت، ١٨٩٨م، س ١؛
صالحانی، آنطوان، مقدمه بر تاریخ مختصر (نک : ابن عبری در همین مآخذ)؛
عقیقی، نجیب، المستشرقون؛
کراچکوفسکی، ا. ی.، تاریخ الادب الجغرافی العربی، ترجمۀ صلاحالدین عثمان هاشم، قاهره، ١٩٦٣م؛
مشکور، محمد جواد، مقدمه بر تاریخ ایران باستان (به روایت ابن عبری)، تهران، ١٣٢٦ش؛
نیز:
Britannica;
EI٢;
GAL;
IA;
Leclerc, Lucien, Histoire de la médecine arabe, Paris, ١٨٧٦;
Meyerhof, M., introd. The Abridged Version of the Book of Simple Drugs, by Barhebraeus, Cairo, ١٩٤٠;
Mieli, Aldo, La science arabe, Leiden, ١٩٦٦;
Steinschneider, Moritz, Die arabischen Übersetzungen aus dem Griechischen, Graz, ١٩٦٠;
Sarton, George, Introduction to the History of Science (نک : سارتن در همین مآخذ);
Suter, Heinrich, Die Mathematiker und Astronomen der Araber und ihre Werke, Leipzig, ١٩٠٠.
یوسف رحیملو