دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٥٦ - اثیرالدین ابهری
اثیرالدین ابهری
نویسنده (ها) :
صمد موحد
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٣ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَثیرُالدّینِ اَبْهَری، مُفَضَّل بن عمر بن مَفَضَّل (د ح ٦٦٣ ق / ١٢٦٥ م)، فیلسوف، منطقی، منجم و ریاضیدان، از جزئیات زندگانی اثیرالدین همین اندازه معلوم است كه از مردم ابهر ــ شهری میان زنجان و قزوین ــ بوده است. برخی از متأخران او را ابهری سمرقندی دانستهاند (بغدادی، ٢ / ٤٩٦؛ صفا، ٣(١) / ٢٤٧؛ ایرانیكا؛ زركلی، ٧ / ٢٩٧)، اما علت این انتساب دانسته نیست. آیا پدرانش از اهل سمرقند بودهاند؟ خود او مدتی در سمرقند زیسته است؟ و یا مقصود از ابهر یكی از مضافات سمرقند است؟ به هر حال در منابع قدیم هیچگونه خبری در این باره در دست نیست. از طرف دیگر در ایرانیكا آمده است كه اثیرالدین در موصل متولد شده و همانجا به تحصیل پرداخته است. اگرچه میتوان تحصیل اثیرالدین را در موصل به جهت شاگردی او نزد كمالالدین ابن یونس موصلی محتمل دانست، ولی اینكه در موصل زاده شده باشد، در هیچ یك از منابع قدیم به این مطالب اشاره نشده است؛ وانگهی اگر این دانشمند در موصل متولد شده و تحصیل كرده باشد، چرا به ابهری یا ابهری سمرقندی شهرت یافته است؟ افزون بر اینها تصریح خود اثیرالدین مبنی بر اینكه وی از دیار خویش برای استفاده از محضر شیخ كمالالدین ابن یونس راهی موصل شده است، احتمال ولادت او را در موصل یكسره نفی میكند (نک : ابن خلكان، ٥ / ٣١٣).
اثیرالدین از شاگردان مهشور امام فخر رازی است (ابنعبری، ٢٥٤). تحصیل او نزد امام فخر باید در یكی از نواحی خوارزم، ماوراءالنهر (دربار سلاطین غور)، غزنه و هرات بوده باشد، زیرا مجالس درس وی در این نواحی ــ مخصوصاً در هرات ــ تشكیل میشد (تاریخ ... ، ٢ / ٨١-٨٢) و به این ترتیب اثیرالدین باید به خراسان نیز سفر كرده باشد.
از استادان دیگر وی، كمالالدین ابوالفتح موسی بن یونس موصلی(٥٥١- ٦٣٩ ق) است و اثیرالدین نزد او ریاضیات و نجوم آموخته است، ابن خلكان مینویسد: من خود شاهد بودم كه اثیرالدین، در محضر كمالالدین یونس مانند طالب علمی كتاب به دست مینشست و مجسطی میخواند، در حالی كه خود مقام بلندی در علم داشت و مردم از مصنفات او استفاده میكردند.
پس از بروز فتنۀ مغول و آشفتگی اوضاع، اثیرالدین نیز مانند بسیاری از دانشمندان در پی یافتن مأمنی مناسب به سفر پرداخت. ابتدا به سوی شام رفت و مدتی دراِربِل و دمشق به سر برد. در دمشق پیوسته با اهل علم ارتباط داشت و چندی در خدمت محییالدین محمد بن محمد ابن سعد بن ندی (د ٦٥١ ق) بود. از شام رهسپار بلاد روم (آسیای صغیر) گردید و در محیط نسبتاً آرام آنجا كه پناهگاه دانشمندان و عارفان سدۀ ٧ ق بود، ماندگار شد و از این پس اوقات خود را به تدریس و تعلیم و تألیف میگذارنید (ابن خلكان، همانجا؛ مدرس، ١٠٤).
اثیرالدین معاصر نصیرالدین طوسی بود و این دو دانشمند در زمینۀ مسائل علمی و فلسفی با یكدیگر مكاتباتی داشتند. متن یكی از این مكاتبات كه به زبان فارسی است، برجای مانده است (نک : همو، ٢٨٣-٢٨٥؛ مدرسی، ١٩٧-٢٠١؛ دانشپژوه، فهرست كتابخانۀ اهدایی ... ، ٣(١) / ٣٨١-٣٨٢). به عقیدۀ برخی از محققان معاصر، اثیرالدین نیز مانند بسیاری از ریاضیدانان زمان خود در رصدخانۀ مراغه كه به همت خواجه نصیر طوسی بر پا شده، فعالیت داشت (نصر، ٧٣-٧٤). با اینكه بعضی از شاگردان اثیرالدین ــ مانند نجمالدین دبیران كاتبی قزوینی ــ در رصدخانۀ مذكور فعالیت داشتند، ولی ارتباط مستقیم خود او با این رصدخانه محرز نیست و تا زمانی كه مدارك قطعی در این باره به دست نیاید، آن را باید با شك و تردید تلقی كرد.
اثیرالدین، چنانكه اشاره شد، علاوه بر تألیف، تدریس نیز میكرد. از شاگردان معروف او یكی كاتبی قزوینی (٦٠١-٦٧٥ ق) است كه از ریاضیدانان و صاحبنظران در هیأت و نجوم ساختن آلات رصدی شمرده میشد. كاتبی در كتاب حكمة العین بارها از اثیرالدین به احترام یاد میكند و متعرض نظریات فلسفی او میشود (نک : ص ٢٤٥، ٢٩٧).
شاگرد دیگر اثیرالدین، عماد الدین زكریا بن محمود قزوینی (٦٠٠-٦٨٢ ق) مؤلف كتابهای آثار البلاد و عجایب المخلوقات است كه ظاهراً در دمشق از محضر استاد بهره برده است (اقبال، ٥٠٤). از شاگردان دیگر وی میتوان از ابن خلكان نام بردكه به تصریح خود در حدود سالهای ٦٢٥ و ٦٢٦ ق كه اثیرالدین از موصل به اربل آمده بود، نزد او به فراگرفتن فن خلاف مشغول بوده است (٥ / ٣١٣). جمالالدین احمد بن عیسی قزوینی از شاگردان دیگر اثیرالدین است كه به سبب خدمت نزد اثیرالدین و ارتباط نزدیك با او به اثیری معروف شده بود (ابن فوطی، ٤(٣) / ٣٠٣).
اثیرالدین ابهری، طبع شعر نیز داشت و به گفتۀ مؤلف عرفات العاشقین دیوانی در ٣ هزار بیت داشته است (اوحدی، ٥٨). حمدالله مستوفی (ص ٦٨٥) و واله داغستانی (ص ١٢) نیز یك رباعی از اشعار او را آوردهاند.
دربارۀ سال وفات اثیرالدین اختلاف است: برخی وفات او را در ٦٦٠ ق دانستهاند (اقبال، ٥٠٠)؛ جامی خلیفه گاه وفات وی را در ٦٦٣ ق ذكر میكند (٢ / ١٤٩٣، ١٦١٦)، گاه از حدود سال ٧٠٠ ق سخن میگوید (١ / ٢٠٦، ٢ / ١٧٥٠) و جای دیگر فوت او را بعد از ٦٦٠ ق مینویسد (٢ / ٩٥٣)؛ اما بطور قطع ٧٠٠ ق ناردست است، زیرا كه كاتبی قزوینی (د ٦٧٥ ق) دركتاب حكمة العین از استاد خود، اثیرالدین، با عبارت «برَدالله مضجعه» یاد میكند (ص ٢٤٥). به هر حال وفات اثیرالدین را در عهد هلاگوخان مغول (حمدالله، همانجا)، میان سالهای ٦٦٠ تا ٦٦٣ ق دانستهاند، و ظاهراً ٦٦٣ ق قولی است كه بسیاری برآنند.
اثیرالدین علاوه بر حكمت، در ریاضیات نیز به استادی شهرت یافت. وی را در هندسه بیهمتا میشمردند (قزوینی، ٤٦٣). حكایت شده است كه الملك الكامل ایوبی چند مسألۀ دشوار ریاضی را كه دانشمندان فرنگ در حل آنها درمانده بودند، برای اثیرالدین فرستاد و هر چند در دنبالۀ گزارش آمده است كه وی نیز به علت دشواری آن مسائل از استادش كمالالدین ابن یونس (ه م) كمك خواست، اما این خود نكتهای است كه متن نهایی پاسخ از سوی اثیرالدین تهیه شد (همانجا). آثار ریاضی او از دیدگاه ریاضیدانان معاصر وی و نیز دانشمندان دورانهای بعد، مهم شمرده شده است. بهویژه در سدههای اخیر، پژوهشگران تاریخ ریاضیات از او و آثارش بسیار سخن گفته و در بررسی آنها كوشیدهاند.
رسالۀ اصلاح اصول اقلیدس و كوشش اثیرالدین برای اثبات اصل پنجم اقلیدس كه به نام اصل توازی شهرت یافته است، در تاریخ ریاضیات جایگاه ویژهای دارد. این اصل چنین بیان میشود: هرگاه خطی دو خط دیگر را قطع كند، به طوری كه دو زاویه كه مجموع آنها از دو قائمه كمتر باشد، به جود آید، آن دو خط یكدیگر را در جهتی كه آن دو زاویه به وجود آمدهاند، قطع خواهند كرد (اقلیدس، ٢). پس از اقلیدس، بسیاری از ریاضیدانان، به دنبال این احساس كه اصل یاد شده قابل اثبات است، درصدد اقامۀ برهان بر آن برآمدند، اما در حقیقت همۀ آنان در روند استقلال از فرضی استفاده كردهاند كه با اصل توازی همارز بوده است («فرهنگ ... »، IV / ٤١٧).
برهان مفصلی كه در كتاب اصلاح اصول اقلیدس بر اصل توازی بیان گردیده، با برهان دیگری كه برای اثبات همین اصل در برخی منابع به اثیرالدین نسبت داده شده، به كلی متفاوت است. برهان نخستین، كلمه به كلمه با برهانی كه به نصیرالدین طوسی (ه م) نسبت داده میشود، و والیس در سدۀ ١٧ م و ساكری در سدۀ ١٨ م به آن استشهاد كردهاند (روزنفلد، ١٤٧)، منطبق است و بدینترتیب انتساب آن به هر یك از آن دو، تعلق آن به دیگری را مخدوش میسازد. این برهان بر ٣ مقدمه استوار است كه مقدمۀ نخستین آن با اصل توازی همارز است (اثیرالدین، اصلاح ... گ ١٧ الف - ٢٠ الف؛ قس: روزنفلد، ١٤٩-١٥٩). در این مقدمه گفته میشود: هرگاه چند خط مستقیم دو خط مستقیم دیگر را قطع كنند، به طوری كه بر یكی از آن دو عمود شوند و با دیگری زوایای حاده و منفرجه به وجود آورند، آن دو خط تا زمانی كه یكدیگر را قطع نكردهاند، در جهت زوایای حاده به یكدیگر نزدیك و در جهت مخالف آن از یكدیگر دور میشوند، و خطوطی كه آن دو را قطع میكنند، در جهت نخست رو به كوتاهی و در جهت مخالف آن رو به بلندی میروند. جالب توجه این است كه مؤلف، این دو قضیه را بدیهی میشمارد و تأكید میورزد كه برخی از هندسهدانان متقدم و متأخر، از آنها به عنوان دو قضیۀ بدیهی استفاده كردهاند (اثیرالدین، همان، گ ١٧ الف).
برهان دوم كه روزنفلد و یوشكویچ در ١٩٨٣ م، و ژائوئیش در ١٩٨٦ م به بررسی آن پرداختهاند، شامل یك مقدمه است و متن آن اندكی مغشوش به نظر میرسد. در مقدمه، مؤلف میكوشد با اثبات اینكه میتوان خطوط بیشماری رسم كرد كه دو خط متقاطع را قطع كنند و بدینترتیب هر كدام از آنها، قاعدۀ یك مثلث متساوی الساقین را تكشیل دهند، زمینه لازم را برای اقامۀ برهان بر اصل توازی فراهم كند، اما در حقیقت در اینجا نیز از فرضی همارز با اصل توازی استفاده شده است. شایان ذكر است كه قاضیزاده استدلال اثیرالدین را خالی از فساد خوانده است (ص ٦٢-٦٤، ١١٩-١٢٤؛ روزنفلد، ١٦٠-١٦٤).
آثـار
الف ـ منطق و فلسفه
١. ایساغوجی، در منطق. با اینكه این رساله خلاصهای از مباحث مهم منطق و مشتمل بر ایساغوجی (ه م)، قول شارح، قضایا، تناقض، عكس، قیاس و صناعات خمس است، اما چون فصل اول آن عنوان «ایساغوجی» دارد، از باب اطلاق نام جزء بر كل به ایساغوجی شهرت یافته است. بر این رساله شروح و حواشی متعددی نوشتهاند (حاجی خلیفه، ١ / ٢٠٦- ٢٠٨؛ واندیك، ١٩٩؛ GAL, I / ٦٠٩-٦١١;
GAL, S, I / ٨٤١؛ نیرومند، ٣١٣-٣٢٠) كه از مهمترین آنها میتوان ٣ شرح شمسالدین محمد بن حمزۀ فناری (٧٥١-٨٣٤ ق)، نورالدین علی ابن ابراهیم شیرازی (د ٨٢٦ ق) و زینالدین زكریا بن محمد انصاری (د ٩١٠ ق) را نام برد. اثیرالدین خود نیز بر این رساله شرحی با عنوان قال، أقول و حاشیهای بر این شرح با عنوان مغنی الطلاب فی المنطق دارد كه در هند و استانبول به طبع رسیده است. ابوالفتح شیرازی، ایساغوجی اثیرالدین را در ١٢٤٤ ق به فارسی ترجمه كرده و مرآة المنطبق نامیده است. این ترجمه بارها در هند چاپ شده است. همچنین این رساله به وسیلۀ توماس نوارینسیس به لاتینی ترجمه و در رم (١٦٢٥ م) منتشر شده است. كالورلی نیز ترجمۀ انگلیسی آن را در «یادنامۀ مكدانلد» در پرینستون (١٩٣٣ م) منتشر ساخته است. ایساغوجی بارها همراه با حواشی و تعلیقات در هند، قاهره و استانبول به طبع رسیده است.
٢. هدایة الحكمة، در ٣ بخش منطق، طبیعی و الهی. بر بخش فلسفی این كتاب شروح و حواشی متعددی نوشتهاند (نک : حاجی خلیفه، ٢ / ٢٠٢٨- ٢٠٢٩؛ GAL, S, I / ٨٣٩-٨٤١;
GAL, I / ٦٠٨-٦٠٩؛ نیرومند، ٣٠٢-٣١١) كه معروفترین آنها دو شرح است: یكی شرح قاضی كمالالدین میر حسین بن معینالدین میبدی (د ٩٠٩ ق) كه بارها همراه با حواشی تنی چند از فضلا در هند و استانبول و تهران به طبع رسیده است و دیگری شرح صدرالمتألّهین شیرازی (د ١٠٥٠ ق) كه مفصلتر از شرح میبدی است و بارها با حواشی و تعلیقات دانشمندان چاپ سنگی شده است. بخش منطق هدایه را محمدتقی دانشپژوه همراه با رسالة فی علم المنطق اثیرالدین با استفاده از نسخۀ خطی (شم ١٦٦) آستان قدس تصحیح كرده و با عنوان «دو رساله در منطق» در مجلۀ دانشكدۀ ادبیات تهران (شم ٣ و ٤، س ١٧) منتشر ساخته است.
٣. تنزیل الافكار فی تعدیل الاسرار، در منطق، طبیعی و الهی. در این كتاب اثرالدین برآن بوده است كه نظریات خود را دربارۀ «قوانین منطقیه و حكمیه» به دست دهد و فساد برخی از اصول مشهور را باز نماید (نک : نصیرالدین، ١٣٩؛ حاجی خلیفه، ١ / ٤٩٤). نسخههای خطی این كتاب در كتابخانههای آستان قدس و ازهریه نگهداری میشود (آستان، ١ / ٤؛ ازهریه، ٣ / ٤٨٢). نصیرالدین طوسی بر بخش منطق این كتاب شرح و نقدی به نام تعدیل االمعیار فی نقد تنزیل الافكار نوشته است. این شرح و نقد در ١٣٥٣ ش در مجموعۀ منطق و مباحث الفاظ به كوشش عبدالله نورانی به طبع رسیده است.
٤. زبدة ... (حمدالله، ٦٨٥؛ حاجی خلیفه، ٢ / ٩٥٣؛ مدرس، ١٠٥). در منابعی كه در دست است، ٣ كتاب با این عنوان به ابهری منسوب است: یكی زبدة الاصول (زاهدی، ٦) و دیگری زبدة الكشف (بغدادی، ٢ / ٤٦٩) و سومی زبدة الاسرار در حكمت (مدرسی، ١٩٧). اثیرالدین در پایان بخش منطق كتاب هدایه از زبدة الاسرار نام میبرد و چنین مینماید كه منطق هدایه [و شاید همۀ كتاب] خلاصه مانندی از كتاب مفصل زبدة الاسرار باشد (نک : اثیرالدین، بخش منطق، ٤٩٤). زبدة الاسرار كه مانند هدایة الحكمه، مجموعهای در منطق و طبیعی و الهی است، به وسیلۀ ابن عبری از عربی به سریانی ترجمه شده است (مییلی، ٢٩٩).
٥. منتهی الافكار فی ابانة الاسرار، در منطق، طبیعی و الهی (نک : مركزی، میكروفیلمها، ١ / ٦٧٠، ٦٧١).
٦. خلاصة الافكار و نقاوة الاسرار، در منطق (همانجا).
٧. دقایق الافكار، در منطق (همانجا).
٨. عنوان الحق و برهان الصدق، در منطق، طبیعی و الهی. نسخهای خطی از آن در كتابخانۀ دانشگاه استانبول (شم ٣١٣٤) موجود است (سید، ١ / ٢٢٧).
٩. اشارات، در برابر اشارات ابن سینا (حمدالله، مدرس، همانجاها؛ حاجی خلیفه، ١ / ٩٧).
١٠. رسالة فی علم المنطق، كه رسالۀ مختصری است در منطق به زبان فارسی. محمدتقی دانشپژوه این رساله را همراه بخش منطق هدایه با استفاده از نسخۀ كتابخانۀ مركزی دانشگاه (شم ٥٩٦٨)، در مجلۀ دانشكدۀ ادبیات تهران (شم ٣ و ٤، س ١٧) با عنوان «دو رساله در منطق» چاپ كرده است.
١١. المحصول، در برابر التحصیل بهمنیار شاگرد ابن سینا (حمدالله، همانجا؛ حاجی خلیفه، ٢ / ١٦١٦؛ مدرس، همانجا). ظاهراً خود اثیرالدین از این كتاب استخراجی كرده و آن را محصولی نامیده است (مدرس، همانجا).
١٢. كلمات عشر یا رسالۀ مبدأ و معاد، مختصری است به زبان فارسی. محمدباقر سبزواری این رساله را در ١٣٤٠ ش در مجموعۀ چهارده رساله منتشر ساخته است.
١٣. كتاب كشف، در منطق (حمدالله، همانجا؛ حاجی خلیفه، ٢ / ١٤٩٣). از این كتاب در منابع قدیم و جدید با نامهای گوناگون یاد شده است: كشف الحقائق (همو، مدرس، همانجاها؛ GAL, S, I / ٨٤٣)؛ جامع الدقائق فی كشف الحقائق (زركلی، ٧ / ٢٧٩؛ ایرانیكا)؛ كشف الحقائق فی تحریر الدقائق (بغدادی، ٢ / ٤٦٩؛ سارتن، II / ٨٦٧؛ برای نسخههای خطی این كتاب، نک : مركزی، میكروفیلمها، ١ / ٥٩٦، ٦٧٠؛ خدیویه، ٧(٢) / ٦٤٧؛ سید، ١ / ٢٣٢؛ GAL, S، همانجا).
ب ـ ریاضیات و نجوم
١. المجسطی، رسالهای است مختصر در هیأت (عزاوی، ٢٦٥). شاید این رساله همان باشد كه در برخی از منابع از آن با عنوان مختصر فی علم الهیئة یاد شده است (نک : ایرانیكا؛ زركلی، GAL, S، سارتن، همانجاها؛ زیدان، ٣ / ١١٤). ٢. سه رساله در هیأت و نجوم (عزاوی، همانجا؛ نورانی، ٤١). ٣. غایة الادراك فی درایة الافلاك (همو، ٤٠). این كتاب در برخی منابع به نامهای گوناگون ذكر شده است: درایات الافلاك (نک : زركلی، همانجا)؛ درایة الافلاك ( ایرانیكا)؛ فی درایة الافلاك (GAL, S, I / ٨٤٤؛ زوتر، ١٥٢). نسخهای از این كتاب در كتابخانۀ مركزی دانشگاه موجود است (دانشپژوه، فهرست كتابخانۀ اهدایی، ٣(٢) / ٩٢٥). گزیدههایی نیز از این كتاب در كتابخانههای برلین و بودلیان موجود است (GAL, S، زوتر، همانجاها). ٤. اصلاح اصول اقلیدس، در ١٣ مقاله (قربانی، زندگی نامه ... ،١٢١، فارسی نامه، ٢٨). نسخۀ خطی این رساله در كتابخانههای تهران، استانبول و بورسه موجود است (دانشپژوه، فهرست كتابخانۀ سپهسالار، ٣ / ١٤٦؛ نیز نک : GAS, V / ١١١, VII / ٤٠١). كمالالدین فارسی دربارۀ یكی از مسائل این كتاب رسالهای دارد كه نسخهای از آن با عنوان رسالة علی تحریر الابهری فی المسألة المشهورة من كتاب اقلیدس در كتابخانۀ احمدیۀ تونس موجود است (قربانی، زندگی نامه، همانجا؛ GAS, V / ١١١)؛ ٥. الزیج الشامل. در آغاز این رساله گفته میشود كه ابن زیج، برپایۀ اندازهگیریها و آزمایشهای مكرر ابوالوفا بوزجانی (ه م) و یارانش تدوین شده است (حاجی خلیفه، ٢ / ٩٦٨- ٩٦٩). نسخهای از آن در پاریس نگهداری میشود (دوسلان، شم ٢٥٢٨؛ نیز نک : GAS, VII / ٣٢٤-٣٢٥؛ كندی، ١٢٩؛ بـرای دیگر نسخههـای خطـی، نک : GAL, S، همانجا). ٦. الزیج الاختیاری یا الزیج الاثیری، نسخهای از آن در رامپور و خلاصهای از آن در واتیكان نگهداری میشود (همانجا؛ كندی، ١٣٣, ١٣٥، قس: ١٣١). ٧. شریك الاقطار، شامل چند مقاله در ریاضیات است و در مقالۀ پنجم آن شبهۀ جذر اصم بررسی شده است (مدرسی، ٩١٧). ٨. رسالة فی بركار القطوع. این رساله شامل اندیشههایی است كه اثیرالدین، طی آموزش رسالۀ «دربارۀ دایره» نزد كمالالدین ابن یونس، بدانها دست یافته است (GAL, S، همانجا). ٩. رسالة الاسطرلاب، یا رسالة فی معرفة الاسطرلاب (برای نسخههای خطی، نک : همان، I / ٨٤٣؛ دوسلان شم ٢٥٤٤(٥)). ١٠. رسالة فی علم الهیئة (GAL, S. I / ٨٤٤)؛ ١١. مختصر فی علم الهئیة، نسخهای از این اثر در كتابخانۀ لیدن (شم ١٧٤(٣)) موجود است (ورهووه، ٢٢٨؛ قس: المجسطی در همین مقاله). ١٢. الزیج المقنن (عزاوی، ٢٦٥). ١٣. الزیج الملخص (شمس العلماء، ٣٨١-٣٨٢؛ GAL, S؛ همانجا).
ج ـ دیگر آثار
این رسالهها نیز از تألیفات اثیرالدین است: ١. تهذیب النكت، در فن جدل، اصل این كتاب به نام النكت فی علم الجدل از ابواسحاق ابراهیم بن علی شیرازی (د ٤٧٦ ق) است و اثیرالدین آن را شرح و تهذیب کرده است (صفا، ٣(١) / ٢٤٧). نسخهای از این كتاب در كتابخانۀ عارف حكمت مدینه موجود است (دانشپژوه، «مكتبة ... »، ٤٥٦). ٢. الرسالة الزاهرة فی ابطال بعض مقدمات الجدلیة (مدرس، ١٠٥)، یا الرسالة الزاهرة فی فساد مقدمات مستعملة فی الجدل (برای نسخههای خطی، نک : مركزی، خطی، ١٤٩؛ شورا، ٥ / ٢٦٩-٢٧٠). ٣. رسالۀ مسائل، شامل ١٨ مسأله كه میان متكلمان و حكما مورد اختلاف است (مدرس، همانجا؛ شورا، ٥ / ٢٧٢). نسخۀ خطی این اثیر در كتابخانۀ مجلس شورا نگهداری میشود. ٤. المغنی فی علم الجدل، كه مختصری است در فن جدل و آداب بحث و مناظره (حاجی خلیفه، ٢ / ١٧٥٠).
مآخذ
آستان قدس، فهرست؛
ابنخلكان، وفیات؛
ابن عبری، غریغوریوس، تاریخ مختصر الدول، بیروت، ١٩٥٨ م؛
ابن فوطی، عبدالرزاق، تلخیص مجمع الآداب، به كوشش مصطفی جواد، دمشق، ١٩٦٥ م؛
اثیرالدین ابهری، مفضل، اصلاح اصول اقلیدس، میكروفیلم موجود در كتابخانۀ مركز، شم ٥٤٠؛
همو، بخش منطق هدایة، «دو رساله در منطق» (نک : هم ، دانشپژوه)؛
ازهریه، فهرست؛
اقبال، عباس، تاریخ مغول، تهران، ١٣٦٤ ش؛
اوحدی بلیانی، محمد، عرفات العاشقین، نسخۀ خطی كتابخانۀ ملی ملك، شم ٥٣٢٤؛
بغدادی، هدیه؛
تاریخ فلسفه در اسلام، به كوشش م. م. شریف، تهران، ١٣٦٥ ش؛
حاجی خلیفه، كشف؛
حمدالله مستوفی، تاریخ گزیده، به كوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٦٢ ش؛
خدیویه، فهرست؛
دانشپژوه، محمدتقی، «دو رساله در منطق»، مجلۀ دانشكده ادبیات، تهران، ١٣٤٩ ش؛
همو، فهرست كتابخانۀ اهدایی مشكوة، تهران، ١٣٣٢ ش؛
همو، فهرست كتابخانۀ سپهسالار، تهران، ١٣٤٠ ش؛
همو، «مكتبة شیخ الاسلام عارف حكمة»، نشریۀ كتابخانۀ مركزی دانشگاه تهران، نسخههای خطی، تهران، ١٣٤٦ ش؛
روزنفلد، ب. ا. وا. پ. یوشكویچ، نظریة الخطوط المتوازیة فی المصادر العربیة، ترجمۀ سامی شلهوب و كمال نجیب عبدالرحمان، حلب، ١٩٨٩ م؛
زاهدی، جعفر، مقدمه بر شرح میرك بخاری بر حكمة العین كاتبی قزوینی، مشهد، ١٣٥٣ ش؛
زركلی، اعلام؛
زیدان، جرجی، تاریخ آداب اللغة العربیة، قاهره، ١٩٥٧ م؛
سید، فؤاد، فهرس المخطوطات المصورة، قاهره، ١٩٥٤ م؛
شورا، خطی؛
صفا، ذبیحالله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ١٣٦٦ ش؛
عزاوی، عباس، «تاریخ علم الفلك فی العراق»، مجلة المجمع العلمی العربی، دمشق، ١٣٣٧ ق / ١٩٥٣ م، شم ٢٨؛
قاضیزاده، موسی، شرح اشكال التأسیس، به كوشش محمد السویسی، تونس، ١٩٨٤ م؛
قربانی، ابوالقاسم، زندگی نامۀ ریاضیدانان دورۀ اسلامی، تهران، ١٣٦٥ ش؛
همو، فارسی نامه، تهران، ١٣٦٣ ش؛
قزوینی، زكریا، آثار البلاد، بیروت، ١٣٨٠ ق / ١٩٦٠ م؛
كاتبی قزوینی، علی، «حكمة العین»، همراه ایضاح المقاصد علامۀ حلی، به كوشش علینقی منزوی، تهران، ١٣٣٧ ش؛
مدرس رضوی، محمدتقی، احوال وآثار خواجه نصیر طوسی، تهران، ١٣٣٤ ش؛
مدرسی زنجانی، محمد، سرگذشت و عقاید فلسفی خواجه نصیر طوسی، تهران، ١٣٣٥ ش؛
مركزی، خطی؛
مركزی، میكروفیلمها؛
مییلی، آلدو، العلم عندالعرب، ترجمۀ محمدیوسف موسی وعبدالحكیم نجار، جامعة الدول العربیة، ١٣٨١ ق / ١٩٦٢ م؛
نصر، حسین، علم و تمدن در اسلام، ترجمۀ احمد آرام، تهران، ١٣٥٠ ش؛
نصیرالدین طوسی، «تعدیل المعیار»، به كوشش عبدالله نورانی، منطق و مباحث الفاظ، به كوشش مهدی محقق، تهران، ١٣٥٣ ش؛
نورانی، عبدالله، مقدمه بر «تعدیل المعیار» (نک : هم ، نصیرالدین طوسی)؛
نیرومند، كریم، «عرفا و حكمای استان زنجان»، تاریخ پیدایش تصوف و عرفان، زنجان، ١٣٦٤ ش؛
واله داغستانی، علیقلی، ریاض الشعراء، نسخۀ عكسی موجود در كتابخانۀ مركز؛
واندیك، ادوارد، اكتفاء القنوع، قاهره، ١٨٩٦ م؛
نیز:
De Slane;
Dictionary of Scientific Biography, New York, ١٩٧١;
Euclid, «The Thirteen Books of Euclid’s Elements», Euclid, Archimedes, Apollonius of Perga, Nicomachus, Britannica Great Books, Chicago etc. ١٩٥٢;
GAL;
GAL, S;
GAS;
Iranica;
Kennedy, E. S., «A Survey of Islamic Astronomical Tables», Transactions of the American Philosophical Socitey, Philadelphia, ١٩٥٦;
Sarton, G., Introduction to the History of Science, Baltimore, ١٩٢٧;
Shams-ul-Ulama, M. H., Catalogue of the Arabic Manuscripts in the Buhar Library, Calcutta, ١٩٢٣;
Suter, H., Die Mathematiker und Astronomen der Araber und ihre Werke, Leipzig, ١٩٠٠;
V oorhoeve.
صمد موحد