دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٣٥ - ابن عزرا
ابن عزرا
نویسنده (ها) :
شهناز رازپوش
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ عِزْرا، ابراهام بن مئیر (مایر) (ح ٤٨٤-٥٦٢ق / ١٠٩١-١١٦٧م)، مفسّر تورات، ادیب، مترجم آثار عربی به عبری، منجم و ریاضیدان یهودی اندلسی. وی در منابع عربی، ابواسحاق ابراهیم بن مجید خوانده شده است. او از نخستین پژوهشگرانی است که آثار مسلمانان را به زبان عبری ترجمه کرده و باعث گسترش اندیشه و دانشهای مسلمانان و یهودیان شرق در میان یهودیان اروپا شدهاند (پالنثیا، ٥٠٠-٥٠١؛ سارتون، II / ١٨٧). ابن عزرا در طلیطله زاده شد، سپس همراه خانواده به قرطبه مهاجرت کرد. زندگی او را میتوان به دو مرحلۀ متمایز تقسیم نمود: مرحلۀ نخست که حدود نیم قرن به درازا کشید، در اسپانیا سپری شد. از دوران نوجوانی استعداد و نبوغ او در شعر و زباندانی مشهود بود، چنانکه پیش از خروج از اسپانیا به عنوان شاعر و اندیشمند، شناخته شده بود. مرحلۀ دوم زندگی وی با مهاجرت او در ٥٣٥ق / ١١٤٠م از اسپانیا ـ احتمالاً به سبب فقر و تنگی معیشت (هوسیک، ١٨٧) ـ آغاز میشود و تا پایان عمر او که در سفرهای طولانی میگذرد، ادامه مییابد. پسرش، اسحاق، که او هم شاعر شناختهشدهای بود، همزمان با پدر اسپانیا را ترک کرد و به بغداد رفت. در آنجا با هبةالله بن ملکا معروف به ابوالبرکات بغدادی، طبیب و فیلسوف، دوستی یافت و شعرهایی برای او سرود و سپس به اسلام گروید. این ماجرا ضربۀ روحی عمیقی به ابن عزرا وارد کرد که تجلی آن در شعرهایش مشهود است. ابن عزرا به بغداد سفر کرد تا بتواند فرزند را دوباره به دین یهود بازگرداند، ولی موفق نشد («دائرة المعارف یهود»، VI / ٥٢١). از این پس ابن عزرا زندگی خود را در سفر و غربت گذراند. آثار این سفرها در سبک نگارش او به وضوح برجای مانده است. تألیفات او در این مرحله شامل مقالهها و رسالههای کوتاهی است که اغلب فاقد نظم و ترتیب است. در ٥٣٥ق، احتمالاً پس از سفری به شمال افریقا و خاورمیانه، در رم مستقر شد (جودائیکا، VIII / ١١٦٣-١١٦٥) و در آنجا تفسیرهای بسیاری بر تورات نگاشت که چندان مورد توجه یهودیان آنجا قرار نگرفت. آثاری نیز دربارۀ دستور زبان عبری نوشت که در ٩٥٣ق / ١٥٤٦م در ونیز به چاپ رسیده است. در ٥٤٢ق از ایتالیا به فرانسه رفت و از جانب یهودیان آنجا به گرمی پذیرفته شد.
مهمترین تفسیرهای او بر عهد عتیق در فرانسه نوشته شد. در ٥٥٣ق به لندن رفت و دو یا سه سال بعد به فرانسه بازگشت و کتابی در زمینۀ نجوم از عربی به عبری ترجمه کرد. احتمالاً در اواخر عمر به قلهره در شمال اندلس رفت و همانجا درگذشت (سارتون، II / ١٨٧؛ قس: جودائیکا، VIII / ١١٦٤). ابن عزرا یکی از بزرگترین مفسران و شارحان عهد عتیق است. از ٥٣٥ق به مدت
بیست سال تفسیرهای بسیاری بر عهد عتیق نوشت که تقریباً همۀ بخشهای کتاب را شامل میشود. مهمترین تفسیرهای او در مورد پیامبران و غزل غزلهای سلیمان است (همان، VIII / ١١٦٦, ١١٦٧). تفسیرهای او بر عهد عتیق با نوشتههای شارحان دیگر تفاوت چشمگیری دارد و بر موازین علمی و زبانشناسی استوار است (هوسیک، همانجا) روش وی آمیزهای است از روش کسانی که آراءِ آنان مبتنی بر روایات و نظریههای پیشوایان مذهبی است و روش گروه مخالف آنها که هیچ تفسیری را افزون بر متن عهد عتیق روا نمیدارند. ابن عزرا تفسیرهای خود را براساس متون و همچنین شرح مجموعۀ قوانین شرعی و عرفی بزرگان یهود نوشته و دربارۀ شرعیات دین بیشتر به تلمودها توجه داشته است (جودائیکا، VIII / ١١٦٦). در این نوآوریهای او در تفسیر میتوان وی را پیشگام اسپینوزا، فیلسوف قرن ١٧م دانست (بریتانیکا، V / ٢٧٠). ابن عزرا بر خلاف عقاید رایج آن دوره تلویحاً میگوید که اسفار پنجگانه نوشتۀ حضرت موسی (ع) نیست (جودائیکا، VIII / ١١٦٧). او دربارۀ کتاب اشعیا عقیده داشت که این اثر حاوی نظریههای دو پیامبر است و این نظر وی امروزه به اثبات رسیده است (سارتون، II / ١٨٨). ابن عزرا را به سبب داشتن نظریههای نوین دینی پدر نقادان کتاب مقدس خواندهاند (جودائیکا، همانجا) و هر چند او را در شمار فیلسوفان نیاوردهاند، ولی افکار فلسفی او را از خلال تفسیرهایش میتوان دریافت (هوسیک، همانجا). وی عقیده داشت که سخنانش را مردم نادان نمیفهمند و همچنین نمیخواست که تودۀ مردم از عقاید افراطی او آگاه شوند، بنابراین در تألیفات خود تعبیرات پیچیده و مبهمی به کار برده است (جودائیکا، VIII / ١١٦٨).
عقاید فلسفی او نوافلاطونی است و از سلیمان ابن جبیرول نیز متأثر بوده است. با اینهمه مانند فیلسوفان ارسطویی مسلمان، عقیده داشت که دانش پروردگار به امور کلی تعلق میگیرد، نه به امور جزئی (هوسیک، همانجا). ابن عزرا با اعتقاد به دخالت ستارگان در تعیین سرنوشت انسان، نظریۀ خاصی دربارۀ جبر و اختیار بشر ابراز نکرده است (جودائیکا، همانجا).
ابن عزرا شعر نیز میسرود. بعضی از اشعار او با محتوای مذهبی و دارای مفاهیم فلسفی است و از آرزوی او به وحدت و پیوستن به پروردگار سخن میگوید. بیشتر این اشعار در اعیاد مذهبی یهودیان خوانده میشود. در شعرهای غیرمذهبی او از دوستی و عشق و طبیعت سخن میرود. وی مضامین شاعرانۀ جدیدی در شعر عبری به کار گرفته، که از آن جمله است اشعاری تعلیمی به زبان حیوانات، شعرهایی در قالب چیستان و قطعات هجایی. یکی از شعرهای او از داستان حیبنیقظان ابن سینا
برگرفته شده است (همان، VIII / ١١٦٥-١١٦٦). ابن عزرا توانست شعر اسپانیایی و اشعار عربیِ یهودیان آنجا را به شاعران اروپایی غربی معرفی کند، به طوری که بعد از مدتی این شاعران به تقلید از سبک او به سرودن اشعاری در محتوا و قالب شعر اسپانیایی پرداختند. دیوان شعر او در ١٣٠٤ق / ١٨٨٦م در برلین به اهتمام یاکوب اگرس به چاپ رسیده است (جودائیکا، همانجا).
ابن عزرا را به درستی یکی از پیشگامان علم دستور زبان عبری میدانند. وی اگرچه اصول و نظریههای جدیدی ابراز نکرده، ولی توانسته است نوشتههای زبانشناسان عبری را که پیش از وی در مشرق زمین و اندلس آثاری به عربی داشتند، گردآوری کند و به تدوین آنها به زبان عبری بپردازد. به این ترتیب یهودیان اروپا توانستند با آثار دانشمندانی که به زبان عربی تألیفاتی داشتند، آشنا شوند و به نزدیکی دو زبان عربی و عبری پی برند (همانجا).
ابن عزرا آگاهی فراوانی دربارۀ نجوم و علوم ریاضی داشت و کتابهای بسیاری در این زمینه به زبان عبری از خود به جای گذاشته است. وی با آگاهی از اطلاعات ریاضیدانان عرب زبان، روش استفاده از سیستم ده دهی (اعشاری)، را به یهودیان آموخت و با استفاده از حروف عبری «الف» تا «ط» به جای ١ تا ٩ و تعیین علامت ویژهای برای نشان دادن صفر و قرار دادن دهگان در طرف چپ آن، به صورتی که اکنون معمول است، کمک بزرگی به یهودیان کرد (جودائیکا، VIII / ١١٦٨).
از مهمترین کارهای او ترجمۀ شرح بیرونی، بر زیج خوارزمی است. وی این کتاب را در ٥٥٥ق / ١١٦٠م به زبان عبری ترجمه کرد. اصل کتاب که به زبان عربی بوده است از بین رفته و تنها ترجمۀ عبری آن به جای مانده است (نالینو، ١٦٤). ابن عزرا بر این اثر مقدمهای نوشته است. قسمتی از متن عبری کتاب همراه با ترجمۀ آلمانی آن توسط اشتاین اشنایدر به چاپ رسیده است («دربارۀ تاریخ ترجمه ... »، ٣٥٥-٣٥٩). در این مقدمه، ابن عزرا از تأثیر افکار ریاضیدانان و منجمان هندی بر دانشمندان عرب زبان سخن گفته و از کنکه یا منکه ریاضیدان و منجم هندیالاصل دربار هارونالرشید یاد کرده است. به عقیدۀ ابنعزرا، کنکه اعداد اصلی (اعداد نهگانه) و سیستم ده دهی را به اعراب آموخته است (همان، ٣٣١). بنابر گفتۀ او، این شخص را زیجی بوده که خوارزمی برای تهیه زیج خود از آن سود برده است. ابن عزرا نیز در کتابش «دربارۀ حرکات سیارات»، از روش بطلمیوس و دانشمندان عرب زبان استفاده کرده و به نتایج علمی قابل توجهی رسیده است. وی با مطالعۀ محاسباتی که دانشمندان عرب زبان، مانند ابن مقفع و دیگران، در زمینۀ حرکت خورشید انجام داده بودند، متوجه
شد که خورشید نمیتواند در یک محل ثابت بماند؛ نکتهای که پیش از او بطلمیوس نتوانسته بود به آن پی ببرد (همان، ٣٥٤-٣٥٦). او همچنین دو رسالۀ ماشاءالله در علم احکام نجوم را به عبری ترجمه کرده است («دائرةالمعارف یهود»، GAL, S, I / ٣٩١;
VI / ٥٢٤). از طریق همین ترجمهها و نوشتههای ابن عزرا در زمینۀ علم نجوم بود که دانشمندان اروپایی توانستند با معلومات و دستاوردهای منجمان و ریاضیدانان عرب زبان آشنا شوند (سارتون، II / ١٨٨). گفته میشود که وی مدتی هم در هند اقامت کرده و در نگارش آثار علمیش از منابع هندی سود جسته است. اما اشتاین اشنایدر («آیا ابنعزرا در هند بوده؟»، ٤٢٧-٤٣٢) این نظریه را رد کرده است.
ابن عزرا حدود ١٠٨ کتاب به زبان عبری نوشته یا ترجمه کرده است. اکثر آثار او طی قرون گذشته به زبانهای لاتینی، آلمانی و فرانسه ترجمه شده است. نوشتههای او از این رو مورد توجه بوده که نه تنها حاوی اطلاعات وسیع و عمیق هستند، بلکه شیوۀ نگارش، کوتاه و آهنگین بودن جملات، بیان هزل آمیز و قالب معمایی آن خواننده را مجذوب میکند و او را به تفکر و تأمل وامیدارد (جودائیکا، VIII / ١١٦٨؛ برای آشنایی با آثار او نک : جودائیکا؛ دائرةالمعارف یهود).
مآخذ
پالنثيا، آنخلگنثالث، تاريخالفكر الاندلسی، ترجمۀ حسين مؤنس، قاهره، مكتبة النهضة المصرية؛
نالينو، كارلو، علمالفلك، رم، ١٩١١م؛
نيز:.
Britannica, ١٩٧٣-١٩٧٤;
GAL, S;
GAS;
Husik, Isaac, A History of Mediaeval Jewish Philosophy, New York, ١٩١٦;
Judaica;
The Jewish Encyclopedia;
Sarton, George, Introduction to the History of Science, Tehran, ١٩٧٨;
Steinschneider, M., “Ist Ibn Esra in Indien gewesen?”, ZDMG, ١٨٦٦;
vol. XX;
id, “zur Geschichte der Ubersetzungen aus dem Indischen in’s Arabische und ihres Einflusses auf die arabische Literatur”, Ibid, ١٨٧٠, vol. XXIV.
شهناز رازپوش